تبليغاتX
Iman Abbasi

Iman Abbasi
تماس ۰۹۳۸۶۱۱۱۶۵۵ //////////////////////////////// ایمیل و آی دی ... ImanAbba30@yahoo.com 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
دسته گل هایی که با سرطان دست و پنجه نرم می کنند نیازمند حمایت من و شما هستند... به شکرانه اینکه سالم هستیم و به رسم معرفت باید کاری کرد... به حکم انسان بودن و نه ترحم ...
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 0:39 ] [ Iman Abbasi ]
هیزم شکن تبر میزد بر تنه‌ی درخت...درخت از مرگ و از افتادن نمی‌ترسید...نگرانی‌اش از این بود که آن پرنده‌ای که سال‌ها پیش کوچ کرده بود، روزی باز گردد و جایی برای استراحت نداشته باشد!!

*
بازیگوش بودم
اینکه تمام عمر مشق نام تو می‌کنم
تنبیه خداست!!


*
مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردن شماست نشوید!...
هیچ قاتلی دوست ندارد هنگام کشتن کسی، مزاحمش شوند!!!
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 0:39 ] [ Iman Abbasi ]
این درد‌ها چراغ قرمزی هستند برای اینکه توجه شما را به مشکل جدی در بدنتان جلب کنند

بسیاری از افراد به دردهای مزمن دچارند و این احساس ناخوشایند را همواره با خود دارند و درواقع می‌دانند که علت این دردی که تحمل می‌کنند چیست اما‌گاه پیش می‌آید که درد ناگهان ظاهر می‌شود و در بدن شما جا خوش می‌کند.

برای درمان چنین دردی که به نظر می‌رسد با دردهای معمولی ناشی از خستگی یا بیماری‌های حاد مانند سرماخوردگی کمی تفاوت دارد، بی‌شک به مراقبت‌های پزشکی جدی نیاز پیدا می‌کنید و البته هرچه زود‌تر برای رفع درد اقدام کنید بهتر است.

موارد زیر دردهایی هستند که خطر آفرینند و اگر به آن‌ها توجه نکنید ممکن است لطمات جبران ناپذیری را به بدن شما وارد کنند. درواقع این درد‌ها چراغ قرمزی هستند برای اینکه توجه شما را به مشکل جدی در بدنتان جلب کنند.

1- درد قفسه سینه

حملات قلبی یکی از پرتعداد‌ترین یماری‌ها در سراسر دنیاست و هر دو گروه مردان و زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته مطالعات نشان می‌دهد که زنان، نسبت به مردان طیف وسیع تری از حملات قلبی را تجربه می‌کنند.

حملات قلبی به طور معمول، سه شاخص شناسایی اصلی دارند که هم در مردان و هم در زنان مشترکند: درد دائمی قفسه سینه، تنگی نفس و هرگونه درد غیرمعمولی که در قسمت بالای بدن احساس کنید.

اگر تجربه چنین دردی را در بدنتان دارید که تا پیش از این نداشته‌اید و دردی است که آرام و متوقف نمی‌شود، به سرعت به پزشک مراجعه کنید یا با 115 تماس بگیرید.

2- سردرد شدید

اگر به صورت دائم سردردهای شدید دارید، به احتمال زیاد به می‌گرن دچار شده‌اید اما اگر این درد با علائم دیگر می‌گرن مانند استفراغ، تهوع، اختلال در دید، تاری یا سوزش و بی‌حسی در پا‌ها و دست‌ها همراه نیست، ممکن است که یک آنوریسم مغزی باشد.

آنوریسم بزرگ شدن یا بیرون زدگی دیواره یک سرخرگ به دلیل ضعف دیواره سرخرگی است. آنوریسم پشت سر هم در چند دقیقه می‌تواند موجب آسیب مغزی شود. بنابراین اگر سردرد شما آرام نمی‌شود به پزشک مراجعه کنید.

3- دندان درد ضربانی

اگر به طور ناگهانی دچار دندان درد ضربانی شدید، به احتمال زیاد عصب دندان شما آسیب دیده است. دلیل دیگر درد شدید دندان شکستن یا پوسیده شدن می‌نای مروارید رنگ دندان است. اگر به سرعت این آسیب را ترمیم نکنید باکتری‌های موجود در دهان به عصب دندانتان حمله می‌کنند.

اگر نمی‌خواهید که این عفونت به قسمت‌های دیگر بدنتان سرایت پیدا کند باید به محض شروع درد، سری به دندانپزشکتان بزنید. به احتمال زیاد وقتی دندان درد شدید دارید، به درمان ریشه‌ای دندان نیاز دارید.

در این روش آسیب‌ها و آلودگی‌هایی که به ریشه دندان سرایت کرده‌اند، از میان برداشته می‌شوند و روی دندان با مواد مخصوص پوشانده می‌شود.

4- درد در قسمت راست بدن

اگر در قسمت راست بدن خود درد شدیدی احساس می‌کنید و تب و حالت تهوع دارید، در این صورت ممکن است آپاندیسیت یا اگر خانم هستید، کیست تخمدانی داشته باشید. آپاندیس در حالت معمول کیسه ایست که دائم پر و خالی می‌شود اما وقتی درد احساس می‌کنید ممکن است که یک تاب یا پارگی، سبب آن باشد.
در هر دو مورد شما به جراحی اضطراری نیاز دارید. آپاندیس ملتهب را می‌توانید نزد متخصص بیماری‌های معده و روده جراحی کنید.

کیست پیچیده را نیز باید با جراحی بردارید زیرا می‌تواند جریان خون به تخمدان را در عرض چند ساعت مسدود کند.

5- ناراحتی شکمی همراه با نفخ

اگر در ماه گذشته، شکمتان دائم نفخ داشت و درواقع این نفخ بیشتر از یک روز طول کشید و همچنین خوردن مقدار اندکی از غذا شما را آزار داد، بد نیست بدانید طبق تحقیقات بنیاد سرطان زنان که در سال 2007 منتشر شد بدبینانه‌ترین اتفاقی که ممکن است افتاده باشد، سرطان تخمدان است. نفخ، درد شکم و لگن و مشکل در خوردن غذا، علائم اولیه سرطان تخمدان است.

اگر شما تجربه چنین حالتی را داشتید و بیش از چند روز به طول انجامید، به سرعت به پزشک مراجعه کنید.

6- کمردرد و سوزش انگشتان پا

دیسک‌ها که مانند بالشتی نرم، بافت استخوانی ستون فقرات شما را در بر گرفته‌اند، اگر در بالا رفتن از پله‌ها دچار مشکل می‌شوید و کمر درد احساس می‌کنید، احتمال دارد که ستون فقرات شما در معرض خطر آسیب عصبی دائمی باشد. بنابراین باید به تمرین‌های ورزشی ارتوپدی بپردازید تا متخصص طب ورزشی با تحریک عصب نخاعی درد شما را از بین ببرد.

7- پادرد همراه با تورم

اگر در ناحیه از پای خود ورم قابل توجه و شدیدی مشاهده کردید که گرم و قرمزرنگ است احتمال دارد یک لخته خون در آن ناحیه باعث آزار شما شده باشد.

فراموش نکنید که اگر ناحیه را ماساژ بدهید یا راه بروید ممکن است لخته‌های خون از طریق رگ‌های خونی جا به جا شوند و اکسیژن رسانی به بدن با اختلال مواجه شود. بنابراین از این کار پرهیز کنید و موضوع را با پزشک در میان بگذارید.
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 0:38 ] [ Iman Abbasi ]
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 0:38 ] [ Iman Abbasi ]
کافیه سیم جارو برقی رو جمع کنی ! اون موقع است که آشغالا یکی یکی خودشونو بهت نشون بدن!

ﺍُﺩﮐﻠﻦ 200 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﺰﻧﯽ 3 ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﻮﺵ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ ! بعد یه ﺳﯿﮕﺎﺭ 200 ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﺗﺎ 3 ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺵ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ...!

دقیقا وقتی داری با بابات راجع به گرفتن ماشین حرف میزنی ، همون لحظه تلویزیون یه برنامه پخش میکنه درمورد تاسف بارترین تصادف های تاریخ بشر با ماشین ! کلی هم به خانواده ها توصیه میکنه

همیشه توی تاکسی اون کسی که اون ته نشسته ، زودتر پیاده میشه!

1 هفته رژیم حرفه ای شما با 1 ساعت پرخوری بر می گرده!

هندزفری رو اتو هم بکشیم بعد دو دقیقه گره می خوره!

اگه اسمت میرزا شمس الدین گل کلمیان هم باشه ، وقتی میخوای ایمیل یاهو درست کنی میگه قبلا با این اسم ساخته شده!

اگر همه دنیا تأییدت کنن اون یه نفری که باید تأیید کنه نمی کنه!

سایز سنگ فرش های پیاده رو یه جوریه که نمی تونی توشون منظم راه بری...

کیلو کیلو آلبالو و آناناس و هلو و پرتقال تو یخچال باشه نمی خورین !
اما یه رانی که میخری گیر میدی به اون تیکه میوه که تهش مونده ! دلت میخواد با کلید درش بیاری !

اگه تنها باشی همه ماشینا خالیه ، اما اگه دونفر باشید 60 تا ماشینم بیاد فقط جا برای 1 نفر دارن ! چرا ؟!

وقتایی که با خودت تقلب می‌بری ، امتحان مثه آب خوردنه ، وقتی نمی‌ بری امتحان میشه در حد آزمون دکتری !

موقع رایت کردن سی دی یا 300 مِگ خالی می مونه یا 5 مگ زیاد میاد که چون یه دونه فایله کاریشم نمی تونی کنی !

یک ساعت اضافه می خوابی تا دو روز خوابت نمیاد ، یک ساعت کمتر میخوابی تا دو روز خواب آلودی !

زمانی اون چیزی که آرزومون بوده رو به دست میاریم که دیگه آرزومون نیست !
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 0:35 ] [ Iman Abbasi ]
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 0:34 ] [ Iman Abbasi ]
علمولوژی: ما تلفن همراهمان را دوست داریم، مخصوصاً اگر از نوع اسمارت فون های همه فن حریفی باشد که کارهای عجیب و غریب زیادی انجام می دهند. اما بعضی وقت ها در موقع استفاده از موبایل یک سری کارهای اشتباه از ما سر می زند که موجب بروز مشکلاتی خواهند شد. یک سری از این کارها و عادات بد را در زیر مورد بررسی قرار می دهیم:

۱ – قرار دادن تلفن همراه در شارژ در تمام طول شب: این را می توان تنبلی یا راحت طلبی نامید. این عادت در بلند مدت باعث بروز مشکل در تلفن همراه خواهد شد.

۲ – خاموش نکردن صدای موبایل در مواقع خاص: در شرایطی که سکوت باید حکمفرما باشد، تلفن خود را سایلنت (خاموش کردن صدا) نمی کنید؟ این کار درستی نیست. صدای زنگ تلفن همراه شما در جاهایی همانند کتابخانه، سینما و بیمارستان موجب برهم زدن آرامش و سکوت خواهد شد.

۳ – بلند بلند صحبت کردن با موبایل: من شخصاً علاقه ای ندارم بدانم که شما دیشب چه غذایی میل کرده اید یا امروز قرار است کجا بروید! پس لطفاً با تلفنتان آرام صحبت کنید و این توضیحات جذاب را برای مخاطب پشت تلفن با صدای آرام توضیح دهید.

۴ – ادامه دادن مکالمه تلفنی با اسپیکر: شما به اندازه کافی صدای بلندی دارید، خوب چرا تلفنتان را در حالت اسپیکر قرار می دهید؟ دوست دارید که دیگران هم صحبت های شما و هم صحبت های طرف مقابلتان را بشنود؟؟؟

۵ – ارسال اس ام اس های یک کلمه ای: درست است که اس ام اس باید کوتاه باشد ولی نه اینکه یک کلمه ای باشد. این پیام های یک کلمه ای ممکن است تعابیر بدی برای مخاطبتان داشته باشد، مثل این که شاید طرف فکر کند شما برایش ارزش قائل نیستید که این گونه جواب می دهید. همچنین هزینه های شما را هم افزایش می دهد.

۶ – صحبت کردن با موبایل در جاهای نامناسب: تصور کنید که در یک پنج شنبه شب با همسرتان بیرون رفته اید و می خواهید در مورد مشکلی که بین شما و همسرتان پیش آمده صحبت کنید. یک دفعه موبایلتان به صدا در می آید و شما شروع به صحبت می کنید. اصلاً همسرتان و صحبت با او را فراموش می کنید. من فکر می کنم که بعد از آن مشکلاتتان بیشتر خواهد شد.

۷ – اس ام اس دادن در مواقعی که با کسی صحبت می کنید: در حال صحبت با یکی از دوستانتان در مورد یک مسئله مهم هستید که برای شما یک اس ام اس می آید و شما شروع به پاسخ دادن به آن می کنید. اگر دوستتان با شما این کار را می کرد، ناراحت نمی شدید؟

۸ – رانندگی با گوشی موبایل: آیا شما از آن دسته افرادی هستید که پشت فرمان اتومبیل اس ام اس می دهند و از گوشی تلفنشان استفاده می کنند؟ این کار ممکن است باعث تصادفات سنگین و غیر قابل جبرانی شود.
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 0:34 ] [ Iman Abbasi ]
امروز چهارشنبه دانشگاه تعطيله. 

[ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ] [ 11:17 ] [ Iman Abbasi ]
سایت تشکیل نمیشه
[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 20:13 ] [ Iman Abbasi ]
از چهار راه زند میگذشتم که یه موتور سه چرخه ( از اون قرمزها!) دیدم که یه خانم و بچه کوچیکش به زحمت توی قسمت بارش جا شده بودن و داشتند سعی میکردند از جاشون بلند شن و پیاده شن. بچه و مادر و همسر داشتند میخندیدند و منم توی دلم خندیدم که بعضی از مردم سوار سانتافه هستند و همش دارند با هم بحث میکنن بعضی هم اینطور! دل خوش روزگار خوش میاره.
[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 9:10 ] [ Iman Abbasi ]



[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 9:6 ] [ Iman Abbasi ]


این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه ؟
چی از جون این یخچال بدبخت میخوای ؟
کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته ؟
کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده ؟
این موقع شب با کی حرف میزنی ؟
چشمات در نیومد پای این کامپیوترِ کوفتی ؟

[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:59 ] [ Iman Abbasi ]
هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند: ( از نظر گاندی )

1-ثروت، بدون زحمت

2-لذت، بدون وجدان

3-دانش، بدون شخصیت

4-تجارت، بدون اخلاق

5-علم، بدون انسانیت

6-عبادت، بدون ایثار

7-سیاست، بدون شرافت        توسط علی خانی

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:8 ] [ Iman Abbasi ]
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست.

وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"

و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلارش رو بیاره، زن از در بیرون رفته بود، در حالی که بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یک نفر هم به من کمک کرد، همون طور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت، در حالی که به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت، همه چیز داره درست می شه."
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:25 ] [ Iman Abbasi ]







[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:21 ] [ Iman Abbasi ]
می گن :

قدیما خواستگاری واسه این بود که خانواده ها دختر و پسر رو بهم نشون بدن اما الان خواستگاری ها جوری شده که دختر و پسرا خانواده ها را به هم نشون می دن.

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:20 ] [ Iman Abbasi ]
می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که :
* پدر تنها قهرمان بود.
* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد.
*بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود.
*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند.
*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود.
* و معنای خداحافـظ، تا فردا بود    

 زنده یاد حسین پناهی

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 21:56 ] [ Iman Abbasi ]
جان ساندرلند، مدير عامل سابق يكي از شركت‌هاي محصولات غذايي در آمريكا، در مقابل استدلال مديرانش مبني بر اينكه مي‌توان يا فروش را افزايش داد يا حاشيه سود را، و نه هر دو را، با يك تمثيل پاسخ مي‌داد. او زماني را به مدير يادآوري مي‌كرد كه انسان‌ها در كلبه‌هاي گلي زندگي مي‌كردند و در تلاش بودند كه هم كلبه را گرم نگاه دارند و هم از نور خورشيد در داخل كلبه بهره ببرند: يك سوراخ در ديوار كلبه باعث مي‌شد بتوان از نور روز استفاده كرد اما سرما هم به درون كلبه راه مي‌يافت؛ بستن سوراخ باعث مي‌شد درون كلبه گرم شود اما كاملاً تاريك باشد. اختراع شيشه داشتن همزمان گرما و نور را امكان پذير كرد. او سپس مي‌پرسيد: «شيشه كجاست؟»

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 21:1 ] [ Iman Abbasi ]
پادشاهي دو شاهين كوچك به عنوان هديه دريافت كرد. آنها را به مربي پرندگان دربار سپرد تا براي استفاده در مراسم شكار تربيت كند. يك ماه بعد، مربي نزد پادشاه آمد و گفت كه يكي از شاهين‌ها تربيت شده و آماده شكار است اما نمي‌داند چه اتفاقي براي آن يكي افتاده و از همان روز اول كه آن را روي شاخه‌اي قرار داده تكان نخورده است.

اين موضوع كنجكاوي پادشاه را برانگيخت و دستور داد تا پزشكان و مشاوران دربار، كاري كنند كه شاهين پرواز كند. اما هيچكدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام كنند كه هر كس بتواند شاهين را به پرواز درآورد پاداش خوبي از پادشاه دريافت خواهد كرد. صبح روز بعد پادشاه ديد كه شاهين دوم نيز با چالاكي تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهين را نزد او بياورند.

درباريان كشاورزي متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست كه شاهين را به پرواز درآورد. پادشاه پرسيد: «تو شاهين را به پرواز درآوردي؟ چگونه اين كار را كردي؟ شايد جادوگر هستي؟»

كشاورز كه ترسيده بود گفت: «سرورم، كار ساده‌اي بود، من فقط شاخه‌اي را كه شاهين روي آن نشسته بود بريدم. شاهين فهميد كه بال دارد و شروع به پرواز كرد.»

گاهي لازم است براي بالا رفتن، شاخه‌هاي زير پايمان را ببريم (البته شاخه‌هاي زير پاي خودمان، نه زير پاي ديگران!)

چقدر به شاخه‌هاي زير پايتان وابسته هستيد؟ آيا توانايي‌ها و استعدادهايتان را مي‌شناسيد؟ آيا ريسك مي‌كنيد؟

آيا كارمندان خود را مي‌شناسيد؟ آيا تلاش مي‌كنيد استعدادهاي آنان شكوفا شود؟ يا به خاطر ترس از پريدن و پرواز، آنان را به شاخه‌هايي از سازمان وابسته مي‌كنيد؟ آيا بهتر نيست كاركنانتان توانمند و چالاك باشند در عين حال جَلد سازمان؟

آيا نقاط قوت و استعدادهاي سازمان خود را مي‌دانيد؟ آيا به استقبال تهديدها مي‌رويد يا همواره به شكلي محافظه‌كارانه به حفظ وضع موجود مي‌انديشيد؟ در رويارويي با تهديدها و مشكلات است كه سازمان مي‌تواند استعدادها و توانايي‌هاي خود را بروز داده و توسعه دهد.

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 20:59 ] [ Iman Abbasi ]
لطفاً دقت بفرماييد،

 چهارشنبه دکتر متخصص در برنامه بسیار جالبی درباره گسترش سریع سرطان تیرویید در زنان خاطرنشان کرد که این افزایش میتواند احتمالا بعلت استفاده از عکسبرداری "ایکس ری" از دندان و ماموگرام باشد. وی اشاره کرد دندانپزشکان می ­ توانند هنگام عکسبرداری پیش بند محافظ را بالا آ ورده بطوری که گردن بیمار را کاملا بپوشاند. بسیاری از دندانپزشکان این زحمت را به خود نمی  دهند. همچنین وسیله ای بنام "محافظ تیرویید" وجود دارد . تصادفاً من دیروز دندانپزشكي رفته بودم . با اینکه احساس میکردم سوال احمقانه ای خواهد بود اما در مورد "محافظ" سوال کردم . تکنیسین یکی از کشویی ميزبیرون اورد. پرسیدم چرا همیشه از ان استفاده نمی ­ شود .وی جواب داد :"نمی­دانم. باید بخواهید ." خوب اگر من این برنامه را ندیده بودم   چطور می­توانستم درخواست استفاده   از آ ن را بکنم . این را برای دوستان و اقوام خود بفرستید!

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 20:52 ] [ Iman Abbasi ]
سقراط به او گفت: "فردا به كنار نهر آب بیا تا ‌راز موفقیت را به تو بگویم. صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به كنار رود رفت.

سقراط از او خواست كه دنبالش به راه بیفتد. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و ‌به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ‌ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.

جوان نومیدانه تلاش كرد خود را رها كند، امّا سقراط آنقدر ‌قوی بود كه او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند كه رنگش به كبودی گرایید و بالاخره توانست خود را ‌خلاصی بخشد.

‌همین كه به روی آب آمد، اولین كاری كه كرد آن بود كه نفسی بس عمیق كشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا." ‌

سقراط گفت: "هر زمان كه به همین میزان كه اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، ‌تلاش خواهی كرد كه آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد.       توسط:رهگذر
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 20:47 ] [ Iman Abbasi ]
چند دقیقه از فوتبال فولاد و پرسپولیس رو نگاه میکردم که دیدم پرسپولیس گل دومش رو زد. عجیب این بود که کلی از استادیوم اونها رو تشویق میکردند! و خوشحالی میکردند. تجربه اصفهانیه سپاهان با سه دور قهرمانی پیاپی نشون میده که مهمترین چیز اعتقاد مردم یه شهر به تیمشونه که باعث قهرمانی میشه.فقط با قهرمانی اون تیمه که شهرشون بلند آوازه و خوشنام میشه. کلا من با تعصب کور مخالفم ولی این مورد تعصب مثبته که نشون از هویت شهرمون داره.

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 19:40 ] [ Iman Abbasi ]
خانم باربارا والترز که از مجریان بسیار سرشناس تلویزیون های معتبر آمریکاست سالها پیش از شروع مبارزات آزادی طلبانه افغانستان داستانی مربوط به نقشهای جنسیتی در کابل تهیه کرد. در سفری که به افغانستان داشت متوجه شده بود که زنان همواره و بطور سنتی 5 قدم عقب تر از همسرانشان راه می روند.

... خانم والترز اخیرا نیز سفری به کابل داشت ملاحظه کرد که هنوز هم زنان پشت سر همسران خود قدم بر می دارند و...

علی رغم کنار زدن رژیم طالبان، زنان شادمانه سنت قدیمی را پاس می دارند.

خانم والترز به یکی از این زنان نزدیک شده و می پرسد: چرا شما زنان اینقدر خوشحالید از اینکه سنت دیرین را که زمانی برای از میان برداشتنش تلاش می کردید همچنان ادامه می دهید؟

این زن مستقیم به چشمان خانم والترز خیره شده و می گوید: بخاطر مین های زمینی!!‬
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 23:44 ] [ Iman Abbasi ]
وقتی خیلی کوچبک بودم،همیشه بابام یه پلاستیک گنده واسم خوراکی میخرید و منم میزاشتمش تو کمدم که کسی نخورشون!!! بعد خواهرم میومد میگفت،محمد؟؟هنوز خوراکیاتو نخوردیی؟؟؟ میگفتم نه !!! میگفت خوب زودتر بخورشون دیگه وگرنه الان هاپو میاد همشو میخوره!!! منم میگفتم من که نمیتونم الان همشو بخورم،دلم درد میگره!!!اونم میگفت،باشه دیگه چاره ای نیست!!! منم کمکت میکنم و شروع میکرد به خوراکیای منو خوردن!!!! چندبار اینکارو کرد و من تو عالم بچگی شک کردم بهش و دیگه بهش ندادم!!!! بعدش یه بار که داشتم تنهایی با خوراکیاام حال میکردم،دیدم صدای هاپ هاپِ سگ میاد!!! خواهرم دویید تو اتاق که بدو فرار کن الان هاپو میاد خودتم میخوره هاااااا!!!!!هیچی دیگه یه چندبارم اینطوری سرم کلاه رفت!!!تا آخرش بابام هاپو رو پیدا کرد!!!!:D:‬
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 23:42 ] [ Iman Abbasi ]
 *دوست عزیز، در هنگام دروغ گفتن حداقلِ شعور را برای مخاطب خود متصور شوید !

مچکرم …!

* دو تا نصیحت …!

1آ.شغال هم که باشید قابلیتِ بازیافت دارید ، امیدتونو از دست ندید خلاصه !

2.باور کنید استفاده از کلمات رکیک شما را به انسانی کول و باحال تبدیل نمیکند

* دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو!

* دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مسئله خاصی نیست

مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه ناپدید میشه… !!

 *من موندم این مخترع نون تافتون چه فکری کرده این همه سوراخ گذاشته رو این نوون؟؟؟

یه لقمه درست حسابیم نمیشه گرفت همش نشت میکنه!

 *فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه “عِـه رفت رو پیغامگیرشون” و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!

 *بعضی آهنگها هستن که گوش میدی میگی

“من کی زندگیمو واسه این تعریف کردم که این از روش آهنگ ساخته؟؟

 *یه زمانی بهمون میگفتن “یه دقیقه از اون اینترنت لامصب بیا بیرون میخوام تلفن کنم” !!

* یه نصیحت

زمانی که گوشی را روی حالت بلندگو قرار میدهید حتما به شخصی که آنطرف خط هست اطلاع دهید. :|

بعضی مواقع خیلی گند کاریها اتفاق می افته وقتی شخص دیگه ای هم کنار شما باشه ….!*

* سلامتیه پـــــت و مــــت

چون نه هیچی تو مغزشون بود،نه هیچی تو دلشون!

* دیدین بعضیا وقتی میشینن رو صندلی چرمی بعد صدا میده

یه بار دیگه صداشو در میارن که بگن مال صندلی بوده؟!!!

فاجعه اونجاست که صداش دیگه در نیاد !

خخخخخخخخخخخ !!

*یه مثل کامپیوتری هست که میگه :

حال ما اینــقــدرا هـم خوب نیست ، فـتـوشـاپــه !

*هموجور که نمره دلیل بر هوش نیست… سن هم دلیل بر فهم و شعور نیست !!!

*ای خدا ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!

* راستی

یکی از دغدغه های دوران کودکی من این بود که “نخ” وسط نبات چی کار می کنه آخه؟!

* از من به شما نصیحت:

کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه

بیشتر از همه تنهاست

اون رو تنها نذارید

چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره …

* یارو زنگ زده بود رادیو میگفت، پیغام من به اوباما اینه که اگر روزی صد تا موشک بزنی به تهران ما یک قدم عقب نمیریم!

مجری پرسید از کجا تماس میگیرید؟

گفت: تبريز!

* بعضی ها شانس درِخونشونو نمیزنه

لامصب درست میزنه وسطِ پیشونیشون !

 *یکی از کارهایی که به من اعتماد به نفس میده اینه که پسووردم رو بســـــیار سریع وارد کنم….. و درست باشـــه

 *یه قانونی هست که میگه :

همیشه یه آهنگ توی پِلی لیستت هست که همیشه ازش رد میشی

اما هیچ وقت پاکش نمی کنی!

*بند انداز برقی صورت و بدن ، سنگ پا ، گل سر جادویی ، عطر جادویی گل سنجد ، ساعت LE…D ، لیزر پوینتر ، شارژر اضطراری موبایل ….

[ سایتهای ایرانی ، نتیجه ی جستجوی مقاله ]

*یکی از سرگرمی های پلید من اینه که توی جمع هدفون میزارم گوشم . آهنگ پلی نمیکنم. بعد گوش میکنم ببینم بقیه راجع به من چی میگن…

امتحان کنین جواب میده

*وضعِ نت یه جوری شده که ، هفت هشت تا تب باز می کنی، بعد مثل سیخای کباب هی دونه دونه ازاون اول تاآخر بهشون

سرمیزنی ببینی درچه وضعیه،لود شده یا نه..!

والاااااا ….

* کلا هروقت عجله داشتی باشی به چراغ های قرمز میخوری

ولی اگه بخوای یه اس ام اس رو تا آخر بنویسی، همه چراغا سبز میشه !!

* از فحش ناموسی بدتر اینه که ساعت ۳ شب بری پشت خط ِ کسی که قبلش بهت sms داده ” شــــب بخیر عزیزم”…!!!:|

* از یارو پرسیدم با کدوم Browser با اینترنت داری کار میکنی؟ سافاری؟ اکسپلورر؟ اپرا؟ فایرفاکس؟ …

میگه با اون که اولش گوگل رو باز میکنه

* وقتی کباب با برنج میخوریم ۹۰%حواسمون به اینه که هر دوتاش باهم تموم شه !

* باید تو چشم اونایی که واسشون کاری میکنی اما تشکر نمیکنن زل بزنی بگی :

وظیفم نبود، لطف کردم !! 

*خداییش لذتی که تو سواری بر خر شیطون هست تو سواری لامبورگینی نیست

* با غصه نشو همدم سنت شکن خود باش آزادترین فردی ، وقتی که نگی ای کـــــــــــــــــــاش

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 23:10 ] [ Iman Abbasi ]
"پــرنده، لب تنگ ماهی نشسته بود و به مــاهی نگاه می کرد و می گفت:

سقف قفست شکسته! چـــــرا پــــــرواز نمــــی کنـــی؟!!"    توسط:مهدی کریمی
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 21:4 ] [ Iman Abbasi ]
بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فرو ریختن برج های دو قلوی تجارت جهانی در آمریکا شد، یک شرکت جلسه ایی ترتیب داد و از بازماندگان شرکت های دیگری که افرادش از این حادثه جان سالم به در برده بودند دعوت کرد تا کسانی که از این مهلکه جان سالم به در برده و در آن انفجار غایب بوده اند دلیل خود را ذکر کنند. در صبح روز ملاقات ، مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و داستان همه آدم ها یک نقطه مشترک داشت : همه در اثر یک اتفاق کوچک جان سالم به در برده بودند!

مدیر شرکت آن روز نتوانسته بود به برج برسد
چرا که روز اول کودکستان پسرش بودو باید شخصا در کودکستان حضور می یافت

همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد

یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد

یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد

یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباسش تاخیر کرد

اتومبیل یکی روشن نشده بود

یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد

یکی دیگر تاخیر بچه اش باعث شده بود که نتواند سروقت حاضر شود

یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود

و یکی که مرا تحت تاثیر قرار داده بود کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و با وسایل مختلف سعی کرد به موقع سرکار حاضر شود.
اما قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک دراگ استور ایستاد تا یک چسب زخم بخرد و به همین خاطر زنده ماند!

به همین خاطر هر وقت:

در ترافیک گیر می افتم
آسانسوری را از دست می دهم
مجبورم برگردم تا تلفنی را جواب دهم
و همه چیزهای کوچکی که آزارم می دهد
با خودم فکر می کنم
که خدا می خواهد در این لحظه من زنده بمانم...

دفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است
بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند
نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید
با چراغ قرمز روبرو می شوید
عصبانی یا افسرده نشوید
بدانید که خداوند مشغول مواظبت از شماست!    توسط:رهگذر
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 21:1 ] [ Iman Abbasi ]
سایت برگزار نمیشه.

تاریخ امتحان عملی رو بزودی اعلام میکنم.

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 20:58 ] [ Iman Abbasi ]
میگن :
اگر حرف میخواهید از مردها بخواهید
اگر عمل میخواهید از زن ها بخواهید
زیرا هر چند خروس بانگ بلندی دارد اما این مرغ است که تخم میگذارد

:))

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:29 ] [ Iman Abbasi ]
کودکی ده ساله كه دست چپش در یك حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یك استاد سپرده شد.

پدر كودك اصرار داشت استاد ازفرزندش یك قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر كودك قول داد كه یك سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی كل باشگاه‌ها ببیند!

در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی كودك كار كرد و در عرض این شش ماه حتی یك فن جودو را به او تعلیم نداد !

بعد از شش ماه خبررسید كه یك ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود.

استاد به كودك ده ساله فقط یك فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد.

سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در میان اعجاب همگان با آن تك فن همه حریفان خود را شكست دهد!

سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بین باشگاه‌ها نیز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات كشوری، آن كودك یك دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری كشور انتخاب گردد.

وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپیروزی‌اش را پرسید.

استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود كه اولاً به همان یك فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یك فن بود، و سوم اینكه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود كه تو چنین دستی نداشتی!

یاد بگیر كه در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده كنی.

راز موفقیت در زندگی، داشتن امكانات نیست، بلكه استفاده از "بی امكانی" به عنوان نقطه قوت است .
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 13:44 ] [ Iman Abbasi ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

قطره دریاست اگر با دریاست...
×××××××××××××××××
هرگز کوشش نکنید فرد موفقی باشید،بلکه فرد ارزشمندی باشید
×××××××××××××××××
دردرون سیب،دانه هایی محدود
در دل هر دانه،سیب ها نامحدود
چیستانی است عجیب
دانه باشیم نه سیب