Iman Abbasi

تماس ۰۹۳۸۶۱۱۱۶۵۵ ............................. ImanAbba30@yahoo.com ایمیل و آی دی

درباره من
قطره دریاست اگر با دریاست...
×××××××××××××××××
هرگز کوشش نکنید فرد موفقی باشید،بلکه فرد ارزشمندی باشید
×××××××××××××××××
دردرون سیب،دانه هایی محدود
در دل هر دانه،سیب ها نامحدود
چیستانی است عجیب
دانه باشیم نه سیب

مطالب غيرسياسي كه براي من جالبه رو در اين وبلاگ ميزارم. بيشتر زمینه فرهنگي،طنز ، اجتماعي و علمي را براي اين وبلاگ در نظر گرفتم.

شماره تماس: ۰۹۳۸۶۱۱۱۶۵۵
ایمیل و آیدی:ImanAbba30@yahoo.com
نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت: 13:12
خوش به حال ماهی ها
تکلیفشان معلوم است
هوایی که می شوند ، می میرند

 

______________________

 

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر ، نامه رسان من و توست
گوش کن ، با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

 

______________________

 

چه حکایت عجیبی است هوای پاییز
تنها را تنها تر می کند و عاشق را عاشق تر . . .

 

______________________

 

مزرعه که درو شد کلاغ هم رفت
بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود
که برای نیازش "تنهاییش” را پر کرده بود . . .

 

______________________

 

راه که میروی ، عقب می مانم
نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم
میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم
میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد . . .
تو فقط برای منی !

 

______________________

 

آدم در مورد بقیه خیلی راحت میتونه بگه : "فراموشش کن” . . .

 

______________________

 

گاهی آنقدر دلم هوایت را میکند
شک میکنم به اینکه ، این دل مال من است یا تو . . .

 

______________________

 

خداوند نمیخواهد ما به هم برسیم
می دانی دلیلش چیست ؟
می داند که اگر کنارم باشی
دیگر هیچ وقت ، هیچ چیز
از او نخواهم خواست

 

______________________

 

گفته بودم بی تو سخت میگذرد بی انصاف !
حرفم را پس میگیرم
بی تو انگار اصلا نمیگذرد . . .

 

______________________

 

 ستاره در هوا می بینم امشب
زمین در زیر پا می بینم امشب
خدایا مرگ ده تا جان سپارم
که یار خود جدا می بینم امشب

 

______________________

 

انصاف نبود ، رفتنت باخودت باشد
فراموش کردنت با من . . .

 

______________________

 

لایق پرستش است
کسی مثل تو
که در این بی مهری ها
بی چشم داشت محبت میکند . . .

 

______________________

 

برایم فرقی نمی کند که این شهر لعنتی چقدر ساختمان و خانه و خیابان دارد
وقتی تو در این شهر نباشی ، من برج زهرمارم !

 

______________________

 

نترس عشقم ، این پرنده با مشتی دانه ، اهلی هیچ دلی نمی شود
وقتی پرواز را فقط در آسمان تو آموخته . . .

 

______________________

 

لعنت به تو ای "دل”
که همیشه جایی جا می مانی
که تو را نمی خواهند !

 

______________________

 

هر بار که گفتم دوستت دارم ، سکوت کردی !
حرف های من سنگین بود یا گوش های تو ؟

 

______________________

 

و تو فکر میکنی خاموش شده اند ، دلتنگی هایی که هر روز ساکتشان میکنم
دلواپسم ، کجای قصه مان سکوت کرده ای که تو را نمیشنوم

 

______________________

 

در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند ، که امروز
اینقدر دیوانه وار ، تشنه ی "بازی کردن” با آدم هایی ؟

 

______________________

 

 خدایا ممنون که مرا در حد ایوب میبینی
ولی تمامش کن !
دیگر بریده ام . . .

 

______________________

 

همه نیمه گمشده دارند
ولی تو
تمام پیدا شده ی منی . . .

 

______________________

 

نه سرما اثر کردنیست و نه باران خیس کردنی
اگر «تو» بامن قدم بزنی . . .

 

______________________

 

گنج ها همیشه در دل ویرانه ها جا خوش می کنند
بی خود نیست که تو در دل من نشسته ای . . .

 

______________________

 

نه از سرم می افتی
نه از چشمم
کجای دلم نشسته ای
که جایت این قدر امن است ؟

 

______________________

 

عاشقی یعنی بعد از دو ساعت اس ام اس بازی با عشقت
شب که دلتنگش میشی دوباره میشینی همون اس ام اس های تکراری رو میخونی . . .

 

______________________

 

یادت میاد میگفتی آسمون اگه زمین بیاد
همیشه عشقمی دوست دارم زیاد
هنوز ازین دروغ تو خوشم میاد . . .

 

______________________

 

بودم !
دیدم با دیگری شادتری
رفتم . . .

 

______________________

 

نه طبق عادت دوستت دارم ، نه به حکم سنت !
همه چیز بنا بر فطرت است
"خوب ها” دوست داشتنی اند

 

______________________

 

تولدم را جشن می گیرم
هر صبح
که از آغوش تو
به دنیا می آیم . . .

 

______________________

 

میگویند یک روزی هست
که چرتکه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند
و آن روز تو باید تاوان آنچه با من کردی را بدهی !
فقط نمیدانم
تاوان دادن آن موقع تو ، به چه درد من می خورد !؟

 

______________________

 

من
دعا میکنم
تو را داشته باشم
تو
دعا می کنی
دیگر نباشم
بیچاره خدا !

 

______________________

 

"تو” جا زدی
"من” جا خوردم
"اون” جا گرفت !

 

______________________

 

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد
از این صدا متنفر بودم اما
چشم هایم را میمالم

 

______________________

 

تا لود شود آرزو می کنم ، کاش تو باشی
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !

 

______________________

 

 خوش به حال خدا که "لحظه به لحظه” با توست
و "من” همیشه درباره ی "تو” با "او” حرف میزنم . . .

 

______________________

 

خدایا
هوای مشترک مورد نظر ما را داشته باش
با اینکه در دسترس ما نیست !

 

______________________

 

می گن شکستنی رفع بلاست ، ای دل کمی تحمل کن ، شاید "حکمتی” باشد . . .

 

______________________

 

 سرسری زندگی کن و رد شو ! دقت "دق” ات می دهد . . .

 

______________________

 

بعضی ها را میتوان خواست اما نمیشود داشت !
بعضی ها را باید یواشکی از دور دوست داشت !
بعضی ها را نباید خواست ! نباید دوست داشت !
اما دل است دیگر
اسیر این نگاه بیقرار
میخواهد و دوست میدارد

 

______________________

 

 من شمع جان گدازم ، تو صبح جان فزایی
سوزم گرت نبینم ، میرم چو رخ نمایی
نزدیک این چنینم ، دور آن چنان که گفتم
نه تاب وصل دارم ، نه طاقت جدایی

 

______________________

 

با اونی باش
که عشقت رو بفهمه
دلتنگیت رو درک کنه
وفاداریت رو ارج بده
محبتت رو وظیفه ندونه
فقط تو رو دوست داشته باشه
قدر یکی مثل تو رو بدونه
فقط با اونی باش
که تفاوت تو رو با بقیه تشخیص بده !


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت: 13:11
حرف های زیادی داری

سکوت علامت چیست

نمی دانم علامت رضایت است

یا همان جواب ابلهان خاموشی است

معنی جدیدی به سکوت داده ای

سکوتت را می فهمم

یعنی انتظار

__________________

یادت باشد

من اینجا کنار همین رویاهای زودگذر

به انتظار آمدن تو

خط های سفید جاده را می شمارم

__________________

ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ

ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ

ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ

ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ

ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ

__________________

تو را در باد گم کرد

و به انتظار نشست

و نمی دانست

مسافران باد را بازگشتی نیست

__________________

امروز روز دیگریست

یه روز از همان روزهای بی تو

در به در این کوچه و آن کوچه

می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری!

__________________

نقاشِ خــــوبی نــــبودم اما

این روزها به لطـــــــــــفِ تــــــــــو

انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی می کـــــِـــــــشـَـم

__________________

چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم

تمبر و پاکت هم هست

و یک عالمه حرف

کاش کسی جایی منتظرم بود …

__________________

ﮔﺁﮬﻰ نباید ناز کشید

نباید آه کشید

نباید انتظار کشید

نباید درد کشید

نباید فریاد کشید

تنها باید دست کشید و رفت

__________________

آنقدر چشم انتظار آمدنت نشستم

که تمامی درب های باز بر روی پاشنه انتظار پوسیدند

__________________

نگاه کن آن دور دست ها یکی تنها به انتظار ایستاده

لبخندی عاشقانه ، دستی برایش تکان بده

تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت: 13:10
یادم می یاد وقتی پسرم ۳ ،۴ ساله بود باید هر چند وقت یکبار برای زدن واکسن به درمانگاه می رفتیم.

طبیعتا مثل خیلی از بچه های کوچک پسرم دل خوشی از آمپول زدن نداشت و همیشه در موقع آمپول زدن اشکش روان بود.

یکبار که مسئولیت بردن پسرم به درمانگاه توسط همسرم به من سپرده شده بود. داشتم فکر می کردم که چگونه می توانم به پسرم یاد بدم که بر ترس و درد ناشی از سوزن غلبه کند.

تصمیم گرفتم با تجربه ای که از دوران بچه گی خودم داشتم حداقل بهتر از والدینم عمل کنم: یادم میآد وقتی بچه بودم از آمپول خیلی می ترسیدم و دلداری های مادرم نه تنها کمکی به من نمی کرد بلکه بیشتر من را رنج می داد. چون ایشان مرتبا برای اینکه به من روحیه بده تکرار می کرد ” آمپول اصلا درد نداره…!” و وقتی من درد را حس می کردم یادم میآد که خیلی عصبانی می شدم چون احساس می کردم ناراحتی من برای مادرم مهم نیست و فقط می خواد منو گول بزنه… هر چند که مادرم چنین نیتی نداشت. و این باعث می شد که ترس من از سوزن تا مدتها ادامه پیدا کنه…

خلاصه حالا می خواستم در این موقعیت توانایی خودم رو در تربیت بچه خودم امتحان کنم و به پسرم یاد بدم که چطور تحمل خودش رو بالا ببره! بنابراین بهش توضیح دادم که الان داریم به درمانگاه می رویم و قراره که یک یا دو آمپول بهش بزنند… حالت نگرانی و دلهره را می شد در چهره پسرم دید در ادامه توضیح دادم که این تجربه دردناکی خواهد بود.

پسرم پرسید که ” بابا سوزن خیلی درد داره؟” در جواب گفتم "بله درد داره، خیلی هم داره! ولی خیلی خیلی زود هم دردش تمام میشه” و برای اینکه لحظه ای بودن "درد” و اون هم دردی که از نوع حس لامسه هست رو براش ملموس کنم چند بار بطور خیلی سریع ولی ملایم روی بازوش با دست ضربه زدم و گفتم اینطوری.. درست مثل وقتی که با هم شمشیر بازی می کنیم و شمشیر به دستت می خوره.. پسرم شخصیت های فیلم "جنگ ستارگان” را خیلی دوست داره و گاه گاه مانند قهرمانان داستان با هم شمشیربازی می کردیم.( با شمشیرهای نرم پلاستیکی که تقلیدی از شمشیرهای لیزری داستان است) پسرم لبخندی زد وچیزی نگفت. فهمیدم که احساس حماسی و هیجان را به او منتقل کرده ام. حالا او دیگر حتما تصویر آشناتری را در ذهن مجسم می کرد که با تجربیات گذشته همخوانی و مانند یکی بازی شیرین بود.

 

به هر حال وقتی به درمانگاه رسیدیم و نوبت ما برای واکسن رسید خودم را آماده می کردم که ببینم چاره اندیشی من آیا کمکی برای بالا بردن تحمل پسر کرده یا نه ؟

وقتی پرستار سوزن را به بازوی پسرم زد، چهره پسرم در هم رفت و شروع به گریه کردن کرد. درست در همین لحظه پسرم رو در بغل گرفتم و محکم به سینه ام چسباندم.

همسرم زمانی که هنوز پسرم بدنیا نیامده بود دائم کتابهای روانشناسی تربیتی کودک را زیر و رو می کرد. در یکی از این کتاب ها خوانده بود که محکم بغل کردن بچه ها در زمانی که دچار درد و ناراحتی و عدم امنیت هستند بیشترین حالت امنیت و آرمش را به بچه ها می دهد. زیرا در زمان تولد آغوش والدین مخصوصا مادر اولین مکانی است که کودک خود را در امنیت احساس می کند.

وقتی که پسرم را بغل کردم با خود فکر کردم که تمهیدات من زیاد فاید نداشته و حالا هم باید یک ۵، ۶ دقیقه ای صبر کنم تا پسر گریه اش تمام بشه، همین که این فکر به ذهنم رسید با کمال تعجب پسرم گریه اش را قطع کرد و کاملا آرام شد.

یعنی گریه اش ۴ یا ۵ ثانیه طول نکشید!! و این آخرین گریه (آمپولی) پسرم بود. هیچوقت دیگر خبری از گریه کردن در موقع آمپول زدن نبود. از این بعد به آرامی به سوزن نگاه می کرد و ابراز ناراحتی نمی کرد.

همان لحظه به قدرت در آغوش کشیدن ایمان آوردم. و فهمیدم یک اظهار محبت کوچک چه مقدار تاثیر در روحیه افراد می تواند داشته باشد. فهمیدم که این درد و رنج نیست که ما ناراحت می کند بلکه احساس عدم امنیت است که باعث تسلیم شدن ما در مقابل درد می شود.
 
ما انسان ها شدیدا محتاج محبت کردن و محبت دیدن هستیم. همیشه باید آگاهیمان را در این مورد حفظ کنیم. باید بخاطر داشته باشیم که گاهی سخنی نرم و ملایم، فکری دوستانه، محبتی خالصانه بسیار نیرومندتر از آن است که در تصور ما بگنجد. پس بهتر است قدر این ابزار کارا را بدانیم و از آنها استفاده کنیم.

منبع: جام نیوز

نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت: 13:9
خنده خرکی! (عکس)

خنده خرکی! (عکس)

خنده خرکی! (عکس)

خنده خرکی! (عکس)

خنده خرکی! (عکس)


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت: 13:8
باشگاه خبرنگاران - در گذشته فکر می کردند که با رسیدن قرن بیست و یکم انسان ها با خودروی خود پرواز می کنند و خیابان ها به آسمان ها می روند اما حالا همه خودروها به خیابان چسبیده اند و ما در قرن حاضر خودروهایی برای آیندگان ترسیم می کنیم که می توانند ذهن خوانی کنند.

بسیاری از دستگاه های پیشرفته ساخته شده اند که می توانند رشته های عصبی مغز را آنالیز کرده و فکر شما را حدس بزنند حالا فرض کنید این امکانات به خودروی شما منتقل شود، نتیجه آن حتما خودرویی مانند «Neuron» می شود.

«Neuron» طرحی از «یان کتل» است که می تواند زهن راننده را خوانده یا از آن رانندگی یاد بگیرد.  داخل این خودرو مملو از حسگرهای مختلف است که می تواند راننده را آنالیز کند و پس از مدتی تمام تصمیم های شما را جلوتر می داند و انجام می دهد. این خودرو فرمان و پدال ندارد و همه چیز با تفکر کنترل می شود. طرح این خودرو از لحاظ ظاهری نیز بسیار عجیب است و نگاه کردن به آن باعث تعجب می شود. به نظر شما بشر روزی قادر به ساخت این خودرو خواهد شد ؟

این ماشین ذهن شما را می خواند! (+عکس)

این ماشین ذهن شما را می خواند! (+عکس)


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت: 13:7
استتار حیوانات در طبیعت (عکس)


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت: 13:5
دیدنی های امروز


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت: 12:58
خبر دار شدم که خانم رضایی کارشناسی ارشد قبول شدند. به ایشون تبریک میگم.

خبر موفقیت هاتون رو بهم بدیدن خوشحال میشم.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:51
کلاس های ایشون تشکیل میشند.

ایشون از حج برگشتند.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:48
خارجیه ﺗﻮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﺣﻮﺻﻠﺶ ﺳﺮ ﻣﯿﺮﻩ، ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺪﻩ
ﺑﻪایرانیه ﮐﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ... ﻣﯿﮕﻪ ﺑﯿﺎ ﻧﻔﺮﯼ 2
ﺗﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﭙﺮﺳﯿﻢ
ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ 5 دلار ﺑﺪﻩ
ﺑﻬﻢ
ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ 50 دلار
ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ ایرانیه ﺑﺎ ﺑﯽ ﻣﯿﻠﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ...
ﺧﻼﺻﻪ ﻃﺮﻑ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ: ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ
ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﭼﻘﺪﺭﻩ؟
ایرانیه ﺑﺪﻭﻥ ﻓﮑﺮ 5 دلار ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ خارجیه
بعد ایرانیه ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ: ﺍﻭﻥ ﭼﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻪ ﭘﺎ ﺍﺯ ﮐﻮﻩ ﺑﺎﻻ
ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎ 4 ﭘﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ؟
خارجیه ﯾﻪ ﻣﺪﺗﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ... ﻟﭗ ﺗﺎﭘﺸﻮ ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﻪ... ﺍﺯ
ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺎﺵ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ... ﺧﻼﺻﻪ ﮐﻠﯽ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ 50
دلار ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻪ
ایرانیه ﺳﺮﯾﻊ 50 دلارو ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺟﯿﺒﺶ
خارجیه ﺍﺯش ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ: ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩﻩ ﭼﯽ
ﻫﺴﺖ؟
ایرانیه 5 دلار ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻬﺶ... ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:47
پول‌نیوز-اکثر ما هنگام خوردن پرتقال، پوست آن را بی‌درنگ دور می‌ریزیم درحالی‌که نمی‌دانیم پوست پرتقال نزدیک به دوبرابر گوشت این میوه ویتامین ث دارد.

در بسیاری از میوه‌ها و صیفی‌ها پوست، مغذی‌ترین و پرخاصیت‌ترین بخش آنها محسوب می‌شود. حتما می‌پرسید چه میوه‌ها و صیفی‌هایی را باید با پوست بخوریم؟ آیا پوست موز را هم می‌توان خورد؟ پوست هندوانه چطور؟ جواب این سوال‌ها مثبت است چون پوست این خوردنی‌های سالم را نیز می‌توان خورد.
 
در این گزارش ١٢ نوع میوه و صیفی‌ که می‌توانید آنها را با پوست بخورید و از خواص بیشمار پوست آنها بهره‌مند شوید، معرفی شده است:   
 
سیب


پوست سیب به اندازه‌ نیمی از کل این میوه فیبر دارد. یک سیب متوسط محتوی ٩ میلی‌گرم «ویتامین ث»، ١٠٠ واحد بین‌المللی «ویتامین آ» و ٢٠٠ گرم پتاسیم است که با کندن پوست آن، حدود یک‌سوم این مواد مغذی را دور می‌ریزید. همچنین پوست سیب ٤ برابر بیش از گوشت آن «ویتامین کا» دارد که این میزان حدود ٥‌درصد از نیاز روزانه بدن به این ویتامین است.

پوست سیب فواید بیشتری نسبت به ویتامین‌های داخل گوشت این میوه دارد. نوعی آنتی‌اکسیدان به نام «کورسِتین» که اغلب در پوست سیب یافت می‌شود، به عملکرد ریه کمک کرده و مشکلات تنفسی را به حداقل می‌رساند. این آنتی‌اکسیدان، ریه را در برابر التهاب محافظت می‌کند، همچنین گفته می‌شود، کورستین ضمن مقابله با آسیب بافت‌های مغز از حافظه نیز مراقبت می‌کند.
 
در یک مطالعه دیگر، ترکیب دیگری در پوست سیب یافته شده که «تریترپنویید» نام دارد و از سرطانی‌شدن برخی سلول‌ها جلوگیری کرده و با انواع خاصی از سرطان‌ها مبارزه می‌کند. همچنین «اسید اورسولیک» موجود در پوست سیب رشد عضلانی را تقویت و ضمن افزایش حجم ماهیچه‌ها از خطر بروز چاقی مفرط جلوگیری می‌کند.
 
سیب‌زمینی


پوست سیب‌زمینی محتوی مواد مغذی بیشتری است. پوست سیب‌زمینی بسیار بیش از گوشت آن آهن، کلسیم، پتاسیم، منیزیم، ویتامین ب٦ و ویتامین ث دارد. به‌عنوان مثال ١٠٠ گرم پوست سیب‌زمینی نسبت به همین وزن سیب‌زمینی ٧ برابر کلسیم بیشتر و ١٧ برابر آهن بیشتر دارد. با دور انداختن پوست سیب‌زمینی ٩٠‌درصد از آهن و نیمی از فیبر موجود در آن را دور می‌اندازید.
 
همچنین پوست سیب‌زمینی شیرین را فراموش نکنید، چراکه سرشار از بتاکاروتن است. این ماده هنگام هضم شدن تبدیل به «ویتامین آ» می‌شود. این ویتامین برای سلامت سلول‌ها و تنظیم سیستم ایمنی مفید بوده و برای حفظ عملکرد اعضای بدن حیاتی است.
 
پوست مرکبات (پرتقال، لیمو، گریپ‌فروت و لیموشیرین)


پوست پرتقال تقریبا دو برابر گوشت آن ویتامین ث دارد. پوست پرتقال همچنین حاوی میزان بیشتری ریبوفلاوین، ویتامین ب٦، کلسیم، منیزیم و پتاسیم است. فلاونویید موجود در پوست پرتقال خواص ضدسرطانی و ضدالتهابی دارد. مرکبات همچنین جذب آهن را افزایش می‌دهند.
 
اگرچه پوست مرکبات سرشار از مواد مغذی است اما به دلیل این‌که تلخ بوده و به سختی هضم می‌شود شاید نتوانید پرتقال را درسته بخورید. در عوض با استفاده از رنده‌ تیز یا هر وسیله برنده دیگر پوست پرتقال را روی سالاد بریزید و میل کنید. همچنین می‌توانید آن را داخل شیشه روغن زیتون بریزید. ترکیب پوست پرتقال با شکلات یا بستنی نیز بسیار خوشمزه خواهد شد.
 
خیار


 
کیوی

 
بادنجان

 
انبه

 
هویج


هندوانه

 
منبع: برترین ها                         توضیحات کامل در ادامه مطلب است


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:43
صد سال بعد
.
.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧد ( درس ﺗﺎﺭﯾﺦ ) ﻣﯽ ﺧﻮﻧﻨﺪ ...

ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﮐﻪ
ﻣﺎ ﺗﻮﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ
ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺭﺍ …!

ﻣﻌﻠﻤﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺍﯾﻨﺠﺎﻫﺎﯼ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ؛
ﺍﺯﺵ ﺳﺆﺍﻝ ﻧﻤﯿﺎﺩ !!

این گروه کار مهمی نکرده اند!
فقط وایبر و واتس آپ بازی ميکردن ...


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:34
مردی باقالای فراوانی انباشته و در کنار آن دراز کشیده بود. دزدی آمد و مقداری از باقالاها را در کیسه ریخت که ببرد. صاحب باقالا بیدار شد و خواست جلو دزد را بگیرد. دزد او را به زمین کشید و گفت:" من قصد داشتم کمی از باقالا ها را ببرم ولی حالا تو را می کشم و هم تمام باقالاها را می برم."
مرد که در دستان دزد عاجز شده بود و جانش را در خطر می دید گفت:" می دونی چیه؟ اصلا برو خر بیار و باقالا بار کن."


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:32
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟؟ !!
.
.
.
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺟﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﻤﺪﯾﻨﺶ
( ﺭﺍﺑﯿﻦ ﻭﯾﻠﯿﺎﻣﺰ ) ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ!

ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺟﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ 24ﺳﺎعته
ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺟﮏ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻫﺴﺘﻦ !!!
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺯﺍﻭﯾﻪ ﻧﮕﺎﺷﻮﻥ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ...


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:26
مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان نسبت به ادامه ورود فاضلاب خام به رودخانه‌های استان به ویژه سرریز فاضلاب به رودخانه کارون هشدار داد.

 

احمدرضا لاهیجان‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: در حال حاضر رودخانه‌های کارون و دز آب آشامیدنی نزدیک به 4 میلیون نفر را تامین می‌کنند. افزون بر آن نیز تامین آب بخش عمده‌ای از محصولات کشاورزی کشور که در استان خوزستان تولید می‌شوند، توسط این رودخانه‌ها صورت می‌گیرد.

 

وی ادامه داد: با این شرایط، فاضلاب انسانی و خانگی تعداد زیادی از روستاها به همراه تعدادی از شهرهای بزرگ به صورت خام و تصفیه نشده وارد کارون و دز می‌شود.فاضلاب خام و تصفیه نشده حاوی انواع انگل‌ها، آلودگی‌های میکروبی، فلزات سنگین و ترکیبات آبی خطرناک است که این ترکیبات می‌تواند بر روی آب شرب و محصولات کشاورزی آثار سوء داشته باشند.

 

لاهیجان‌زاده افزود: همچنین برخی از پتروشیمی‌های خوزستان، پساب خود را وارد رودخانه می‌کنند که موجب ایجاد آلودگی‌های زیست‌محیطی در منطقه شده است. پتروشیمی بندر ماهشهر، پتروشیمی فارابی و پتروشیمی رازی از جمله این پتروشیمی‌ها هستند. برای جلوگیری از ادامه روند سرریز فاضلاب پتروشیمی‌ها به رودخانه‌های استان از طریق مراجع قضایی اقدام شده است.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:9

روزی حکیمی در میان کشتزارها قدم می زد که با مرد جوان غمگینی روبه رو شد. حکیم گفت: «حیف است در چنین روز زیبایی غمگین باشی.»

مرد جوان نگاهی به دور و اطراف خود انداخت و پاسخ داد: «حیف است!؟ من که متوجه منظورتان نمی شوم!»

گرچه چشمان او مناظر طبیعت را می دید اما به قدری فکرش پریشان بود که آنچه را که باید، دریافت نمی کرد.

حکیم با شور و شعف اطراف را می نگریست و به گردش خود ادامه می داد و درحالی که به سوی برکه می رفت از مرد جوان دعوت کرد تا او را همراهی کند.

به کنار برکه رسیدند، برکه آرام بود. گویی آن را با درختان چنار و برگ های سبز و درخشانش قاب کرده بودند.

صدای چهچههٔ پرندگان از لابه لای شاخه های درختان در آن محیط آرام و ساکت، موسیقی دلنوازی می نواخت.

حکیم در حالی که زمین مجاور خود را با نوازش پاک می کرد از جوان دعوت کرد که بنشیند.

سپس رو به جوان کرد و گفت : «خواهش می کنم یک سنگ کوچک بردار و آن را در برکه بینداز.»

مرد جوان سنگریزه ای برداشت و با تمام قوا آن را درون آب پرتاب کرد. حکیم گفت: «بگو چه می بینی؟» مرد جوان گفت : «من آب موج دار را می بینم.»

حکیم پرسید: «این امواج از کجا آمده اند؟» جوان گفت: «از سنگریزه ای که من در برکه انداختم.»

حکیم گفت: «پس خواهش می کنم دستت را در آب فرو کن و حلقه های موج را متوقف کن.» مرد جوان دستش را نزدیک حلقه ای برد و در آب فرو کرد.

این کار او باعث شد حلقه های جدید و بزرگ تری به وجود آید. گیج شده بود. چرا اوضاع بدتر شد؟ از طرفی متوجه منظور حکیم نمی شد.

حکیم پرسید: «آیا توانستی حلقه های موج را متوقف کنی؟» جوان گفت: «نه! با این کارم فقط حلقه های بیشتر و بزرگ تری تولید کردم.»

حکیم پرسید : «اگر از ابتدا سنگریزه را متوقف می کردی چه!؟».

حکیم گفت: «از این پس در زندگی ات مواظب سنگریزه های بسیار کوچک اشتباهاتت باش که قبل از افتادن آن ها در دریای وجودت مانع آن ها شوی.

هیچ وقت سعی نکن زمان و انرژی ات را برای بازگرداندن گذشته و جبران اشتباهاتت هدر دهی.».

نکته مهم داستان:

آثار اشتباهات با توجه به بزرگی و کوچکی آن ها بعد از گذشت مدتی طولانی و یا کوتاه محو و ناپدید می شوند.

همان طور که اگر منتظر بمانی حلقه های موج هم از بین خواهند رفت. اما اگر مراقب اشتباهات بعدی ات نباشی، همیشه دریای وجودت پر از موج و تشویش خواهد بود.

بهتر است قبل از انجام هر عملی با فکر و تدبیر عواقب آن را بسنجی و سپس عمل کنی. بعد از حادثه ای بیهوده دست و پا زدن فقط اوضاع را بدتر می کند.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 1:6
قالب وبلاگ رو از نو عوض کردم.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 ساعت: 23:35
کاکتوس صادق تر از آن است که مثل گل سرخ خارهایش را پنهان کند و برای همین هم برعکس آن گل خوشرنگ و بو، دست کسی را زخم نمی‌کند.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 ساعت: 23:22
آقا این تبلیغ وش اکسترا رو دیدین؟؟
یعنی بهتر از این نمیشه همسایتو خارو خفیف کنی!!

اول میگه:
ببینم این لباسای من نیست که داری برمیداری؟ (یعنی خنگی)

بعدش میگه:
به نظرت تمیزیشو بوش فرق نداره؟ (یعنی تو کثیف و بدبویی)

بعدش میگه:
اینو بهت میدم(یعنی گدایی)

بعدش میگه :
به شرط اینکه قول بدی دیگه لباسای منو برنداری.(یعنی دزدی)

باتشکر از پوست کلفت همسایه...!!

منبع اینترنت


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ساعت: 17:34
ساده که میشوی همه چیـز خوب میشود
یـک آدم ساده که بـاشی
برایـت فرقی نمیـکند که تجمل چیست ؟
شمـال شهـر کجاست ؟
خانه ی تـو کدام حوالی ست ؟
ساده که باشی
همیـشه لبخند بـر لب داری
هميشه براي يك كودك رهگذر ، شكلاتي در جيب داري
زیر بـاران ، دهانت را بـاز میکنی و قــطره قــطره مینـوشی
آدمهـای ساده همیشه بـوی نـاب آدم میـدهند .


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ساعت: 17:22
مــن کــــــه در تنـــگ بــــرای تــو تـمـــاشــا دارم
بــــا چـــــه رویـــــی بنــــویـســم غــم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی سـت ،ولی ممکن نیست
بـــــــه زبــــــان اورم ان را کـــــــــه تــمــنـــا دارم

چــیســـــتم؟! خــــاطــره زخـــم فرامــوش شده
لـــب اگــــر بــاز کـــنم بـا تــو ســخن هـــــا دارم

بـا دلــت حســـرت هم صحبتی ام هست ،ولی
ســنگ را بــا چـــه زبانــــی بــه ســـخن وادارم؟

چیـــزی از عمــر نمانده ست ،ولی می خواهم
خــانــه ای را کــــه فــــروریــختـــه بــر پــا دارم

فاضل نظری


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ساعت: 17:17
رترین ها: مردم جمهوری لتونی نشان می دهند دوچرخه چه اندازه موجب صرفه جویی در فضا می شود.

در تجلیل از روز جهانی «بدون ماشین» (22 سپتامبر)، برخی دوچرخه سواران خلاق لتونیایی، دوچرخه هایشان را در پوشش هایی میله ای همچون اتومبیل قرار دادند تا به شهروندان نشان دهند که دوچرخه (نسبت به ماشین) چه میزان از فضای خیابان را اشغال می کند.

آن ها با نصب میله های رنگی (به اندازه خودروها) در اطراف دوچرخه هایشان، نشان می دهند که چقدر نامعقول و مضحک است اگر هر فردی برای جابجایی خود، اینهمه فضا را اشغال کند.

دوچرخه می تواند ازدحام جمعیت و ترافیک را کاهش دهد، اما این تنها فایده آن نیست. دوچرخه، در کاهش آلودگی هوا و حفاظت از محیط زیست تاثیر بسزایی دارد و همچنین، یک ورزش بسیار مفید برای افرادی است که تمام طول روز را پشت میزهایشان سپری می کنند.

ایده جالب در روز جهانی بدون ماشین (+عکس)


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ساعت: 17:15
دیدنی های امروز


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت: 1:41
ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ که به تنهایی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭفته بود دربِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ او ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ سردخانه گیر افتاد آخرِ وقتِ کاری بود. ﺑﺎ ﺍﯾن که ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﯿﻎ و ﺩﺍﺩ ﮐﺮﺩ

ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐَﺴﯽ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺑﺪﻫﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭب ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣَﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ.

ﺍﻭ ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ: ﭼﻄﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯدید؟

ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ...

ﻣﻦ 35 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ‌ﺭﻭﻧﺪ.

ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ و ﺑﻌﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ.

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ تو ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ برای همین ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮﯼ ﺑﺰﻧﻢ ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾن که ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻡ.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت: 1:22
دیدنی های امروز

 

عکاسش؟!!!

اگر روبات نبوده و ادم بوده چه جیگری داشته.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت: 1:17
دیدنی های امروز

 

لج ادم رو بالا میارن اینا.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت: 1:6
آموخته ام... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام... که لبخند ارزانترین راهی است که میتوان توسط آن نگاه را وسعت داد

آموخته ام... که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آن را انتخاب کنم

آموخته ام... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

آموخته ام... که فرصتها هیچ گاه از بین نمیروند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست رفته ما را تصاحب خواهد کرد


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت: 1:5
سلامانه : برای داشتن قلبی سالم چه بخوریم؟ روز خود را با چه خوراکی هایی شروع کنیم و چگونه ادامه بدهیم؟ از آنجایی که سلامتی بسیاری از اعضای بدن در گرو سلامت قلب ماست، مراقبت از این عضو حساس اهمیت ویژه ای دارد.

به گزارش پایگاه خبری سلامانه، یکی از عواملی که سلامت قلب ما را تضمین می کند رژیم غذایی صحیح است، از همین رو وب سایت health گزارشی از 10 غذایی که برای قلب ما مفید است نام می برد:

بلغور جو دوسر
روز خود را با کاسه ای جو که سرشار از امگا 3، اسید فولیک و پتاسیم است آغاز کنید. این خوراکی لبریز از فیبر گیاهی، مانع از افزایش سطح کلسترول خون می شود و از گرفتگی عروق جلوگیری می کند.

ماهی سالمون
این ماهی یک منبع غنی برای تأمین امگا 3 بدن است، که می تواند از افزایش فشار خون و لخته شدن خون جلوگیری کند. مصرف 2 بار در هفته این ماهی احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را تا یک سوم کاهش می دهد. اگر طرفدار این ماهی نیستید، می توانید ماهی تن، ساردین و شاه ماهی جایگزین آن کنید.

آواکادو
اضافه کردن مقداری آواکادو به ساندویچ یا سالاد به میزان زیادی به سالم ماندن قلب شما کمک می کند. آواکادو موجب کاهش لیپو پروتئین کم چگال(کلسترول بد) و افزایش لیپو پروتئین پُر چگال(کلسنرول خوب) در بدن می شود. این ماده شگفت انگیز، در جذب انواع کاراتونین ها هم چون بتا کاراتونین و لیکوپن که برای سلامت قلب حیاتی هستند نقش مهمی ایفا می کند.

روغن زیتون
سرشار از چربی های اشباع نشده، کاهش دهنده لیپوپروتئین های کم چگال و کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی تنها بخشی از فواید مصرف روغن زیتون است. یافته های دانشمندان حاکی از آن است که جایگزینی این روغن به جای کرده تأثیر به سزایی در کم شدن مرگ و میر ناشی از مشکلات قلبی دارد.

آجیل
گردو، انواع بادام و بسیاری از مغز های دیگر فیبر بدن را افزایش می دهند و یک منبع سالم برای تأمین چربی مورد نیاز بدن هستند. علاوه بر این امگا 3 موجود در آجیل تا حد بسیاری از بیماری های قلبی جلوگیری می کند.

انواع توت
زغال اخته، تمشک، توت فرنگی و هر میوه دیگری که در خانواده توت ها دسته بندی می شود، دارای خاصیت ضد التهابی هستند و خطر بیماری های قلبی و سرطان را کاهش می دهند. در این میان توت سیاه و زغال اخته تأثیر شگفتی در سلامت عروق قلبی دارند.

حبوبات
عدس، نخود، لوبیا سیاه و سفید را هرگز فراموش نکنید. این دانه ها را در رژیم غذایی خود جای دهید از امگا3، کلسیوم و فیبر موجود در آنها بهره ببرید.

اسفناج
به لطف وجود لوتنین، پتاسیم، اسید فولیک و فیبر موجود در اسفناج می توانید قلب سالمی داشته باشید. به گفته پزشکان، احتمال بیماری های قلبی در افرادی که روزانه 2 و نیم واحد سبزیجات مصرف می کنند، 25 درصد کمتر از سایرین است.

سویا
از آنجایی که سویا دانه ای غنی از چربی های اشباع نشده است، یک منبع مفید برای تأمین پروتئین های بدون چربی محسوب می شود که می تواند در کاهش کلسترول نقش مهمی ایفا کند. شیر سویا، یک نوشیدنی لذت بخش است که ترکیب آن با بلغور جو معجونی است برای حفظ سلامت قلب. اما مراقب سویاهایی که با نمک فرآوری می شوند باشید، زیرا این سویاها فشار خون را افزایش می دهند.


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت: 1:2
اگه کسی شمارو بخواد حتما جایی براتون باز میکنه

خودتون رو مجبود نکنید که به زور برای خودتون جا باز کنید

خودتو به کسی که قــدرتو نمی دونه تحمیل نکن

توهم اعجوبه بودن به سرش میزنه و با احساست بازی میکنه

نه عروسک باش و نه عروسک گردان
فـــقط خودت باش

"الهی قمشه ای"


نويسنده :Iman Abbasi
تاريخ: شنبه بیست و ششم مهر 1393 ساعت: 1:2
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩﻭﺭِ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛
ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛
ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖ
ﮐﻨﺎﺭِ ﺗﻤﺎﻡِ
ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺑﻐﺾ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ ،
ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ
ﺍﻣــــﺎ ؛
ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ
ﺷﮑﺴﺘﻦِ ﺩﻟﻲ،
ﺍﺷﮏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻲ،
ﻧﺎ ﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥِ ﺣﻘﻲ،
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍ
ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﻣﻲ ﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ ،
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ
ﺟﺰ ﺑﻲ ﻓﮑﺮ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻭ
ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻥِ ﺩﻟﻲ
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ،
ﺧــــﺪﺍﻱِ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻫﺎﺳﺖ.

"دکترشریعتی"


دوستان
ابزارک هاي وبلاگ