تاريخ : سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 16:53 | نویسنده : Iman Abbasi
وقتی خيلی پولدار نباشی خوبيش اينه که کسی به خاطر پول طرفت نمياد
بديش هم اينه که ، کلا کسی طرفت نمياد ...

فامیل دور



تاريخ : سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 16:13 | نویسنده : Iman Abbasi
 

حذف کردن آدمها از زندگیمان ،
به این معنی نیست که از آنها متنفریم !
معنای ساده اش این است ،
که برای خودمان احترام قائلیم ...
هر کسی قرار نیست به هر قیمتی ،
تا ابد با ما بماند ...
لطف بسیار بزرگی در حق خودمان خواهیم کرد ،
اگر کسانی که روحمان را مسموم میکنند را ،
رها کرده و به آرامش پناه ببریم ... !



تاريخ : سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 15:51 | نویسنده : Iman Abbasi
مصطفی اومده بود خواستگاریم
مادرم بهش گفت:
این دختر صبح ها که از خواب بلند میشه
در فاصله ای که دستش را شسته و مسواک می زنه
یه نفر تختش رو مرتب می کنه
لیوان شیر رو جلوی در اتاقش میاره
و براش قهوه آماده می کنه
شما می تونید چنین کاری کنید؟
مصطفی که خیلی آروم نشسته بود و به حرفای مادرم گوش می داد ، گفت:
من نمی توانم برای دخترتان مستخدم بگیرم
ولی قول می دهم تا زنده ام ، وقتی بیدار شد
تختش را مرتب کنم
و لیوان شیر و قهوه را برایش آماده کنم

تا وقتی شهید شد این کار رو می کرد
خودش قهوه نمی خورد
اما چون می دانست ما لبنانی ها به قهوه خوردن عادت داریم ، درست می کرد
وقتی هم منعش می کردم ، می گفت:
" من به مادرتان قول دادم تا زنده ام این کار رو برای شما انجام بدهم"

• همسر شهید مصطفی چمران



تاريخ : سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 12:24 | نویسنده : Iman Abbasi
همه كلاسهاي اين هفته برقرارند. تشريف بياريد حتما



تاريخ : سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 12:24 | نویسنده : Iman Abbasi
اين هفته موضوع بحث 

سيستمهاي اطلاعاتي و فن اوري هاي نوين قرن بيست و يكم

قابليتها و توانايي سازمانهاي ما در استفاده از اين قابليتها چيست؟



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 22:26 | نویسنده : Iman Abbasi
توی خونه آب هویچ گرفتیم ولی متوجه شدم لکه هویچ دور لبم راحت پاک نمیشه!

یکمیش روی لباس نی نی ریخت... بعد از اینکه از لباسشویی در آوردیم هنوزم لکش مونده بود.

گفتم به شما هم بگم مراقب باشید. معلومه رنگ صنعتی توی مزرعه هویچ میریزند. مثل همون کاری که هندونه های میکنند. سعی کنید میوه های طیعیه بخرید...



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 23:58 | نویسنده : Iman Abbasi
اين دومين باره كه گل مژه زدم دفعه قبل يكسال و نيم پيش بود

ديگه حوصلمو سر برده

علتش احتمالا گرد و خاكه كه ديگه براي ما عادي شده

اصلا دو سه برابر استاندارد رو كسي گردوخاك حساب نميكنه و اين خيلي خطرناكه چون تمام سيستم بدن رو تهديد ميكنه



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 23:50 | نویسنده : Iman Abbasi
موضوع جديد ندادم

همون موضوعات هفته قبل رو ادامه ميديم



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 23:49 | نویسنده : Iman Abbasi
دوشب پيش خيلي اتفاقي رفتم جشن سالمندان 

يه خانه سالمندان كوچيك توي خيابان فيروزه در منطقه گلستان

زياد نموندم ولي كار با ارزشي بود

خيلي خوشحال بودند

بنظرم جسم و روحشون واقعا تحليل رفته بود. اعصابشو نداشتم 

هركسي هم يه چيزي واسشون اورده بود پارچه لباس شيريني اب ميوه و ... يه همچين همشهري هاي خوبي داريم. 



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 22:55 | نویسنده : Iman Abbasi
 

جامعه برای تامین نیازهای اطلاعاتی خود به طور روزافزون به سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری وابستگی پیدا کرده است و سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری خود به طور وسیع در حال گسترش و پیچیدگی است. به موازات افزایش پیچیدگی سیستم اطلاعاتی حسابداری و وابستگی جامعه بر این سیستم، شرکت‌ها نیز با مخاطرات فزاینده‌ای در مورد سیستم‌های اطلاعاتی خود روبرو می‌شوند. سیستم اطلاعاتی یک شرکت غالباً با چهار نوع تهدید روبروست:

1-حوادث طبیعی و سیاسی مثل آتش‌سوزی، طوفان، جنگ، ….
2-خطا‌ها و خرابی‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری.
3-بی‌دقتی و سهل‌انگاری (اقدامات غیرعمومی) مثل سهل‌انگاری و قصور افراد دراجرای صحیح روش‌ها، عدم وجود آموزش‌های مناسب، نبودن سرپرستی صحیح.
4-اقدامات عمومی (جرایم رایانه‌ای) مثل سرقت رایانه‌ای، خرابکاری سیستم …


از این روز اجرای کنترل‌های کافی و ایمنی‌های مناسب بر روی منابع اطلاعاتی هر بنگاه تجاری باید در اولویت مدیریت ارشد آن بنگاه تجاری باشد که بدین منظور انواع کنترل‌های داخلی مورد استفاده شرکت‌ها به منظور حصول اطمینان از صحت و درستی سیستم اطلاعاتی حسابداری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

. فناوری اطلاعاتی، فرصت‌های ویژه‌ای را برای حل مسائل تجاری راهبردی و فنی ارائه می‌کند. اما دروازه فناوری اطلاعات همیشه به روی تهدیدات سیستم اطلاعات حسابداری باز است و بالطبع در معرض خطراتی قرار می‌گیرد که برای سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری پذیرفتنی است. ارزیابی خطر مذکور از دو جهت اهمیت دارد:
1-از دیدگاه مدیریت: این ارزیابی از خطر برای تصمیم‌گیری مناسب در مورد ایجاد رویه‌ها و سیستم‌های کنترل داخلی جدیدی ضروری است که برای حفاظت یکپارچه و مطمئن از سیستم‌های اطلاعاتی مستقر می‌شود.
2-از دیدگاه حسابرسان: ارزیابی خطرات مربوطه به تهدیدات سیستم کنترل داخلی سازمان معمولاً جزیی ضروری از کار حسابرسان بوده است.
به هر حال قانون ساربینز-اکسلی (2002) مسئولیت پیاده‌سازی به نگهداری و ارزیابی سیستم کنترل‌های داخلی را به مدیریت واگذار کرده و آنها را ملزم کرده تا ارزیابی اثربخش کنترل‌های داخلی را در گزارش سالانه سازمان مدنظر قرار دهند.
تکنیکهای سوء استفاده و تقلب رایانه ای:
اسب تروا مجموعه‌ای از دستورهای رایانه‌ای غیرمجاز در یک برنامه مناسب و مجاز است. دستورهای غیرمجاز مزبور در یک زمان از قبل مشخص شده یا در شرایط از پیش تعیین شده‌ای، اعمال غیرقانونی را انجام می‌دهند. برای مثال، برای هزاران مشترک مستقیم آمریکایی پیامهایی حاوی هدیة یک نرم‌افزار رایگان ارسال می‌شود. کاربرانی که ضمایم پیام را باز می‌کنند ناآگاهانه اسب تروا را راها می‌کنند و اسب تروا به صورت مخفی و سری نام حساب و کلمة عبور مشترک را کپی کرده و آن را برای فرستندة پیام ارسال می کند. 
تکنیک گردکردن به پایین به طور مکرر توسط مؤسسات مالی پرداخت‌کننده بهره استفاده می‌شود. در برخی سناریوها، برنامه‌نویس، برنامة محاسبة بهره را به شکلی طراحی می‌کند که محاسبات بهره را تا دو رقم اعشار به پایین گرد می‌کند. مبالغ کمتر از یک سنت، به دلیل گردکردن به پایین، از محاسبات بهره کسر و به حساب برنامه‌نویس یا شخصی که مسئولیت کنترل حسابها را به عهده دارد، واریز می‌شود. کسی متوجه این موضوع نمی‌شود زیرا، کلیه دفاتر تراز هستند. 
مبالغ کمتر از یک سنت وقتی با هم جمع می‌شوند رقم قابل‌توجهی می‌شود به ویژه اگر نرخ بهره به صورت روزشمار محاسبه شود. 
با استفاده از تکنیک سالامی پول های خرد و ناچیز طی یک دوره زمانی اختلاس می‌شود. برای مثال, رئیس حسابداری ناراضی یک شرکت تولیدی در حال رشد در کالیفرنیا با کمک کارمندان خود از تکنیک سالامی استفاده کرد. او سیستم رایانه ای شرکت را برای دستکاری و افزایش سیستماتیک بهای تمام شده کلیه محصولات شرکت به میزانی کمتر از یک درصد , به کار گرفت. افزایش های مزبور به حساب یک مشتری جعلی منظور و سپس توسط حسابدار شرکت اختلاس شد.طی چند ماه هزینه های شرکت به صورت تقلب امیز به میزانی کمتر از یک درصد افزایش پیدا کرد. به دلیل اینکه کلیه هزینه های شرکت با هم و به یک نسبت افزایش پیدا می کرد , حساب یا هزینه خاصی توجه کسی را به تقلب جلب نمی کرد.حسابدار شرکت زمانی دستگیر شد که سیستم هشدار دهنده بانک توجه رئیس بانک را به چکی جلب کرد که فرد متقلب سعی داشت چک مزبور را نقد کند ولی قادر به بازشناختن نام شرکت جعلی نبود.
درپشتی یا دریچه پشتی، راهی برای ورود به سیستم و دور زدن کنترلهای امنیتی سیستم است. برنامه نویسان غالبآ درهای پشتی را برای اصلاح برنامه ورفع اشکالات سیستم در حین طراحی در سیستم قرار میدهند و معمولآ آنها را قبل از اجرای سیستم حذف می کنند. اگر در پشتی قبل از اجرای سیستم حذف نشود, هر کسی این در را شناسائی کند می تواند وارد برنامه شود و تقلب کند. 
کلاه‌ گذاشتن اطلاعاتی، تغییر داده‌ها و اطلاعات قبل، طی یا پس از ورودبه سیستم اطلاعاتی است. تغییر می‌تواند با حذف، دستکاری یا اضافه‌کردن اطلاعات کلیدی به سیستم، انجام شود. 
در تظاهر یا نقش‌بازی کردن، فرد متقلب با بازی‌کردن نقش یک کاربر مجاز، امکان دسترسی به سیستم را به دست می‌آورد. این روش مستلزم این است که متقلب شمارة شناسایی و کلمة عبور کاربر مجاز را بداند. فرد متقلب زمانی که وارد سیستم می‌شود از تمام مزایای یک کاربر مجاز برخوردار می‌شود. 
در مهندسی اجتماعی، فرد متقلب یک کارمند را برای دریافت اطلاعات مورد نیاز برای ورود به سیستم فریب می‌دهد. افراد متقلب ممکن است عنوان کنند که مسئولیت انجام یک تحقیق امنیتی را به عهده دارند و کارمندان را وادار کنند تا اطلاعات محرمانه را در اختیار آنها قرار دهند. 
بمب ساعتی سیستمی، برنامه‌ای است که تحت شرایط خاص عمل می‌کند. یا یک زمان خاصی موجب کشیدن ماشة آن می‌شود و عمل می‌کند و هنگامی که ماشه بمب کشیده شد، انفجار بمب موجب خرابی سیستم، آسیب‌دیدگی برنامه‌ها، داده‌ها و اطلاعات می‌شود. بیشتر بمبها توسط برنامه‌نویسان ناراضی طراحی می‌شوند که با شرکت مشکل داشته و از ناحیه آن شرکت تحت فشار هستند."تیموتی لوید" یک بمب ساعتی سیستمی را سه هفته پس از اخراج از شرکت مهندسی اومگا منفجر کرد. بمب مزبور به دلیل پاک کردن کلیه نرم افزار های شبکه , داده ها و اطلا عات شرکت, خسارتی به مبلغ 10 میلیون دلار وارد کرد. 
نفوذ کردن یا تجاوز کردن، دسترسی غیرمجاز و استفاده از سیستم رایانه‌ای به وسیلة رایانه‌های شخصی و شبکة ارتباط از راه دور است. رخنه‌گران قصد آسیب رساندن به سیستم را ندارند. آنها بیشتر به قصد مطرح‌شدن و کنجکاوی وارد سیستم‌ها می‌شوند. 
رفتگری یا جستجوی زباله‌دان، دستیابی به اطلاعات محرمانه از طریق جستجو در ثبتها، اسناد و مدارک شرکت است. دامنة شیوه رفتگری از جستجوی ظروف زباله شرکت برای به دست‌آوردن گزارشهای ستاده یا نسخه‌های کپی‌شده از اطلاعات محرمانه تا پویش حافظة رایانه است. 
شایعه‌سازی اینترنتی استفاده از اینترنت برای انتشار اطلاعات غلط یا گمراه‌کننده دربارة شرکتها است. این کار را می‌توان به چند روش انجام داد. پایمهای تحریک‌آمیز در گفتگوی همزمان بر روی اینترنت، ایجاد سایتهای وب و پخش شایعات مختلف از این دسته هستند. 
شکستن کلمه عبور هنگامی رخ می‌دهد که یک مزاحم به پدافند و سیستم دفاعی نفوذ می‌کند و فایلهای حاوی کلمه‌های عبور معتبر را به سرقت می‌برد، آنها را کدگشایی کرده و برای دسترسی به منابع سیستمی از قبیل فایلها، برنامه‌ها و اطلاعات از آنها استفاده می‌کند. 


طبقه بندی تقلب رایانه ای:
یک روش برای طبقه‌بندی تقلب رایانه‌ای، استفاده از مدل پردازش داده شامل ورودی، پردازشگر، دستور‌های رایانه‌ای، ذخیره‌سازی داده‌ها و ستاده‌ها است. 
ورودی.ساده‌ترین و متداول‌ترین راه ارتکاب یک تقلب تغییر ورودی‌های رایانه است. این روش مهارتهای رایانه‌ای کمی لازم دارد. فرد متقلب کافی است بداند سیستم چگونه کار می‌کند تا بتواند از خود ردّی به جای نگذارد.
متقلبی یک حساب در بانک نیویورک افتتاح کرد. او به کمک دستگاه چاپگر برگه‌های واریز وجه خالی چاپ کرد. برگه‌های مزبور شبیه برگه‌هایی بود که در باجه بانک در دسترس مشتریان بود با این تفاوت، که شماره حساب او در این برگه‌ها کدگذاری شده بود. در یک صبح زود، او کلیه برگه‌های تقلبی خود را جایگزین برگه‌های موجود در باجه‌های بانک کرد. طی سه‌روز، مشتریان برای واریز وجه از برگه‌های تقلبی مزبور استفاده می‌کردند و کلیة واریزهای مزبور به حساب فرد متقلب منظور می شد. پس از سه روز، فرد متقلب پولهای موجود در حساب خود را برداشت کرد و ناپدید شد. او از یک نام مستعار استفاده کرد. نام او نشان او هرگز کشف نگردید و هیچگاه هم پیدا نشد. 
در تقلب موجودی کالا، شخص متقلب می تواند داده‌ها و اطلاعاتی وارد سیستم کند که نشان دهند موجودی کالای مسروقه, اسقاط شده است. برای مثال، چند کارمند در شرکت راه‌آهن ایست کاست (East Coast) اطلاعاتی وارد سیستم شرکت کردند که نشان می‌داد بیش از 200 واگن مسافربری اسقاطی یا خراب‌شده است. آنها واگنهای مزبور را از سیستم راه‌آهن خارج کرده و پس از رنگ‌آمیزی دوباره آنها را فروختند. 
در تقلب‌های حقوق و دستمزد، شخص متقلب می تواند با هدف افزایش حقوق خود، ایجاد یک کارمند جعلی یا نگه‌داشتن یک کارمند بازنشسته در لیست حقوق، داده‌هایی وارد سیستم کند. در دو روش اخیر، شخص متقلب سعی می کند چکهای غیرقانونی مربوط را دریافت کرده و به وجه نقد تبدیل کند. 
در تقلب دریافتهای نقدی، شخص متقلب, اختلاس را با دستکاری داده‌های ورودی به سیستم، پنهان می‌کند. برای مثال، یک کارمند در استادیوم ورزشی و تران آریزونا بلیت‌ها را به قیمت کامل به مشتریان می‌فروخت و آنها را به عنوان فروش بلیت‌های نیم‌بها وارد سیستم می‌کرد و مبلغ مابه‌التفاوت را برای خود برداشت می‌کرد. 
پردازشگر. تقلب رایانه‌ای می‌تواند از طریق استفاده غیرمجاز از سیستم و سرقت خدمات و زمان رایانه انجام شود. برای مثال، برخی شرکتها به کارکنان خود جازه نمی‌دهند که از رایانه‌های شرکت برای استفاده شخصی یا فعالیتهای تجاری خارج از شرکت استفاده کنند. تخلف از این سیاست یک تقلب محسوب می‌شود. در حالی که بیشتر مردم این عمل را یک تقلب تلقی نمی‌کنند. 
اطلاعات. تقلب رایانه‌ای می‌تواند با تغییر یا خراب‌کردن فایلهای اطلاعاتی شرکت یا کپی‌برداری، استفاده یا بررسی بدون مجوز آنها، انجام شود. نمونه‌های متعددی از درهم‌ریختن، تغییر یا خراب‌کردن فایل‌های اطلاعاتی توسط کارکنان ناراضی وجود دارد. در یک قضیه، کارمندی کلیه برچسب‌های بیرونی فایل‌ها را از روی صدها نوار پاک کرد. در مورد دیگری، کارمندی از یک آهن‌ربای قوی برای درهم‌ریختن کلیه اطلاعات موجود در فایل‌های مغناطیسی استفاده کرد. 
همچنین، اطلاعات شرکت می‌تواند به سرقت رود. در یک قضیه، مدیر دفتر وال استریت اطلاعاتی در مورد برنامه‌های تحصیل سهام و ادغام‌های تجاری آینده در فایل واژه‌پردازی پرکت پیدا کرد. او این اطلاعات را به دوستش فروخت و دوستش نیز با انجام معاملات غیرقانونی سهام میلیونها دلار پول به دست آورد 
ستاده. تقلب رایانه‌ای می‌تواند با سرقت یا استفادة ناصحیح از ستاده‌های سیستم انجام شود. ستاده‌های سیستم معمولاً روی مانیتور نمایش داده می‌شوند یا روی کاغذ چاپ می شوند. بدون حفاظت صحیح، ستاده‌های چاپ‌شده یا نمایش‌داده شده به راحتی با چشم قابل مطالعه بوده و امکان کپی‌برداری غیرمجاز از آنها وجود دارد. تحقیق انجام شده توسط یک مهندس هلندی نشان می‌دهد که بسیاری از مانیتورهای رایانه‌ها سیگنالهایی ساطع می‌کنند که می‌توان آنها را توسط تجیهزات الکترونیکی خیلی ارزان دریافت، بازسازی کرده و بر روی صفحه تلویزیون نمایش داد. در شرایط ایده‌آل، این سیگنالها را می‌توان از فاصله دو مایلی از ترمینالها دریافت کرد.. 
شیوه‌های کاهش احتمال وقوع تقلب:
برخی از مشاوران حرفه‌ای رایانه معتقدند که مؤثرترین روش دستیابی به امنیت سیستم، اعتماد به صداقت و درستی کارکنان شرکت است. در حالی که تحقیقات نشان می دهد اکثر تقلبها توسط کارکنان سابق و فعلی صورت می‌گیرد. بنابراین، کارکنان قوی‌ترین و ضعیف‌ترین ابزار کنترلی هستند. 
1-استفاده از رویه‌ها و مقررات مناسب برای استخدام و اخراج.
یکی از مهمترین مسئولیتهای یک مدیر استخدام، نگهداری و به کارگیری کارکنان با صلاحیت و درستکار است. به طور مشابه، شرکت‌ها باید هنگام اخراج کارکنان خود خیلی مواظب باشند. ارتباط کارمندان اخراجی باید به سرعت با شغلهای حساس قطع شود و به منظور پیشگیری از خرابکاری یا نسخه‌برداری از داده‌ها و اطلاعات محرمانه قبل از ترک شرکت، آنها را از دسترسی به سیستم رایانه‌ای منع کرد. 
2-آموزش روشهای ایمنی سیستم و روشهای پیشگیری از تقلب به کارکنان.
بسیاری از مدیران ارشد اجرایی معتقدند که آموزش و سطح علمی کارکنا ن مهمترین عنصر در هر برنامة امنیتی است. تقلب در محیطی که کارکنان آن اعتقاد دارند امنیت برای همه است، کمتر اتفاق می‌افتد. برای ایجاد و توسعه چنین فرهنگی، شرکت باید کارکنان خود را در حوزه‌های زیر آموزش و تعلیم دهد: 
الف)اقدامات امنیتی. کارکنان باید در زمینه اقدامات امنیتی به خوبی آموزش داده شوند، اهمیت اقدامات امنیتی را بدانند و برای اجرای جدی آنها تشویق شوند. امنیت باید با تعلیم، تربیت و پیگیری در میان کارکنان نهادینه شود. 
ب)افشای تلفنی. باید به کارکنان آموزش داده شود و بدانند که نباید بدون آگاهی و اطمینان از ایمن‌بودن خطوط تلفن، اطلاعات محرمانه را ازطریق تلفن ارسال کنند. کارکنان باید یاد بگیرند که به امنیت خطوط اطمینان پیدا کنند. مثلاً با طرح سئوالهای ظریف و معینی که تنها کاربران مجاز قادر به پاسخ آنها هستند، هویت و صلاحیت کاربر را بررسی و کنترل کنند. 
پ)آگاهی از تقلب. کارکنان باید از تقلب آگاه شوند، تقلبهای رایج و متداول و خطرات آنها را بشناسند. کارکنان باید بیاموزند چرا بعضی از افراد مرتکب تقلب می‌شوند و چگونه می‌توان از وقوع تقلب پیشگیری یا آن را کشف کرد. 
ت)رعایت آیین رفتار حرفه‌ای. شرکت باید استانداردهای آیین رفتار حرفه‌ای را در فعالیتها و دستورالعمل‌های شرکت از قبیل اطلاعیه‌های پرسنلی مطرح و ترویج کند. رفتارهای قابل پذیرش و رفتارهای غیرقابل پذیرش باید تعریف شوند به نحوی که کارکنان از آیین رفتار حرفه‌ای و مشکلات ناشی از عدم رعایت آن گاه شوند
ث)مجازات رفتارهای آیین رفتار حرفه‌ای. کارکنان باید از نتایج و عواقب (توبیخ، پیگرد قانونی، اخراج و غیره) رفتارهای خلاف آیین رفتار حرفه‌ای آگاه شوند. این موضوع نباید به عنوان یک تهدید بلکه باید به عنوان نتیجه عمل خلاف آیین رفتار حرفه‌ای مطرح شود. 
3-الزامی کردن امضای قراردادهای محرمانه. کلیه کارکنان، فروشندگان و پیمانکاران باید قرارداد محرمانه نگه‌داشتن اطلاعات شرکت را امضا کره و به مفاد این قرارداد متعهد باقی بمانند. 
چرا تهدیدهای سیستمهای اطلاعاتی حسابداری افزایش یافته است؟
با توجه به مشکلات مزبور، کنترل و امنیت صحت و قابلیت اعتماد و اتکای سیستمهای رایانه‌ای از اهمیت بسیار زیادی برخوردار شده است. بسیاری از مدیران سیستم‌های اطلاعاتی بیان کرده‌اند که ریسک کنترل در چند سال اخیر افزایش یافته است. برای مثال، مطالعات اخیر مؤسسه حسابرسی کوپرز و لیبراند نشان داد که بیش از 60 درصد ازسازمان‌های بریتانیایی نقص کنترلی عمده‌ای را در سیستم اطلاعاتی خود در دو سال اخیر تجریه کرده‌اند. مطالعات در سایر کشورها آمارهای مشابهی را نشان می‌دهد. برخی از دلایل افزایش مشکلات امنیت سیستم‌های اطلاعاتی به شرح زیر است:
1-افزایش تعداد سیستم‌های سرویس‌دهنده-سرویس‌گیرنده منجر به دستیابی تعداد زیادی از کاربران به اطلاعات می‌شود. رایانه‌ها و سرویس‌‌دهنده‌ها در همه جا وجود دارند. در روی بیشتر میزهای کاری رایانه‌‌های شخصی وجود دارد و رایانه‌های کیفی همیشه همراه مردم بوده و آنها را یاری می‌دهند. برای مثال، شورون (Chevron) 33000 رایانة شخصی در اختیار دارد.
2-به دلیل اینکه شبکه‌های محلی و سیستم‌های سرویس‌دهنده-سرویس‌گیرنده داده‌ها را برای کاربران متعددی توزیع می‌کنند، کنترل انها مشکل‌تر از سیستم‌های رایانه‌های بزرگ و متمرکز است.
3-مشکلات کنترل رایانه‌ها غالباً کم‌اهمیت و جزئی پنداشته می شوند و شرکت‌ها خطر از بین رفتن اطلاعات حساس را به عنوان یک تهدید باور نکردنی تلقی می‌کنند. برای مثال، کمتر از 25% از 1250 شرکت مورد مطالعة ارنست و یانگ معتقد بودند امنیت رایانه یک موضوع بی‌نهایت مهم است. این رقم در تحقیقات سال گذشته به 35% رسید.
تشریح امنیت:
متن زیر یک تست سریع و آموزنده می‌باشد که به برخی از سئوالات شما در زمینه امنیت اطلاعات پاسخ می‌دهد. همان‌طور که خواهید دید به صورت پرسش و پاسخ بیان شده است. 
1-اگر امنیت اطلاعات را افزایش دهیم، کارآیی کاهش پیدا میکند. درست یا غلط؟ 
درست- امنیت اطلاعات هزینه مربوط به خودش را دارد. افزایش امنیت اطلاعات ممکن است به روالهای مؤثر اضافی از جمله «تکنولوژی» و «سرمایه‌گذاری» نیاز داشته باشد. 
افزایش امنیت اطلاعات ممکن است پیشرفت جریان کار را با کندی مواجهه کند و این امر ممکن است در کارایی افرادو شبکه شما نمود پیدا کند. امینت اطلاعات ممکن است به معنی قفل‌کردن ایستگاههای کاری و محدود‌کردن دسترسی به اتاقهای کامپیوتر و سرور شما باشد. هر سازمانی باید هنگامی که به مقوله امنیت اطلاعات ی‌پردازد به صورت اندیشمندانه‌ای بین خطرات (Risks) و کارآیی توازن برقرار کند. 
2-حملاتی که توسط نفوذگران خارجی انجام می‌گیرد نسبت به حملات کارمندان داخلی هزینه برتر و خسارت‌بارتر می‌باشد. درست یا غلط؟ 
غلط- حملات کارمندان داخلی نوعا بسیار خسارت‌بارتر از حملات خارجی گزارش شده است. بر طبق آمارهای انسیتو امنیت کامپیوتر (Computer Security Inistitu) میانگین حملات خارجی 57000 دلار و میانگین هزینه حملات داخلی 2700000 دلار برآورد شده است. 
کارمندان داخلی اطلاعات محرمانه بیشتری درباره سیستم‌های هدف در دسترس دارند از آن جمله می‌توان اطلاعاتی درباره فعالیت‌های دیده‌بانی (Monitoring) را نام برد ( به خصوص نقاط ضعف این فعالیتها)
3-پیکربندی یک دیوار آتش (Firewall) به صورت کامل ما را در مقابل حملات خارجی ایمن می‌کند. درست یا غلط؟ 
غلط- آمارهای انسیتو امنیت کامپیوتر نشان می‌دهد که 3/1 شرکتهایی که از دیواره آتش استفاده کرده‌اند هنوز از دست نفوذگران بداندیش در امان نمانده اند. اولین کارکرد دیواره آتش‌بستن پورتهای مشخص می‌باشد به همین دلیل در بعضی از مشاغل نیاز است که بعضی از پورتها باز باشد. هر پورت باز می‌تواند یک خطری را برای سازمان ایجاد کند و یک معبر برای شبکه شما باشد. 
یک دیواره آتش به تنهایی نمی‌تواند یک راه‌حل جامع باشد و باید از آن به همراه سایر تکنولوژی‌های روشهای ترکیبی استفاده کرد. 
4-امنیت اطلاعات به عنوان یک مبحث تکنولوژیکی مطرح است درست یا غلط؟ 
غلط- امنیت اطلاعات یک پی‌آمدتجاری- فرهنگی می باشد. یک استراتژی جامع امنیتی اطلاعات باید شامل سه عنصر باشد: روالها و سیاستهای اداری، کنترل دسترسی‌های فیزیکی، کنترل دسترسی‌های تکنیکی. این عناصر- اگر به صورت مناسبی اجرا شود- مجموعاً یک فرهنگ امنیتی ایجا می‌کند. بیشتر متخصصین امنیتی معتقدند که تکنولوژی‌های امنیتی فقط کمتر از 25 درصد مجموعه امنیت را شامل می‌شوند. حال آنکه در میان درصد باقیمانده آنچه که بیشتر از همه نمود دارد، «افراد» می‌باشند. (کاربر انتهایی) افراد یکی از ضعیف‌ترین حلقه‌ها، در هر برنامه امنیت اطلاعات می‌باشند. 
5-هرگاه که کارمندان داخلی ناراضی از اداره اخراج شوند، خطرات امنیتی از بین می‌شوند. درست یا غلط؟ 
غلط- به طور واضح غلط است. برای شهادت غلط‌بودن این موضوع می‌توان به شرکت Meltdown اشاره کرد که لشکری از کارمندان ناراضی اما آشنا به سرقتهای کامپیوتری برای خود ایجاد کرده بود. بر طبق گفته‌های FBI حجم فعالیتهای خرابکارانه از کارمندان داخلی افزایش یافته است. همین امر سازمانها را با خطرات جدی در آینده مواجهه خواهد کرد. 
6-نرم افزارهای بدون کسب مجوز (Unauthorized Software) یکی از عمومی‌ترین رخنه‌های امنیتی کاربران داخلی می‌باشد. درست یا غلط؟ 
درست- رخنه‌ها (Breaches) می‌تواند بدون ضرر به نظر بیاید، مانند Screen Saverهای دریافت‌شده از اینترنت یا بازی‌ها و…
نتیجه این برنامه‌ها، انتقال ویروس‌ها، و… می‌باشد. اگرچه رخنه‌ها می‌تواند خطرناکتر از این باشد. ایجاد یا نصب یک برنامه کنترل از راه دور که می‌تواند یک در پشتی (Backdoor) قابل سوء‌استفاده‌ای را در یک شبکه ایجاد کند که به وسیله دیواره آتش محافظت نمی‌شود. 
بر طبق تحقیقاتی که توسط ICSA. Net و Global Integrity انجام شده است. بیش از 78 درصد گزارش‌ها مربوط به ایجاد رخنه در نرم‌افزار دریافتی از افراد یا سایتهای ناشناخته است. 
7-خسارتهای ناشی از سایتهای فقط اطلاعاتی کمتر از سایتهای تجاری می‌باشد. درست یا غلط؟ 
درست- درست است که خطرهای مالی در سایتهای فقط اطلاعاتی کمتر از سایتهای تجاری می‌باشد ولی خطر مربوط به شهرت و اعتبار، آنها را بیشتر تهدید می‌کند. سازمانها نیازمند این می‌باشند که مداوم سایت‌های اطلاع‌رسانی را بازبینی کنند تا به تهدیدهای احتمالی شبکه‌های خود خیلی سریع پی ببرند و در مقابل آنها واکنش نشان دهند تا از خسارتهایی که ممکن است شهرت آنها را بر باد دهد جلوگیری کنند. 
8-رمزهای عبور می‌تواند جلو کسانی که دسترسی فیزیکی به شبکه را دارند، بگیرد. درست یا غلط؟ 
غلط- کلمات رمز نوعا خیلی کم می‌توانند جلو کارمندان داخلی و خبره را بگیرند. 
9-هیچکسی در سازمان نباید به رمزهای عبور دسترسی داشته باشد به جز مدیر امنیت شبکه. غلط یا درست؟ 
غلط- هیچ‌کس در سازمان نباید به کلمات رمز کاربران دسترسی داشته باشد،حتی مدیر امنیتی شبکه! رمزهای عبور باید به صورت رمز شده (Encrypted) ذخیره شوند. برای کاربران جدید ابتدا با یک رمز عبور ساخته شده اجازه ورود به شبکه داده می‌شود و پس از آن باید روالی قرار داد تا کاربران بتوانند در هر زمانی کلمات رمز خود را تغییر دهند. همچنین باید سیاستهایی را برای مواردی که کاربران رمزهای عبور خود را فراموش کرده‌اند در نظر گرفت. 
نقش یک «اساس‌نامه امنیتی» در سازمان:
در اغلب موارد، تشکیلات اقتصادی همچون شبکه‌های کامپیوتری در برابر تغییرات فشرده و ناگهانی با ضعف و شکست مواجهه می‌شدند. یک پروژه ابتدایی امنیتی نیز از این مقوله مستثنا نیست. هنگانی که من در شرکت «مارین» بودم آنجا صحبت از هفت P بود: 
Proper(صحت) ، )Priorقبل از هر چی)، )Planning طراحی)، )Preventsجلوگیری کردن از)، )زیادی)Pretty،( یکنواختی) Poor، Performance (عملکرد) . آنها یک شبکه را در حالت صحیحی نگه می‌داشتند. شما باید قبل از پیاده‌سازی هر چیزی، ابتدا باید طرح و برنامه داشته باشید و سپس ابزار لازم را مهیا سازید. همیشه این ضرب‌المثل را به خاطر داشته باشید که «یک کیلو پیشگیری بهتر از یک خروار علاج است». امنیت شما بخشی از پیشگیری شما است. دلیل اینکه بیشتر تشکیلات اقتصادی با شکست مواجه می‌شوند به این دلیل است که آنها هدف اصلی از این تشکیلات را برای خود مشخص نمی‌کنند و نمی‌دانند که باید در آینده نیز فعالیت خود را ادامه دهند! برای مثال، این درست نیست که به سادگی بگوییم برای امنیت بالاتر شبکه خود نیاز به یک دیواره آتش داریم. شما باید به طور دقیقی مشخص کنید که «چه چیزی» را «چگونه» می‌خواهید امن کنید. چه نوع از ################ را می‌خواهید شما پیاده‌سازی کنید؟ چه مقدار دسترسی را می‌خواهید به کاربران خود اهداء کنید؟ فقط با پاسخ‌دادن به این سئوالات و سئوال‌های دیگر است که می‌توانید به طور دقیقی مشخص کنید که چه لازم دارید و چه چیزی را باید خریداری کنید و به طور جزیی‌تر برای دیواره آتش خود چه سیاستی را در پیش بگیرید تا آنچه را که در نظر دارید را پیاده‌سازی کنید. 
هدف اساس‌نامه امنیتی:
به طور کلی، اساس‌نامه امنیتی برای این وجود دارد که هر کسی به طور دقیق و از قبل تعریف شده بداند که در کار با منابع سازمان و تشکیلات چه کار انجام دهد و روی آنها نیز تعهد لازم را داشته باشد. اساس‌نامه امنیتی نیاز دارد که مشخص کند شما دارای چه استانداردهای امنیتی هستید. سیاست‌های امنیتی شماست که حکم می‌دهد آیا باید این اتفاق بیفتد یا خیر. اساس‌نامه امنیتی شما باید مشخص کند که اهداف امنیتی شما چه هستند.
آیا سازمان شما سعی می‌کند که فشارهای ناشی از ویروس‌ها و کرم‌ها را کاهش‌ دهد؟ آیا آنها سعی می‌کنند که خطرات دسترسی‌های بیرونی را محدود کنند؟ نباید این وضعیت‌ها را فراموش کرد و باید برای آنها چاره‌ای اندیشید. حتماً آنها را بنویسید و تعریف کنید. حتما بخشی را در مجموعه خود در نظر بگیرید و به همراه افرادی که مراقب باشند تا قوانین امنیتی رعایت شوند و در صورتی که گروهی از افراد این قوانین را در نظر نگرفتند با آنها برخورد مناسب صورت گیرد. حتما سندی را نیز تهیه کنید تا به کاربران بگوید که «چرا شما باید کارها را انجام دهید و چرا ما آنها را از شما می‌خواهیم».
آخرین نکته، آنچه که باعث می‌شود اساس‌نامه امنیتی شما پابرجا بماند و یا شانس خوبی برای اجرا شدن داشته باشد؛ این است که از طرف رده‌های مدیریتی بالاتر سازمان پشتیبانی شود.
نتیجه گیری:
در دنیای سیستمهای اطلاعاتی حسابداری در محیطهای رایانه ای که هر لحظه در حال تغییر و تحول است و هر روز به تبع پیشرفت تکنولوژی در حال تکامل است , و متاسفانه به همان میزان , و حتی بیشتر, تهدیدات در این حوزه به شدت, هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمی در حال افزایش است
در نتیجه بهتر است موارد زیر در جهت به حداقل رساندن تهدیدات امنیتی در سازمانها اجرا شود:
1-بررسی کنترلهای داخلی سازمان بطور ادواری به منظور اطمینان از موثر بودن آنها در پیشگیری از وقوع تقلب .
2-به منظور کشف تقلب باید کنترلهای جدیدی طراحی و مستقر شود.
3-باید به کارکنان درباره مباحث اخلاقی امنیتی و تقلب اموزشهای, لازم داده شود.
4-مشاوره با مهندسین و طراحان سیستم ها به گونه ای که همزمان با پیشرفت تکنولوژی ارزیابیهای پیشرفته ای هم به عمل اید.
5-اموزش مدیریت امنیت سیستم چرا که مدیریت رده بالا ستاده های سیستم را به کار می گیرد و نمی تواند از امنیت روزانه سیستم اگاهی پیدا کند.
6-با ذخیره سازی مرتب اطلاعات از طریق نوارهای مغناطیسی و ابزارهای الکترونیکی و همچنین افزایش سطح امنیت مکانهائی که در انها سرورها قرار دارند و... میتوان خطرات فیزیکی و طبیعی را به حد اقل رساند.
7-با ایجاد و تهیه یک اساسنامه امنیتی در سازمان میتوان راهبرد امنیتی را هدفمند و خسارات امنیتی را به حداقل رساند.
 


تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 1:22 | نویسنده : Iman Abbasi
پرنده هايي كه روي شاخه نشستند ترس ازشكستن شاخه ندارند... زيرا اعتماد آنها به شاخه ها نيست به بالهايشان است...هميشه به خودت اعتماد داشته باش...خودت راباوركن...هميشه خودت را نقد بدان تاديگران تورا به نسيه نفروشند،،،،سعي كن استاد تغييرباشي نه قرباني تقدير،،،،درزندگي به كسي اعتمادكن كه بهش ايمان داري نه احساس،،،وهرگزبه خاطرمردم تغييرنكن اين جماعت هرروز تورا جورديگري مي خواهند.



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 1:9 | نویسنده : Iman Abbasi
داستان کوتاهی از ایتالو کالینو ... ارزش یکبار خوندن رو داره و جالبه ...شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند…!
شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون می زد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه !
حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می‌گرفت؛ هم از جانب فروشنده ها دولت هم به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می‌شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده…!
روزی، مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که می‌خورد، سیگاری دود می‌کرد و شروع می‌کرد به خواندن رمان…
دزدها می‌امدند؛ چراغ خانه را روشن می‌دیدند و راهشان را کج می‌کردند و می‌رفتند…
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه می‌ماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین می‌گذارد !!!
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می‌توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون می‌زد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمی‌گشت؛ ولی دست به دزدی نمی‌زد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل این کارها نبود.
می‌رفت روی پل شهر می‌ایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه می‌کرد و بعد به خانه برمی‌گشت و می‌دید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است…در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود.
او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد می‌شد، می‌دید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد می‌زد.
 بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمی‌زد اوضاعشان از بقیه بهتر شد و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد بخوری خالی شده بود) دستبرد می‌زدند، دست خالی به خانه برمی‌گشتند و وضعشان روز به روز بدتر می‌شد .
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل و رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته می‌کشد و به این فکر افتادند که چطور است به فقیرها پول بدهیم که به جای ما هم بروند دزدی ؟!!!
قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین گردید: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند.
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر می‌شدند. 
فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد…!
به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند…
تنها فرد درستكار، همان مرد اولي بود كه ما نفهميديم براي چه به آن شهر آمد و كمی‌بعد از گرسنگي مرد
"ایتالو کالوینو"



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 1:8 | نویسنده : Iman Abbasi
داستان کوتاهی از ایتالو کالینو ... ارزش یکبار خوندن رو داره و جالبه ...شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند…!
شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون می زد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه !
حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می‌گرفت؛ هم از جانب فروشنده ها دولت هم به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می‌شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده…!
روزی، مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که می‌خورد، سیگاری دود می‌کرد و شروع می‌کرد به خواندن رمان…
دزدها می‌امدند؛ چراغ خانه را روشن می‌دیدند و راهشان را کج می‌کردند و می‌رفتند…
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه می‌ماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین می‌گذارد !!!
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می‌توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون می‌زد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمی‌گشت؛ ولی دست به دزدی نمی‌زد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل این کارها نبود.
می‌رفت روی پل شهر می‌ایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه می‌کرد و بعد به خانه برمی‌گشت و می‌دید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است…در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود.
او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد می‌شد، می‌دید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد می‌زد.
 بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمی‌زد اوضاعشان از بقیه بهتر شد و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد بخوری خالی شده بود) دستبرد می‌زدند، دست خالی به خانه برمی‌گشتند و وضعشان روز به روز بدتر می‌شد .
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل و رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته می‌کشد و به این فکر افتادند که چطور است به فقیرها پول بدهیم که به جای ما هم بروند دزدی ؟!!!
قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین گردید: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند.
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر می‌شدند. 
فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد…!
به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند…
تنها فرد درستكار، همان مرد اولي بود كه ما نفهميديم براي چه به آن شهر آمد و كمی‌بعد از گرسنگي مرد
"ایتالو کالوینو"



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 1:6 | نویسنده : Iman Abbasi
چرا نماد داروخانه های جهان مار است ؟ در افسانه های کهن ایران باستان مار نماد تندرستی بوده است . مار بود که شهر همدان  را از بیماری طاعون نجات داد و پزشک حاذق ما ابوعلی سینا به این جریان پی برد، و بعدها  و به پاس این کار او در سر راهش جام شرابی نهادند تا از آن بنوشد زیرا شراب انگور سیاه زهره مار را بیشتر میکندو از آن پس مار نماد بهداشت و نماد داروخانه ها شد .۱- از زهر این حیوان برای مصارف دارویی استفاده میکردند، هنوز هم روی دارو خانه ها تصویری هست از یک جام و ماری که زهرش را در این جام میریزد۲- از روغن مار برای درمان دردهای عضلانی و استخوانی استفاده میکردند۳- در مناطقی که مار زیاد بوده، برخی بیماریها نظیر طاعون وجود نداشته، و بالعکس در اماکنی که مار نبوده اینگونه بیماریها شیوع داشته.لذا برخی داشتن و نگهداری مار را نشانه سلامت میدانستند.و به افرادی که زیاد دچار امراض میشدند میگفتند، "بی مار"



تاريخ : شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 0:58 | نویسنده : Iman Abbasi
چگونه در کارهای منزل به زن‌مان کمک کنیم؟
۱- در خوردن غذا با او همکاری کنید.
۲- کانال‌های تلویزیون را شما عوض کنید. 
۳- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز جارو بکشد.
۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادی همسر دلبندتان را فراهم آورید.
۵- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک‌زدن به غذا به او در پخت غذای خوشمزه‌تر و لذیذتر مشاوره دهید.
۷- برای هر بار آب خوردن، یک لیوان بردارید و در آن آب بخورید تا همسر شما بهانه‌ی کافی برای آب‌بازی داشته باشد.
۸- موقع پاک کردن سبزی، زن‌تان را تنها بگذارید تا بتواند در آرامش و با تمرکز، سبزی‌ها رو پاک کند.
9- موقعی که خانومتان در حال پاک کردن شیشه ها هست از پشت شیشه شکلک دربیارید تا خستگی اش در برود
من از همین‌جا از همه‌ی آقایونی که اینقدر تو خونه به خانوماشون کمک می‌کنند، تشکر می‌کنم.
رسانه  باشید و نشر دهید تا همه‌ی مردان به وظایف خود آشنا شوند.(teeth) (wink)



تاريخ : شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 0:53 | نویسنده : Iman Abbasi
 

دو شاگرد از استاد خود پرسیدند :منطق چیست؟استاد گفت :دو مرد پیش من می آیند ؛ یکی تمیز و دیگری کثیف ؛ من به آنها پیشنهاد میکنم حمام کنند ؛ شما فکر میکنید کدامیک این کار را انجام دهند ؟هردو شاگرد جواب دادند : مسلما کثیفه ،،،استاد گفت : نه ؛ تمیزه ؛ چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آنرا نمی داند ؛ پس چه کسی حمام می کند؟شاگردها می گویند : تمیزهاستاد جواب داد : نه ؛ کثیفه ؛ چون او به حمام احتیاج دارد ؛ پس کدامیک حمام می کنند ؟شاگردها گفتند : کثیفهاستاد گفت : نه ؛ هر دو ؛ تمیزه به حمام عادت وکثیفه به حمام احتیاج دارد ؛ بالاخره کدام حمام میکند ؟شاگردان با سردرگمی جواب دادند : هر دواستاد این بار توضیح می دهد : نه ؛ هیچکدام ؛ چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد ...شاگردان با اعتراض گفتند :ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است !!!استاد در پاسخ گفت :خب پس متوجه شدید ؛این یعنی : " منطق "« خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی را بخواهی ثابت کنی »این منطق بعضی آدم هاست.



تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 15:59 | نویسنده : Iman Abbasi
ﺧﺪﺍﯾﺎ ….ﻣﯿﺸﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺸﯽ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺁﺷﺘﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﺎ ﻭﺭﺩﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺭﻩ؟

ﺗﻮ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﺨﺸﯽﺍﯾﻨﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﺠﺪﻩ ﻧﮑﺮﺩﻣﺎ ﺑﺨﺸﯿﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺒﺨﺶﺩﺍﺭﻩ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﻩ … ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺭﺩ ﮐﺮﺩ !



تاريخ : چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:37 | نویسنده : Iman Abbasi
 

شش هزار و 200 نسخه کتاب خطی از محل سابق دانشکده ادبیات دانشگاه شهید چمران اهواز پیدا شد.

 
معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان روز چهارشنبه به ایرنا گفت: این نسخ خطی بسیار ارزشمند و کم نظیر هستند.عاطفه رشنویی افزود: اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان اعلام آمادگی کرده که با استفاده از تجربیات و تخصص کارشناسان این اداره، آثار را بررسی کند.وی بیان کرد: این نسخ خطی هفته گذشته پیدا شده و جزییات بررسی آنها توسط کارشناسان تا هفته آینده اعلام می شود.دانشکده ادبیات دانشگاه شهید چمران تا سال 91 در ساختمان قدیمی معروف به سه گوش در حاشیه میدان مولوی اهواز مستقر بود. 
 
 


تاريخ : چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:32 | نویسنده : Iman Abbasi
 

در یکی از مسابقات فوتبال زنان در اردن، به هنگام افتادن حجاب سر یکی از بازیکنان، دیگر بازیکنان از هر دو تیم که از قضا خودشان هم حجاب نداشتند دور او را گرفتند تا وی بتواند حجابش را درست کند.

به گزارش عصرایران به نقل از رسانه های اردن، این مسابقه میان دو تیم فوتبال زنان باشگاه های اردنی امان و شباب برگزار شد.
این اتفاق با تحسین تماشاگران حاضر در ورزشگاه و انتشار عکس آن با توجه مخاطبان روبه رو شد.

دفاع از حجاب (عکس)


تاريخ : سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 0:53 | نویسنده : Iman Abbasi
يكي از دو موضوع زير را بررسي كنيد. اختيار باخودتونه

سيستمهاي اطلاعاتي و امنيت

ERP



تاريخ : شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ | 18:54 | نویسنده : Iman Abbasi
ﻣـﺮﺩﯼ ﺑـﻪ ﺯﻧـﺶ ﮔـﻔـﺖ: "ﻧـﻤـﯿـﺪﺍﻧـﻢ ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﭼـﻪ ﻛـﺎﺭ ﺧـﻮﺑـﯽ ﺍﻧـﺠـﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻛـﻪ ﯾـﻚ فرشته ﺑـﻪ ﻧـﺰﺩﻡ ﺁﻣـﺪ ﻭ ﮔـﻔـﺖ ﻛـﻪ ﯾـﻚ ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﺗـﺎ ﻣـﻦ ﻓـﺮﺩﺍ ﺑـﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺵ ﻛـﻨـﻢ"!
ﺯﻥ ﺑـﻪ ﺍﻭ ﮔـﻔـﺖ: "ﻣـﺎ ﻛـﻪ 16 ﺳـﺎﻝ ﺍﺟـﺎﻗـﻤـﻮﻥ ﻛـﻮﺭﻩ ﻭ ﺑـﭽـﻪ ﺍﯼ ﻧـﺪﺍﺭﯾـﻢ، ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﻛـﻪ ﺑـﭽـﻪ ﺩﺍﺭ ﺷـﻮﯾـﻢ.
ﻣـﺮﺩ ﺭﻓـﺖ ﭘـﯿـﺶ ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﻭ ﻣـﺎﺟـﺮﺍ ﺭﺍ ﺑـﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺗـﻌـﺮﯾـﻒ‌ ﻛـﺮﺩ، ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﮔـﻔـﺖ: "ﻣـﻦ ﺳـﺎﻟـﻬـﺎﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻧـﺎﺑـﯿـﻨـﺎ ﻫـﺴـﺘـﻢ، ﭘـﺲ ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﻛـﻪ ﭼـﺸـﻤـﺎﻥ ﻣـﻦ ﺷـﻔـﺎ ﯾـﺎﺑـﺪ"
ﻣـﺮﺩ ﺍﺯ ﭘـﯿـﺶ ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﺑـﻪ ﻧـﺰﺩ ﭘـﺪﺭ ﺭﻓـﺖ، ﭘـﺪﺭﺵ ﺑـﻪ ﺍو ﮔـﻔـﺖ: "ﻣـﻦ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺑـﺪﻫـﻜـﺎﺭﻡ ﻭ ﻗـﺮﺽ ﺯﯾـﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻓـﺮﺷـﺘـﻪ ﺗـﻘـﺎﺿـﺎﯼ ﭘـﻮﻝ ﺯﯾـﺎﺩﯼ ﻛـﻦ"
ﻣـﺮﺩ ﻫـﺮﭼـﻪ ﻓـﻜﺮ ﻛـﺮﺩ, ﻫـﻮﺍﯼ ﻛـﺪﺍﻣـﺸـﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷـﺘـﻪ ﺑـﺎﺷـﺪ، ﻛـﺪﺍﻡ ﯾـﻚ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﺍﻓـﺮﺍﺩ ﺗـﻘـﺪﻡ ﺩﺍﺭﻧـﺪ، ﺯﻧـﻢ؟ ﻣـﺎﺩﺭﻡ؟ ﭘـﺪﺭﻡ؟
ﺗـﺎ ﻓـﺮﺩﺍ ﺭﺍﻩ ﭼـﺎﺭﻩ ﺭﺍ ﭘـﯿـﺪﺍ ﻛـﺮﺩ ﻭ ﺑـﺎ ﺧـﻮﺷـﺤـﺎﻟـﯽ ﺑـﻪ ﭘـﯿـﺶ فرشتهﺭﻓـﺖ ﻭ ﮔـﻔـﺖ: "ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻛـﻪ ﻣـﺎﺩﺭﻡ ﺑـﭽـﻪ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔـﻬـﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻃـﻼ ﺑـﺒـﯿـﻨـﺪ“!
ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ ﻣـﺎ ﻫـﻢ ﮐـﻤﯽ ﻓـﮑـﺮ ﮐـﻨـﯿـﻢ ﻭ ﻋـﺠـﻮﻻﻧـﻪ ﺗـﺼـﻤـﯿـﻢ ﻧـﮕـﯿـﺮﯾـﻢ💐..(ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ)



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ | 19:13 | نویسنده : Iman Abbasi
روز پنج شنبه ساعت 4:30

جنب اتاق مدیران گروه دانشکده بهشتی

جلسه توجیهی برای دانشجویان محترمی که با من درس کارموزی رو گرفتند برگزار میشود

 



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:30 | نویسنده : Iman Abbasi
مردی در یک باغ درخت خرما را با شدت ‌تکان می‌داد و بر زمین می‌ریخت. صاحب باغ آمد و گفت ای مرد احمق! چرا این کار را می‌کنی؟ دزد گفت: چه اشکالی دارد؟ بنده خدا از باغ خدا خرمایی را بخورد و ببرد که خدا به او روزی کرده است. چرا بر سفره گسترده نعمتهای خداوند حسادت می‌کنی؟ صاحب باغ به غلامش گفت: آهای غلام! آن طناب را بیاور تا جواب این مردک را بدهم.

آنگاه دزد را گرفتند و محکم بر درخت بستند و با چوب بر ساق پا و پشت او می‌زد. دزد فریاد برآورد، از خدا شرم کن. چرا می‌زنی؟ مرا می‌کشی. صاحب باغ گفت : این بنده خدا با چوب خدا در باغ خدا بر پشت خدا می‌زند. من اراده‌ای ندارم کار، کار خداست. دزد که به جبر اعتقاد داشت گفت: من اعتقاد به جبر را ترک کردم تو راست می‌گویی ای مرد بزرگوار نزن. برجهان جبر حاکم نیست بلکه اختیار است اختیار است اختیار.

منبع:‌ آکاایران



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:30 | نویسنده : Iman Abbasi
جغدی روی کنگره‌های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌کرد؛ رفتن و ردپای آن را و آدم‌‌هایی را می‌دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند.

 

اما جغد می‌دانست که سنگ‌ها ترک می‌خورند، ستون‌ها فرو می‌ریزند، در‌ها می‌شکنند و دیوار‌ها خراب می‌شوند.

او بار‌ها و بار‌ها تاج‌های شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابه‌لای خاکروبه‌های کاخ دنیا دیده بود.

 

او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری‌اش می‌خواند و فکر می‌کرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ها، با این آواز کمی بلرزد.

 

روزی کبوتری از آن حوالی رد می‌شد، آواز جغد را که شنید، گفت: «بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگین‌شان می‌کنی. دوستت ندارند. می‌گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.» قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند...

 سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: «آوازخوان کنگره‌های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.»

 

جغد گفت: «خدایا! آدم‌هایت مرا و آواز‌هایم را دوست ندارند.»

 

خدا گفت: «آوازهای تو بوی دل کندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌ هستند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای! و آنکه می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ‌چیز دل نمی‌بندد. دل نبستن سخت‌ترین و زیباترین کار دنیاست اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.»

 

جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره‌های دنیا می‌خواند و آن‌کس که می‌فهمد، می‌داند آواز او پیغام خداست.

 

منبع: آکاایران



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:28 | نویسنده : Iman Abbasi
مهر - ۷۱ سال پیش سازمان جاسوسی آمریکا برای شناسایی هیتلر توسط سربازانش اقدام بامزه ای انجام داد.

در سال ۱۹۴۴ سازمان جاسوسی آمریکا متوجه شد که آدولف هیتلر دیکتاتور آلمانی قصد فرار از کشورش را دارد. ترس از فرار هیتلر از این کشور باعث شد سازمان اطلاعاتی آمریکا یک هنرمند آرایشگر را برای بررسی تمام احتمالات در تغییر چهره هیتلر هنگام فرار استخدام کند. این آرایشگر نیز تمام تغییرات احتمالی روی چهره هیتلر را بررسی و تغییرات خود را در عکس ها اعمال کرد. آمریکایی ها قصد داشتند با این کار سربازانشان را با چهره های شبیه سازی شده آشنا کنند تا بتوانند رهبر نازی ها را در صورت مشاهده شناسایی کنند.

این عکس ها برای اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط مجله آلمانی اشپیگل به صورت عمومی چاپ شد.

فتوشاپ عکس هیتلر در 71 سال پیش (+عکس)


تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:27 | نویسنده : Iman Abbasi
برترین ها - در این پست تصاویری از قلعه ای را مشاهده می کنید که در وسط بیابان یکه و تنها به حال خود رها شده است. آدم احساس می کند این عکس ها فراواقعی هستند، زیرا خیلی عجیب است در دل یک تپه چنین قلعه زیبایی تراشیده شده باشد. اما واقعی است.

مداین صالح یا حجر، نام این بنای سنگی تاریخی است و در شمال کشور عربستان سعودی و جنوب دومة الجندل واقع شده است. تاریخ سنگ نمای خارجی استفاده شده در مداین صالح به سده اول پیش از میلاد باز می‌گردد. این آثار دارای حدود ۵۰ سنگ‌نوشته ونقش‌های درونی است که متعلق به مرحله پیش از نبطیان و قوم ثمود است. این بنا، در برگیرنده ۱۱۱ گور و نیز سامانه آبیاری تاریخی است که نشان‌دهنده تخصص نبطیان در زمینه سازه‌های آبی بوده است.

خانه‌های حجر در کوه ساخته شده و این کوه‌ها «اثالث» نام دارد. این کوه‌ها چنان است که هرکس آن‌ها را از دور ببیند آن‌ها را به هم پیوسته می‌پندارد، ولی چون نزدیک شود هریک را جدا می‌بیند. گرداگرد این کوه‌ها را شنزار فراگرفته و به این خاطر بالا رفتن از این کوه‌ها بسیار دشوار است.

مداین صالح، در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۰۸، به عنوان اولین اثر ثبت شده در عربستان سعودی، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

در ادامه می توانید این شاهکار معماری باستانی را مشاهده کنید.  البته جا دارد اشاره کنیم نام این بنای ویژه در قرآن نیز آمده است. خداوند در سوره «حجر»  در آیه 82 گفته: « آنها خانه‌های امن در دل کوه‌ها می‌تراشیدند.».

 


تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:24 | نویسنده : Iman Abbasi
مهر - یک بیمار کلیوی برای فرار از صف های طولانی مدت پیوند کلیه با خودروی شخصی اش اقدام به پیدا کردن کلیه کرد.

ایستادن در صف پیوند کلیه همیشه یکی از دردناکترین اتفاقات برای بیماران کلیوی است و بسیاری از بیماران کلیوی در این انتظار جان خود را از دست می دهند. «کریستین رویلس» ۲۴ ساله اوایل سال گذشته متوجه شد که هر دو کلیه هایش را از دست داده است و باید برای پیدا کردن یک کلیه جدید در صف ۱۰۰ هزارنفری انتظار بماند.

پیداکردن کلیه با روشی متفاوت! (+عکس)

او متوجه شد که سالانه حدود ۴هزارنفر جان خود را در این صف طولانی از دست می دهند. پس کریستین تصمیم گرفت خودش برای حل این مشکل اقدام کند. او شنیده بود پیرمردی در پورتلند جنوبی برای پیدا کردن کلیه برای همسرش پلاکاردی را در دست گرفته بود و به خیابان ها می رفت. کریستین نیز با الهام از این قصه ماشینش را تبدیل به یک بیلبورد تبلیغاتی کرد و جمله ساده ای روی آن نوشت: «من به دنبال کسی می گردم که کلیه اش را به من اهدا کند. فقط باید دارای گروه خونی O باشد.» او این جمله را همراه با اسم و شماره تلفنش نوشت و با نامزدش در خیابانها حرکت کرد.

چندروز بعد از این حرکت، یکی از زنان هم محله ای به نام «اشلی» با دیدن این پیام بسیار ناراحت شد. او در این باره می گوید: «در تمام عمرم جمله ای تا این اندازه غم انگیز ندیده بودم.» اشلی به خانه رفت و این موضوع را با همسرش «جاش» مطرح کرد و جاش نیز یک جمله گفت: «چطور است من را امتحان کنید!» جاش می گوید: «اگر این اتفاق برای همسر من هم رخ می داد من تمام تلاشم را برای پیدا کردن کلیه می کردم و دوست داشتم کسی بود که کلیه اش را به همسرم اهدا می کرد. ما سه فرزند داریم و من می توانم کلیه ام را به کریستین اهدا کنم.»

تست نهایی از جاش تا چند وقت دیگر انجام می شود و این دو باید برای عمل آماده شوند. جاش بابت این کار هیچ پولی از کریستین دریافت نخواهد کرد. او فقط قصد دارد با این کار به فرزندانش یاد بدهد وقتی کسی نیاز به کمک دارد باید به او کمک کرد و جاش با این کمک بزرگ زندگی کریستین را نجات داد.

احتمالا قصه جاش و فداکاری اش مدتها در ذهن مردم محله اش خواهد ماند و کریستین نیز به باقی بیماران کلیوی یاد داد که باید خودشان دنبال انگیزه های زندگی و درمان بیماری شان باشند. 

پیداکردن کلیه با روشی متفاوت! (+عکس)
 
 
 
 


تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:18 | نویسنده : Iman Abbasi
بدون شرح!



تاريخ : پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ | 1:4 | نویسنده : Iman Abbasi
استاد شهریار در پی یک شکست عشقی ترم آخر پزشکی دانشگاه را رها میکند و ترک تحصیل مینماید.یعنی حدود 6 ماه قبل از اخذ مدرک دکتری از دانشگاه به دلیل شکست عشقی انصراف میدهد.او که به خواستگاری دختری از آشنایان میرود چون وضع مالی مناسبی نداشته و در ابتدا مشهور هم نبوده جواب رد میشنود.استاد ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﺗﺎ 47  ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﺠﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ...ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﻓﺖ، به ﺍﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻩ بوﺩ !!!ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ در ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ به ﺩﺭ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ بچه ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﻭﺩ که واقعاً معرکه است :
ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ........ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ؛ ﭘﺴﺮﻡ
ﺗﻮ ﺟﮕﺮﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ.........ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ........ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ
ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ..........ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ
ﻋﺸﻖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻫﻨﺮ.........ﻋﺠﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺮﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﯿﻢ ﻭ ﺯﺭﻡ
ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ.........ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻡ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ.........ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ.
شهریار در یکی از سمینارها و شب شعری که در شیراز به مناسبت بزرگداشت سعدی و حافظ برگزار میگردد دعوت میشود.در آن سمینار شهریار غزل زیبایی میخواند که همه مبهوت میشوند.یک دختر دانشجوی رشته ادبیات از دانشگاه شیراز بلند میشود و مقاله ای در توصیف شهریار میخواند و او را شهریار مسلم غزل میخواند.دختر در پایان جلسه نزد شهریار میرود و خیلی زیاد از شهریار تعریف مینماید و میگوید که من عاشق و شیفته شما و این غزلتان شده ام.شهریار از دختر میپرسد نام شما چیست؟دختر میگوید غزالهشهریار فی البداهه این تک بیت را میگوید:((شهریار غزلم خواند غزالی وحشیچه خوش است با غزلی صید غزالی کردم))
استاد شهریار در اواخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان بستری میگردد و دکتر خانواده او را جواب میکند.دوستان و آشنایان شهریار برای بهبود روحیه او میروند و با اصرار آن خانم عشق قدیمی شهریار را راضی میکنند که به عیادت شهریار برود.عشق قدیمی شهریار که حالا یک پیرزن بود قبول میکند که به عیادت شهریار در بیمارستان برود.وقتی عشق قدیمی شهریار به بیمارستان میرود شهریار روی تخت بیمارستان خواب بوده است اما صدای قدمها و گام عشق قدیمی خود را میشناسد و از خواب بیدار میشود.وقتی عشق او در اتاق را باز میکند شهریار این شعر مشهور که از مفاخر ادبیات فارسی هست را برای عشق قدیمیش میسراید:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا.........بیوفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی...........سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست.......من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم...........دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته و بی اعتبار..........اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود........ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت.........اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند...........در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین...........خاموشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر.............زین سفر راه قیامت میرود تنها چرا.



تاريخ : سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 19:28 | نویسنده : Iman Abbasi
بدون شرح!