بخاطر اشکالاتی که برای دوستان پیش اومده بود این راهنما را به زبان ساده برای شما نوشتم :

1- با مرورگر (گوگل کروم) وارد کاربری خود شوید. کلا هميشه  برای کارموزی فقط با کروم کار کنید.

آدرس لینک https://sad.iauahvaz.org/ 

2- وارد تب کاراموزی شوید و تعیین محل کارموزی را انجام دهید

دقت كنيد : موضوع كاراموزي و محل كاراموزي را با استاد خود را با استادتون هماهنگ كنيد. علتش اينه كه مثلا محل كاراموزي رو شركت اتوبوس راني انتخاب نكنين و ...

3- صبر کنید تا استادتان محل کارموزی را تایید کند و در صورتی که تایید نکرد با استاد خود تماس بگیرید

4- بعد از استاد، مدیر گروه باید تاييد کند و سپس دفتر ارتباط با صنعت تایید میکند.

توجه کنید که تمام این تاییدیه ها در اینترنت انجام میشود و نیازی به حضور شما نیست

5- سپس نامه معرفی به محل کاراموزی را پرینت بگیرید

دقت کنید : حتما باید پرینت بگیرید. اگر پرینت نگیرید نرم افزار فرض میکند که شما کارموزی نرفتید و کارموزی شما را حذف میکند

6- در تب کارموزی هر هفته یا دوهفته ای یک بار خلاصه گزارش هفتگی را بنویسید. این گزارش چند خط بیشتر نیست و خلاصه ای از کارهایی که انجام دادید و مکانهایی که رفته اید و مطالبی که برای فایل جمع اوری کردید را شامل میشود.

7- بعد از پایان مدت کارموزی نامه گواهی پایان کارموزی را از محل کارموزی بگیرید و برای دانشگاه بیاوریدو

تحویل واحد پژوهش دانشکده که در طبقه سوم دانشکده بهشتی است بدهید.

8- فایل را به  استاد نشان دهید ( با سی دی یا فلش )  و اگر تایید کرد فایل گزارش نهایی که حداکثر 500 کیلوبایت حجم داشته باشد را در سایت بارگداری کنید

9-استاد نمره ی شما را وارد نرم افزار میکند

10- بعد از تایید ارتباط با صنعت و مدیرگروه نمره ی شما قابل مشاهده می شود.

شاد و پیروز باشید ایمان عباسی - علی محمودی



یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:11 | Iman Abbasi |
 

تاپ ناپ - Raul Lemesoff نام هنرمندی است که خلاقیت عجیب ولی قابل تحسینی انجام داده است. او یک تانک قدیمی را به یک کتاب خانه سیار رایگان تبدیل کرده.

او با تانک خود به شهرستان های مختلف سفر می کند و برای دوستداران کتاب تجربه ای جدید را به ارمغان می آورد.

 
 
 
 


پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 15:17 | Iman Abbasi |
 

تاپ ناپ - اگر میلیونر باشید و نگران مکانی برای فرار در زمان های اضطراری احتمالا یک اتاق مخفی و ایمن در زیر زمین به فکرتان خواهد رسید. اما این میلیونر ها یک خانه با امکانات کامل را برای چنین مواقعی در زیر زمین و زیر خانه خود ساخته اند. 

 
 
 


پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 15:16 | Iman Abbasi |
 

تاپ ناپ - این جوراب ها طراحی شده اند تا میزان سطح تماس بین چرخ و زمین را در جاده های پوشیده از برف و لغزنده افزایش دهد. این جوراب ها که عملکرد همان زنجیرچرخ های قدیمی را دارند براحتی قابل استفاده و شستشو است.

 
 
 


پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 15:15 | Iman Abbasi |
 

تاپ ناپ - این میز نهار خوری توسط کریستوفر دافی طراحی شده است. نوع نصب و طرح این میز به گونه ایست که گویی در هوا و بر روی تعدادی یادکنک معلق است. او این میز را با رنگ بندی متفاوت بادکنک های مصنوعی برای فروش آماده نموده است.

 
 
 


پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 15:9 | Iman Abbasi |
پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 15:5 | Iman Abbasi |
پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 15:3 | Iman Abbasi |
 



پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 14:57 | Iman Abbasi |
 

  براساس آخرین آمار‌ها، همه ساله ۳ میلیارد نفر در سراسر جهان با هواپیما پرواز می‌کنند، و سفر هوایی یکی از امن‌ترین راههای سفر است. احتمال مرگ در یک سفر هوایی ۱ در ۹ میلیون است. 
 
 اما با این همه حادثه اتفاق می‌افتد، و در صورت چنین رویدادی، باید به بهترین وجه آماده باشیم تا احتمال زنده ماندن خود را افزایش دهیم. همچنین به خاطر داشته باشید که در ۹۵ درصد سانحه‌های هوایی، مسافران زنده می‌مانند، و گاهی شانس زنده ماندن آن‌ها بستگی به آن چیزی‌هایی دارد که باید انجام دهند و یا نباید انجام دهند. 
 
به گزارش شبکه العربیه، این چند نکته را برای زنده ماندن در یک سانحه هوایی بخاطر داشته باشید: 
 
۱- شلوار، پیراهن آستین بلند و کفشهای محکم و راحت بپوشید 
لباسهایی که حرکت را آسان کند، کفش بدون پاشنه و لباسهای نخی و یا پشمی ارجحیت دارند، و داشتن یک لباس گرم در مناطق سرد یک مزیت است.

چگونه در یک سانحه هوایی زنده بمانیم 

 

۲- صندلی درست را انتخاب کنید 
صندلی‌های وسط و کنار درب خروجی ارجحیت دارند. سرنشینان ته هواپیما ۴۰ درصد شانس زنده ماندن بیشتری دارند. 
 
۳- کتابچه ایمنی را بخوانید و به نکات ایمنی توجه کنید 
حتی اگر می‌دانید که مهماندار چه می‌خواهد بگوید، باز به گفتار او گوش بدهید. درهای خروجی را پیدا کنید و طریقه باز کردن آنرا یاد بگیرید 
 
۴- وحشت نکنید و نقشه بکشید 
هواپیما‌ها به یکباره سقوط نمی‌کنند. معمولا چندین دقیقه وقت برای برنامه ریزی دارید. درهای خروجی و راه رسیدن به آن‌ها را در نظر بگیرید. سعی کنید متوجه شوید در کجا قرار است سقوط کنید (دریا یا خشکی) 
 
۵- کمربند خود را در هرحالت بسته نگهدارید 
کمربند خود را سفت ببندید، و مطمئن شوید که روی استخوان لگن و نه شکم بسته شده باشد 
 
۶- آماده کوبیده شدن باشید 
 
۷- در همه حالت آرامش خود را حفظ کنید. آرامش ده برابر شانس زنده ماندن شما را افزایش می‌دهد 
 
۸- اول ماسک اکسیژن خود را ببندید. برای این کار حداکثر ۱۵ ثانیه فرصت دارید، و در غیراینصورت به سرعت از هوش می‌روید 
 
۹- خود را از دود کنار بکشید 
 
۱۰- هرچه سریع‌تر از لاشه هواپیما دور شوید 
هرچه سریع‌تر از هواپیما خارج شوید، از دستورات پیروی کنید، آرام باشید، اثاثیه خود را فراموش کنید، و برای خروج از در امن استفاده کنید 
 
۱۱- حداقل ۱۵۳ متر در خلاف جهت باد از هواپیما دور شوید 



پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 14:53 | Iman Abbasi |
 يادمه كوچيك كه بودم توي محله مون هرسال دوتا جنگ داشتيم!

جنگ خارك!!! وقتي خارك ها هنوز سبز بودن بچها با خارك به جون هم مي افتادند

جنگ سهپسون !!! وقتي كه حسابي رسيده ميشدند و چسبناك هركي يه مشت توي دستش ميگرفت و جنگ شروع ميشد. 

البته اون موقع من ٥ تا ٨ سال داشتم و كارهاي عاقلانه برام معني خاصي نداشت

دیدنی های امروز

 

 



پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 14:50 | Iman Abbasi |
 

دیدنی های امروز



پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 14:43 | Iman Abbasi |
 

دیدنی های امروز



پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 14:42 | Iman Abbasi |
جاتون خالي رفتيم خارج از اهواز ، خونه يكي از فاميلا و دورهم  يه گوسفند كباب كرديم خورديم

 نشسته بوديم كه يدفعه صداي در اومد. .... ينفرخيلي محكم و تندتند در ميزد

دربازكرديم ديديم ماشين همسايه داره ميسوزه و با ماشيناي ما فاصله زيادي نداره 

باعجله جابجا كرديم و بعد كه بادقت نگاه كردم متوجه شدم اتيش از سقف به سمت پايين حركت ميكنه

متوجه شدم كه احنمالا روي سقفش بنزين ريختن و اتيش زدن .... خودشون متوجه نشده بودند و فكر ميكردند اتصالي بوده. 

خلاصه بخير گذشت



پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 14:36 | Iman Abbasi |
 

دیدنی های امروز



پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 14:19 | Iman Abbasi |
 

سال نو رو تبريك ميگم و از صميم قلب براي همه شما دوستان ، از خداوند ارزوي تندرستي و شادي و پيروزي دارم



جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ | 13:25 | Iman Abbasi |
ماشينمو رو با قطار فرستادم و خودم و خانوادم با هواپيما رفتيم سفر. 

ولي براي برگشتن با ماشين خودم اومدم. 

شب كه ميخواستم راه بيفتم دوستم اومد و رفتيم استخر

اصرار داشت كه حتما بريم و البته منم ميخواستم كه بريم ولي مشكل اين بود كه تا صبح ميخواستم رانندگي كنم! شنا خيلي چسبيد و خلاصه بعدش هم يك ساعت استراحت كردم و بعد ساعت يازده شب راه افتادم از تهران به اهواز. 

تا بروجرد روندم و بعدش دوساعت توي ماشين خوابيدم. 

با صداي اذان بيدار شدم و رفتم كه نماز بخونم. انقدر هوا سرد بود كه دندونام سه بار در ثانيه به هم ميخوردند!

نزديكي هاي اهواز يكي ديگه از دوستان عزبز زنگ زد كه بريم استخر واترپلو به سبك امريكايي! منم رفتم و خيلي هم مزه داد!

 خاطره ي جالبي شد. 



پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 16:46 | Iman Abbasi |
 

چهارشنبه سوري خيلي خوش گذشت. 

با فاميل رفتيم يه باغ كه كنار يه مركز پرورش اسب بود. 

يه بازي جالب روسي بنام مافيا رو بازي كرديم. 

البته اين عكس پاييني مربوط به اونجا نيست. اسبهاي اون اصلبل خيلي قشنگ تر و خوش استيل تر بودن. 

 

از نشنال جئوگرافیک(عکس)

 

 



پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 15:52 | Iman Abbasi |
 

می‌دانید که هنگام تبادل اطلاعات نباید آنها را جدا کنید چرا که اطلاعات‌ مخدوش (Corrupt) خواهد شد.

 

چرا باید مموری را قبل از جدا کردن eject کرد؟

 

دلیل اصلی برای Eject کردن و جدا کردن اَمن (Safely Remove) فلش‌درایوها نوشتن حافظه‌ی نهان (Write Cache) بر روی آنها است. هنگامی که انتقال فایل‌تان به پایان رسیده نیز ممکن است هنوز تبادل اطلاعات در جریان باشد. با Eject کردن مموری‌تان به ویندوز پیام می‌دهید که دست از اینکار بردارد.

مایکروسافت از مدت‌ها پیش می‌دانست که کاربران به کشیدن ناگهانی کول‌دیسک‌شان از پورت یواس‌بی علاقه دارند. به همین دلیل از مدت‌ها پیش در ویندوز استفاده از فلش‌درایوها برای خواندن و نوشتن «حافظه‌ی نهان» لغو شده است.

اگر بر روی یکی از این درایوها کلیک‌راست کرده و گزینه‌ی Properties را کیک کنید، سپس زبانه‌ی Hardwareرا پیدا کرده و دوباره بر روی Properties کلیک کنید، خواهید دید که «جدا کردن سریع» (Quick Removal) گزینه‌ی پیش‌فرض است.

احتیاط کنید، ویندوز الزاماً چنین رفتاری با هارد-دیسک اکسترنال شما نخواهد داشت و ممکن است از آن برای خواندن و نوشتن حافظه‌‌ی نهان استفاده کند. بنابر این کنترل کنید و اگر اطلاعات مهمی بر روی آن دارید همیشه آنرا Eject کنید.

حتی اگر دست‌رسی ویندوز به این درایوها را برای خواندن و نوشتن حافظه‌ی نهان خاموش کرده باشید هنوز امکان ارتباط آن با یکی از پروسه‌های نهان ویندوز وجود دارد.

در هر صورت شخصاً هنگام جداکردن هارد اکسترنال یک ترابایت شخصی‌ام که از آن برای نگه‌داریِ نسخه‌ی پشتیبان (Backup) فایل‌های با ارزش استفاده می‌کنم همیشه از گزینه‌ی جداکردن امن استفاده می‌کنم.

کسانی را دیده‌اید که قصه‌های ترسناکی از کول‌دیسک‌ها سوخته و سکتورهای آسیب دیده بر اثر بیرون کشیدن فلش‌درایوها تعریف می‌کنند و مدعی هستند «همیشه» باید فلش‌درایوها را به شیوه‌ای امن (Safety Remove) جدا کرد. نظر تکنیکی من این است: زندگی کنید! وقتی با فلشدرایو و کول‌دیسک‌ها سر و کار دارید به خودتان زحمت ندهید.

ما که اطلاعات فوق‌ سّری‌ای که از آنها فقط ۱ نسخه موجود است را جابجا نمی‌کنیم! شاید چند تا از فایل‌ها معیوب شود و مجبور شوم آنها را از نو کُپی کنم و در بدترین حالت مجبور خواهم بود کول‌دیسک ۱۶ یا ۳۲ گیگ را فورمت (Format) کنم. خیلی هم ترسناک نیست. کول‌دیسکها جان سخت‌تر از آن هستند که با کشیده شدن‌شان از کار بیافتند یا به اصطلاح بسوزند.

شانس سوختن‌شان بر اثر گرم شدن و ضربه‌خوردن بسیار بیشتر از شانس سوختن‌شان بر اثر بیرون کشیدن شدن از پورت یواس‌بی است. پس فراموش نکنید هاردهای بزرگ‌تر را Eject کنید اما برای جدا کردن کول‌دیسک‌ها تنها کافی است در ابتدا اطمینان حاصل کنید که انتقال داده‌ها به پایان رسیده است.

منبع: فردا



چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 17:48 | Iman Abbasi |
 

عصرایران ؛ محمدسعید روزبه - در کتاب ارتباط شناسی دکتر محسنیان راد داستان جالبی نوشته شده است. حتماً به خواندنش می ارزد:

« فرض کنید پسری در خانواده ای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار متولد شود. آنها در نقطه ای در یک شهر پرجمعیت زندگی می کنند و ساکن آپارتمانی کوچک هستند.

هزاران رویداد کوچک و بزرگ، زندگی پسرک را تشکیل می دهد. مثلا وقتی خیلی کوچک بود، یک روز بارانی با مادرش از خیابان عبور می کردند. پسرک در یک لحظه که مادرش مشغول صحبت خودش را به سگ کوچکی رساند. سگ به او نزدیک شد و بدنش کمی به لباس پسرک مالیده شد.

آن روز تمام لباس های او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. بعدها پسرک شاهد لولیدن سگ های ولگرد توی کوچه ها و آشغال های شهر بود.

وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه می کرد و گفته شد که باید به او آمپول هاری تزریق کنند.

بعدها که بزرگ تر شد، رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آنکه رساله های مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او می داد.

اجازه بدهید او را بگذاریم و به سراغ فرد دیگری برویم.

دخترک در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گله داری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آنها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگ های نگهبان گله بود.

 برخی روزها که پدرش با اسب از خانه بیرون می رفت اگر دیر می کرد سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را می کشید و وقتی صدای آشنای اسب او را می شنید با هیاهو دیگران را مطلع می کرد و پدر وقتی وارد می شد دستی به سر و روی سگ می کشید.

یادش می آید که یک روز برادر کوچکش توی باطلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ می کشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.

 این دو کودک را که خاطره هایی از دوران کودکی آنها خواندید برای چند سال رها می کنیم. کاری نداریم که چگونه با یکدیگر آشنا شدند و ازدواج کردند. حالا از آن ازدواج چند سال گذشته است. به مکالمه آن دو توجه کنید. (به عمد سخنان هر یک را با شماره ردیف مشخص کرده ایم.)

1- زن: به نظر من باید فکر کرد. اگر این بار هم دزد بیاید معلوم نیست چکار می خواهیم بکنیم.

2- مرد: اون یک دفعه هم، دزد اشتباهی خونه ما را انتخاب کرده بود. ما که چیز پر ارزشی نداریم.

3- زن: به هر حال همین که داریم نتیجه سالها زحمت ماست. اگر نباشد، اگر یک تکه اش کم شود، هزار مشکل به وجود می آید.

4- مرد: میدم چفت و بست بیشتری برای در درست کنند.

5- زن: اگر از روی دیوار آمد چی؟

6- مرد: می توانم روی دیوار هم بدهم نرده بکشند.

7- زن: چطوره یک سگ بیاریم.

8- مرد: سگ بیاوریم! کجا نگهش داریم؟

9- زن: خوب معلومه توی خونه؟

10- مرد: سگ کثیفه

11- زن: خوب می شوییمش

12- مرد: احمق، مگر سگ را می شویند؟

13- زن: خوب بله می شویند. چرا فحش می دی؟

14- مرد: ...

15- زن: ... »

همه ما کما بیش با چنین مشکل مواجه بوده ایم ؛ البته نه درباره خرید یا عدم خرید سگ بلکه با مشکلی به نام "تبدیل یک مسأله مشترک به یک اختلاف" یا "سوء تفاهم" .

فرمول ساده جلوگیری از سوء تفاهم در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی

 

بار دیگر به قصه فوق برمی گردیم. ظاهر قضیه این است که هم زن و هم مرد، درباره یک موضوع واحد صحبت می کنند، هر دو می دانند که سگ چیست و اگر نفر سومی هم به حرف هایشان گوش کند، سگ را با حیوان دیگری اشتباه نخواهد کرد.

این اما تمام قصه نیست ؛ واقعیت این است که هر کدام از آن دو، درباره دو حیوان کاملاً متفاوت صحبت می کنند: مرد درباره یک "موجود نجس خطرناک" حرف می زند و زن درباره یک "موجود وفادار مهربان" ؛ فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.

بخش عمده ای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم و این ، البته امری طبیعی است. 
واژه "مادر" برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده ، با کسی که مادری معتاد و بی مسؤولیت داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا می داشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست. 
واژه شراکت، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته ، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمی شود.
 کسی که فکر می کند برای بهبود رفتار فرزند، باید او را "تنبیه" کرد با کسی که مکانیزم "انتخاب" را در تعامل با فرزندش انتخاب می کند، در تعبیر کلمه "تربیت" با هم متفاوت اند و ... .

"دیوید برلو" -که از نامداران علم ارتباطات انسانی است- نگاه جالبی به موضوع دارد. از دیدگاه او کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسان هاست. انسان ها معنای خود را بر کلمات بار می کنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه می سازند.

اشتباه بزرگ ما می تواند این باشد که کلمات را بدون توجه به گوینده کلمات دریافت و معنی کنیم. در چنان صورتی خطر سوء تفاهم همیشه وجود دارد. این خطر به ویژه در کلماتی که معنای انتزاعی دارند بیشتر است. مانند این که زن خوشبختی را چیزی می داند و شوهرش معنای دیگری از آن دارد. بنابراین ، هر کدام از آنها، بر اساس معنای خود از خوشبختی می کوشد دیگری را خوشبخت کند ولی نتیجه ، هرگز مطلوب نیست.  
در چنین وضعی زن با خود می گوید: "من که تمام تلاش خودم را برای خوشبخت کردن همسرم انجام می دهم ولی انگار او اصلاً نمی بینید." مرد هم دقیقاً همین ها را با خود می گوید و شکاف میان آن دو ، روز به روز بیشتر می شود

حال از این بحث چه نتیجه عملی برای زندگی می توان گرفت؟ 
در پاسخ، این سه نکته را می توان به طور خلاصه مطرح و بحث را جمع بندی کرد:

1 - همیشه یادتان باشد که کلمات، به خودی خود الزاماً معنا ندارند. کلمات (به خصوص انتزاعی ها) همراه با گوینده شان معنی دار می شوند. 

2 - قبل از این که درباره حرف های طرف مقابل تان قضاوت کنید، سعی کنید به درک مشترکی از کلمه برسید. برای رسیدن به این درک مشترک، از کلمه عبور کنید و بکوشید نگاهی که طرف مقابل تان به آن کلمه و موضوع دارد را کشف کنید. در این صورت، به جای بحث بر سر کلمه، خواهید کوشید درباره مفهوم آن به نتیجه مشترک برسید.

مثلاً اگر در قصه اول این نوشته، سگ در نظر مرد یک "موجود وفادار مهربان" بود، آن دو هیچ اختلافی با هم نداشتند. متقابلاً اگر زن هم سگ را "موجود نجس خطرناک" می دانست هم اختلافی در بین نبود.
اگر این دو، می دانستند که در پس کلمات، می تواند مفاهیم متعدد و متفاوتی وجود داشته باشد، می توانستند به جای بحث بر سر "سگ" درباره پاکی یا نجسی و خطر سگ و درباره مهربانی و وفاداری اش با یکدیگر حرف بزنند.
مثلاً اگر زن می دانست که در نظر همسرش، سگ یک موجود نجس و خطرناک است، می توانست راهی برای نجس نشدن خانه و زندگی شان از دست سگ ارائه دهد و درباره خطر سگ هم به او یاد بدهد که چگونه می توان از خطر او در امان ماند. در این صورت شاید مرد می پذیرفت که برای حفاظت از خانه شان یک سگ بخرند.

3 - همیشه به یاد داشته باشید که ممکن است آنچه شما می گویید یک چیز باشد و آنچه طرف مقابل دریافت می کند، چیز دیگر. 
فراموش نکنید که پیام ارسالی الزاماً مساوی پیام دریافتی نیست و این ، منشأ بسیاری از اختلافات است.
 بنابراین باید تلاش کنید مفهوم آن کلمه را به همان شکلی که در ذهن تان هست بیان کنید. مثلاً در قصه اول، در کنار این جمله که "من با خریدن سگ مخالفم" باید توضیح داده می شد که از نظر من، سگ حیوان نجس و خطرناکی است که نباید وارد خانه شود.

در مثالی دیگر، زن و شوهر به جای این که همدیگر را متهم کنند که "تو بلد نیستی فرزندمان را خوب تربیت کنی"، باید ابتدا معنایی که از تربیت در ذهن خود دارند را بیان کنند. مثلاً یکی از والدین می تواند بگوید: "به نظر من ، برای این که فرزندمان فلان کار را انجام ندهد، بهتر است با با نقل قصه ای عواقبش را به او گوشزد کنیم. این به نظر من ، می تواند یک گام برای تربت اصولی فرزندمان باشد."

از اینجای بحث به بعد، دو طرف یکدیگر را متهم نمی کنند که اصلاً تربیت کردن بلد نیستی بلکه درباره روش های تربیت با یکدیگر صحبت خواهند کرد و این ، یعنی یک گام به جلو و یک گام از اختلاف فاصله گرفتن.
البته شاید درباره روش ها هم با یکدیگر اختلاف داشته باشند ولی حالا که از پوسته کلمات (در اینجا ، تربیت) گذر کرده اند، می توانند منطقی تر و به شکل غیر اتهامی با یکدیگر صحبت و مسأله را حل کنند (در حالی که قبلاً درباره اصل مسأله با هم درگیر بودند.)

با دانستن این مطلب ساده، بسیاری از مشکلات ارتباطی ما اساساً به وجود نمی آیند و یا راحت تر و با هزینه کمتر حل می شوند.



چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 17:40 | Iman Abbasi |
كلاسهاي اين هفته ي من تشكيل نميشوند. 

عيدتون مبارك

 



سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 8:53 | Iman Abbasi |
پول‌نیوز- یک کمپانی کوچک به نام «Monohm» قصد دارد موبایلی دایره‌ای را ارائه کند که در واقع اولین موبایل کارا و هوشمند از این نوع است.

بر خلاف تصور اولیه، شرکت سازنده دوست ندارد این دستگاه را یک تلفن هوشمند بنامد، بلکه آن را «تلفن هوشمند موروثی» یا «ضد تلفن هوشمند» نامگذاری کرده است. این شرکت به افرادی که می‌خواهند بیشتر به اطرافشان توجه کنند و همواره چسبیده به گوشی شان نباشند، توصیه کرده از این تلفن همراه استفاده کنند.  قرار است اپلیکیشن های مخصوصی چون فایرفاکس برای صفحه نمایش دایره ای این گوشی ساخته و توسعه داده شوند. تنها برنامه های محدودی از جمله ابزار تصویربرداری و فیلم برداری و اینترنت گردی به شکل محدود روی این «ضد گوشی» قابل نصب خواهند بود و این دستگاه به هیچ وجه قرار نیست با زنگ، ویبره و آلارم حواس صاحب اش را پرت کند.

منتظر موبایل های دایره ای باشید! (عکس)


منتظر موبایل های دایره ای باشید! (عکس)

کمپانی مونوهم، عکس هایی را از پیش تولید این دستگاه که با نام «Runcible» عرضه خواهد شد، منتشر کرده است که این عکس ها اکثراً در محیط های طبیعی گرفته شده اند. در این عکس ها تصویری از آنچه قرار است در صفحه نمایش گوشی ارائه شود، نمایش داده نشده اما آن ها به شما ایده ای از آنچه که قرار است عرضه شود نشان خواهند داد.

در واقع شرکت سازنده قصد دارد بگوید این گوشی جزئی از طبیعت خواهد بود و قصد ندارد بیش از حد شما را معطوف به دنیای مدرن و مجازی نموده و شما را از توجه و اهتمام به محیط اصلی زندگی تان باز دارد.

منتظر موبایل های دایره ای باشید! (عکس)

منتظر موبایل های دایره ای باشید! (عکس)

منتظر موبایل های دایره ای باشید! (عکس)
منبع: مهر


یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 1:8 | Iman Abbasi |
شلیک مستقیم تانک به فیلمبردار (عکس متحرک)


یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 1:5 | Iman Abbasi |
قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرعه کشی شود.
معلم گفت : هر کس نامش را روی کاغذ بنویسد تا قرعه کشی کنند.

وقتی نام سعید درآمد، خود آقا معلم هم خوشحال شد.
چرا که سعید به تازگی یتیم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود.
وقتی معلم به کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد؛
روی همه ی آنها نوشته شده بود: سعید ...
"مهربانیهای صادقانه ی کودکی هایمان را از یاد نبریم..."
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ
ﻣﺴﺘﺤﻖ "ﺳﺘﺎﯾﺶ" ﺍﺳﺖ .

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺑﺸﻨﺎﺱ . . ﻧﻪ ﺩﺭ ﮔﻔﺘﻦ ؛
ﺩﺭ ﮔﻔﺘﺎﺭ .. ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ



یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:18 | Iman Abbasi |
بعد از مدتها امروز وقت کردم نظرات وبلاگ رو کامل بخونم

تعداد زیادی از نظرات از قبل مونده بودند و مربوط خیلی قدیم بودند

بعضی ها شعرها و مطالب زیبایی بودند که دوستان فرستاده بودند و من فراموش کرده بودم در وبلاگ بزارم. چون به صفحه های بعدی منتقل شده بودند.

بیشترشون نظرات خصوصی بودند. نظرات وقتی نظرات خصوصی هستند که شما تیک نظر خصوصی را فعال کنید. در مورد قالب وبلاگ ، .... بودند.

لطفا اگر لازم نباشه تیک نظر خصوصی رو نزنید، چون جواب من رو نمیتونید ببینید. سیستم نرم افزار سایت اینجوریه.

ازدوستانی که ابراز لطف کردند و یا انتقاد کردند از من و سایر همکاران ممنونم.

در پناه خدا شاد و پیروز باشید.



شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 11:15 | Iman Abbasi |
اگر حساسید نبینید



ادامه مطلب
شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:0 | Iman Abbasi |
يک پلنگ تيزپا و قدرتمند، اگر با هزار کيلومتر سرعت هم بدود؛ باز نميتواند؛ به پرواز درآيد.
 
ولى، يک گنجشک کوچک با کمترين سرعت هم پرواز مي كند.
زيرا براى پرواز نياز به بال داريم؛ نه قدرت و سرعت!
 
بالِ پرواز ما انسانها، ذهن ماست. موفقيت، هيچ ربطى به هيکل، زيبايى، جنسيت، قدرت، سن و سال، داخلى و خارجى بودن ندارد!
درصد موفقيت انسانها بستگى به درصد استفاده از قدرت ذهنشان دارد.
 
به قول مولانا:
رهِ آسمان درون است؛ پرِ عشق را بجنبان
پرِ عشق چون قوى شد؛ غم نردبان نماند...


جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:52 | Iman Abbasi |
روزی چهارشمع دریک اتاق تاریک ایستاده ونورافشانی میکردند چندساعتی گذشت وهیچکس به سراغ آنهانیامد سرانجام اولین شمع معترض شدوروبه دیگردوستانش کردوگفت «نام من ایمان است دراین دوره وزمانه مردم دیگرهیچ ایمانی ندارند» این راگفت وبلافاصله خاموش شد   😔نیم ساعتی گذشت وشمع دوم که نامش مهربانی بودآهی کشیدو روبه دو دوست دیگرش گفت«انگارحق باایمان بود...٬ مردم حتی مهربانی رانیزفراموش کرده اندوسری به من نمی زنندپس همان بهترکه من هم نباشم...!» شمع مهربانی نیزاین راگفت ,وخاموش شد 😔 یک ساعت بعدنوبت به شمع سوم رسیدکه نامش زندگی بود و باافسردگی زیادی که ازصدایش بگوش میرسیدگفت«متٱسفانه حق باایمان ومهربانی بود...٬ مردم دیگربه زندگی هم توجهی نمی کنندواصلاسراغی ازمن نمی گیرند...٬ پس این زندگی چه فایده ای دارد؟» به این ترتیب زندگی هم خاموش شدوفقط یک شمع باقی مانده بودکه دراوج تاریکی٬ سوسومیزد وبه هرسختی بود سعی میکردفضای اطرافش راروشن سازد٬ درهمین لحظه ناگهان دراتاق بازشدوپسرک خردسالی پاداخل گذاشت٬ 👱 نگاهی به اتاق انداخت وگفت «اینجاچقدرتاریک است»سپس جلورفت وشمع چهارم رابرداشت وبه کمک آن٬ ایمان ومهربانی وزندگی راروشن کردولبخندی زدوازاتاق خارج شد سه شمع تازه روشن شده روبه چهارمی کردندوپرسیدند: - توکی هستی- چگونه ماراازنیستی نجات دادی؟شمع چهارم لبخندزدوگفت «نام من امیداست٬ 😃 هرگاه ایمان کمرنگ شود٬مهربانی ازبین برودوزندگی هم به انتهابرسد٬خداوندیکی ازبنده هایش رابه سراغ من میفرستدتاهرسه ی شمارا دوباره به مردم هدیه کنم»😊😊😊😊🙏پروردگاراهرگزامیدت راازمامگیر.

 
 
 


جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:51 | Iman Abbasi |
فرهاد و هوشنگ هر دو بيمار يک آسايشگاه روانى بودند. يکروز همينطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عميق استخر انداخت و به زير آب فرو رفت. هوشنگ فوراً به داخل استخر پريد و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بيرون کشيد. وقتى دکتر آسايشگاه از اين اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصميم گرفت که او را از آسايشگاه مرخص کند. هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من يک خبر خوب و يک خبر بد برايت دارم. خبر خوب اين است که مى توانى از آسايشگاه بيرون بروى، زيرا با پريدن در استخر و نجات دادن جان يک بيمار ديگر، قابليت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانهانشان دادى و من به اين نتيجه رسيدم که اين عمل تو نشانه وجود اراده و تصميم در توست. اما خبر بداين که بيمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از اين که از استخر بيرون آمد خود را با کمر بندش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شديم او مرده بود. هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: من آويزونش کردم تا خشک بشه...😜😛😑

_____. . _______
______ ) )______l 
            l l 
            l l 
            l l . - ' ' . 
            l /    _    \
            l l     ` /, l 
            ( \\` _. ' 
          . - ` - - ' . 
        /Y  .   .   Y\
      //   l       l   \\
    //     l   .   l     \\
  '  )      l       l       ( ` 
            l l ' l l 
            l l   l l 
            l l   l l 
            l l   l l 
          /  l   l   \
          ` - '   ` - `
 


جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:51 | Iman Abbasi |
ﻣﺎ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﻣﺖ ﺑﺰﻧﻪ!

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻻﻥ ﺭﻭﯼ ﺷﻦ ﻫﺎﯼ ﺳﻮﺍﺣﻞ پاتايا ﺩﺍﺭﻩ
ﺍﻓﺘﺎﺏ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ !! ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺳﻮﺀﺗﻔﺎﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻧﯿﯿﺘﻢ ﭘﺎﮐﻪ!!!!!!!!!!!!
 
 
😀😃😄😂
 
 
يــــــــني خدا شاهده بعضيا چنان خودشونو ميگيرن
 
بــــــــايد سند بزاري درشون بــــــــياري😞Ho
 
😀😃😄😂
 
 
خرما کيلويي 6000 تومن، شير بطري 3 هزارتومن...
ديگه نميشه مثه پيغمبرا ساده زندگي کرد
 
😀😃😄😂
 
 
ديشب اينترنتم قطع شد
رفتم يه ذره با خانواده نشستم، باهاشون آشنا شدم. . . 
به نظر آدماى خوبى ميان !
 
 
 
😀😃😄😂
 
باز کجا!؟؟؟.......
.
سوالی که حتی اگه 2سال خونه باشی و یهو بخوای از خونه خارج بشی حتما می شنوی
 
😀😃😄😂
 
ﺍﻻﻥ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺗﺤﻤﻞ ﺑﺰﺍﺭﻥ ؛ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﯾﻮﺏ ﺍﺯ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﻫﻢ بالا نمياد 
 
😀😃😄😂
 
توی تموم زندگیم فکر میکردم هوا مجانیه .... . . . . . . .
تا اینکه یه بسته چیپس خریدم ....))))))))))
 
😀😃😄😂
 
آقا تجربه ثابت کرده …! اگه بالای سرِ کتری وایستی آبش دیرتر جوش میاد!
 
برید کنار دورشو خلوت کنین
 
 


جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:50 | Iman Abbasi |
♥ وقتی یکیو دوست داری ...
     اشکشو در نیار ...
      با اشکاش از چشماش میوفتی ...
 
♥ ازش فاصله نگیر ...
 اگه سرد شه دیگه درست نمیشه ...
 
♥ باهاش قهر نکن ...
 بی تو بودن رو یاد میگیره ...
 
♥ تهدیدش نکن ...
       دعواش نکن ...
         میره پشته یکی دیگه قایم میشه !
             اون ادم پناهش میشه ...??
 
 ♥ اگه دوستش داری ...
همونجوری که هست دوستش داشته باش ، 
     سعی نکن عوضش کنی??
 
♥ اگه دوستش داری ...
      اشتباهاتشو به روش نیار ... آدم جایز و الخطاست...??
 
 ♥ اگه دوستش داری ...
      تو اوج بدی ها و تلخی ها و سختی ها ...
        از آغوشت بیرونش نکن ...
 
بذار یاد بگیره دنیاش و زندگیش همون آغوشیه که توشه !??
 
نذار بره جای دیگه ازدست تو گریه کنه اوموقعس که دیگه 
 
?? تو ، توي قلبش جایی نداری...????????
 


جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:49 | Iman Abbasi |
مطالب قدیمی تر