بخاطر اشکالاتی که برای دوستان پیش اومده بود این راهنما را به زبان ساده برای شما نوشتم :

1- با مرورگر (گوگل کروم) وارد کاربری خود شوید. کلا هميشه  برای کارموزی فقط با کروم کار کنید.

آدرس لینک https://sad.iauahvaz.org/ 

2- وارد تب کاراموزی شوید و تعیین محل کارموزی را انجام دهید

دقت كنيد : موضوع كاراموزي و محل كاراموزي را با استاد خود را با استادتون هماهنگ كنيد. علتش اينه كه مثلا محل كاراموزي رو شركت اتوبوس راني انتخاب نكنين و ...

3- صبر کنید تا استادتان محل کارموزی را تایید کند و در صورتی که تایید نکرد با استاد خود تماس بگیرید

4- بعد از استاد، مدیر گروه باید تاييد کند و سپس دفتر ارتباط با صنعت تایید میکند.

توجه کنید که تمام این تاییدیه ها در اینترنت انجام میشود و نیازی به حضور شما نیست

5- سپس نامه معرفی به محل کاراموزی را پرینت بگیرید

دقت کنید : حتما باید پرینت بگیرید. اگر پرینت نگیرید نرم افزار فرض میکند که شما کارموزی نرفتید و کارموزی شما را حذف میکند

6- در تب کارموزی هر هفته یا دوهفته ای یک بار خلاصه گزارش هفتگی را بنویسید. این گزارش چند خط بیشتر نیست و خلاصه ای از کارهایی که انجام دادید و مکانهایی که رفته اید و مطالبی که برای فایل جمع اوری کردید را شامل میشود.

7- بعد از پایان مدت کارموزی نامه گواهی پایان کارموزی را از محل کارموزی بگیرید و برای دانشگاه بیاوریدو

تحویل واحد پژوهش دانشکده که در طبقه سوم دانشکده بهشتی است بدهید.

8- فایل را به  استاد نشان دهید ( با سی دی یا فلش )  و اگر تایید کرد فایل گزارش نهایی که حداکثر 500 کیلوبایت حجم داشته باشد را در سایت بارگداری کنید

9-استاد نمره ی شما را وارد نرم افزار میکند

10- بعد از تایید ارتباط با صنعت و مدیرگروه نمره ی شما قابل مشاهده می شود.

شاد و پیروز باشید ایمان عباسی - علی محمودی



یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:11 | Iman Abbasi |
چگونه در کارهای منزل به زن‌مان کمک کنیم؟
۱- در خوردن غذا با او همکاری کنید.
۲- کانال‌های تلویزیون را شما عوض کنید. 
۳- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز جارو بکشد.
۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادی همسر دلبندتان را فراهم آورید.
۵- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک‌زدن به غذا به او در پخت غذای خوشمزه‌تر و لذیذتر مشاوره دهید.
۷- برای هر بار آب خوردن، یک لیوان بردارید و در آن آب بخورید تا همسر شما بهانه‌ی کافی برای آب‌بازی داشته باشد.
۸- موقع پاک کردن سبزی، زن‌تان را تنها بگذارید تا بتواند در آرامش و با تمرکز، سبزی‌ها رو پاک کند.
9- موقعی که خانومتان در حال پاک کردن شیشه ها هست از پشت شیشه شکلک دربیارید تا خستگی اش در برود
من از همین‌جا از همه‌ی آقایونی که اینقدر تو خونه به خانوماشون کمک می‌کنند، تشکر می‌کنم.
رسانه  باشید و نشر دهید تا همه‌ی مردان به وظایف خود آشنا شوند.(teeth) (wink)



شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 0:58 | Iman Abbasi |
 

دو شاگرد از استاد خود پرسیدند :منطق چیست؟استاد گفت :دو مرد پیش من می آیند ؛ یکی تمیز و دیگری کثیف ؛ من به آنها پیشنهاد میکنم حمام کنند ؛ شما فکر میکنید کدامیک این کار را انجام دهند ؟هردو شاگرد جواب دادند : مسلما کثیفه ،،،استاد گفت : نه ؛ تمیزه ؛ چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آنرا نمی داند ؛ پس چه کسی حمام می کند؟شاگردها می گویند : تمیزهاستاد جواب داد : نه ؛ کثیفه ؛ چون او به حمام احتیاج دارد ؛ پس کدامیک حمام می کنند ؟شاگردها گفتند : کثیفهاستاد گفت : نه ؛ هر دو ؛ تمیزه به حمام عادت وکثیفه به حمام احتیاج دارد ؛ بالاخره کدام حمام میکند ؟شاگردان با سردرگمی جواب دادند : هر دواستاد این بار توضیح می دهد : نه ؛ هیچکدام ؛ چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد ...شاگردان با اعتراض گفتند :ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است !!!استاد در پاسخ گفت :خب پس متوجه شدید ؛این یعنی : " منطق "« خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی را بخواهی ثابت کنی »این منطق بعضی آدم هاست.



شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 0:53 | Iman Abbasi |
ﺧﺪﺍﯾﺎ ….ﻣﯿﺸﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺸﯽ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺁﺷﺘﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﺎ ﻭﺭﺩﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺭﻩ؟

ﺗﻮ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﺨﺸﯽﺍﯾﻨﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﺠﺪﻩ ﻧﮑﺮﺩﻣﺎ ﺑﺨﺸﯿﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺒﺨﺶﺩﺍﺭﻩ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﻩ … ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺭﺩ ﮐﺮﺩ !



جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 15:59 | Iman Abbasi |
 

شش هزار و 200 نسخه کتاب خطی از محل سابق دانشکده ادبیات دانشگاه شهید چمران اهواز پیدا شد.

 
معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان روز چهارشنبه به ایرنا گفت: این نسخ خطی بسیار ارزشمند و کم نظیر هستند.عاطفه رشنویی افزود: اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان اعلام آمادگی کرده که با استفاده از تجربیات و تخصص کارشناسان این اداره، آثار را بررسی کند.وی بیان کرد: این نسخ خطی هفته گذشته پیدا شده و جزییات بررسی آنها توسط کارشناسان تا هفته آینده اعلام می شود.دانشکده ادبیات دانشگاه شهید چمران تا سال 91 در ساختمان قدیمی معروف به سه گوش در حاشیه میدان مولوی اهواز مستقر بود. 
 
 


چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:37 | Iman Abbasi |
 

در یکی از مسابقات فوتبال زنان در اردن، به هنگام افتادن حجاب سر یکی از بازیکنان، دیگر بازیکنان از هر دو تیم که از قضا خودشان هم حجاب نداشتند دور او را گرفتند تا وی بتواند حجابش را درست کند.

به گزارش عصرایران به نقل از رسانه های اردن، این مسابقه میان دو تیم فوتبال زنان باشگاه های اردنی امان و شباب برگزار شد.
این اتفاق با تحسین تماشاگران حاضر در ورزشگاه و انتشار عکس آن با توجه مخاطبان روبه رو شد.

دفاع از حجاب (عکس)


چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:32 | Iman Abbasi |
يكي از دو موضوع زير را بررسي كنيد. اختيار باخودتونه

سيستمهاي اطلاعاتي و امنيت

ERP



سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 0:53 | Iman Abbasi |
ﻣـﺮﺩﯼ ﺑـﻪ ﺯﻧـﺶ ﮔـﻔـﺖ: "ﻧـﻤـﯿـﺪﺍﻧـﻢ ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﭼـﻪ ﻛـﺎﺭ ﺧـﻮﺑـﯽ ﺍﻧـﺠـﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻛـﻪ ﯾـﻚ فرشته ﺑـﻪ ﻧـﺰﺩﻡ ﺁﻣـﺪ ﻭ ﮔـﻔـﺖ ﻛـﻪ ﯾـﻚ ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﺗـﺎ ﻣـﻦ ﻓـﺮﺩﺍ ﺑـﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺵ ﻛـﻨـﻢ"!
ﺯﻥ ﺑـﻪ ﺍﻭ ﮔـﻔـﺖ: "ﻣـﺎ ﻛـﻪ 16 ﺳـﺎﻝ ﺍﺟـﺎﻗـﻤـﻮﻥ ﻛـﻮﺭﻩ ﻭ ﺑـﭽـﻪ ﺍﯼ ﻧـﺪﺍﺭﯾـﻢ، ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﻛـﻪ ﺑـﭽـﻪ ﺩﺍﺭ ﺷـﻮﯾـﻢ.
ﻣـﺮﺩ ﺭﻓـﺖ ﭘـﯿـﺶ ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﻭ ﻣـﺎﺟـﺮﺍ ﺭﺍ ﺑـﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺗـﻌـﺮﯾـﻒ‌ ﻛـﺮﺩ، ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﮔـﻔـﺖ: "ﻣـﻦ ﺳـﺎﻟـﻬـﺎﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻧـﺎﺑـﯿـﻨـﺎ ﻫـﺴـﺘـﻢ، ﭘـﺲ ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﻛـﻪ ﭼـﺸـﻤـﺎﻥ ﻣـﻦ ﺷـﻔـﺎ ﯾـﺎﺑـﺪ"
ﻣـﺮﺩ ﺍﺯ ﭘـﯿـﺶ ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﺑـﻪ ﻧـﺰﺩ ﭘـﺪﺭ ﺭﻓـﺖ، ﭘـﺪﺭﺵ ﺑـﻪ ﺍو ﮔـﻔـﺖ: "ﻣـﻦ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺑـﺪﻫـﻜـﺎﺭﻡ ﻭ ﻗـﺮﺽ ﺯﯾـﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻓـﺮﺷـﺘـﻪ ﺗـﻘـﺎﺿـﺎﯼ ﭘـﻮﻝ ﺯﯾـﺎﺩﯼ ﻛـﻦ"
ﻣـﺮﺩ ﻫـﺮﭼـﻪ ﻓـﻜﺮ ﻛـﺮﺩ, ﻫـﻮﺍﯼ ﻛـﺪﺍﻣـﺸـﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷـﺘـﻪ ﺑـﺎﺷـﺪ، ﻛـﺪﺍﻡ ﯾـﻚ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﺍﻓـﺮﺍﺩ ﺗـﻘـﺪﻡ ﺩﺍﺭﻧـﺪ، ﺯﻧـﻢ؟ ﻣـﺎﺩﺭﻡ؟ ﭘـﺪﺭﻡ؟
ﺗـﺎ ﻓـﺮﺩﺍ ﺭﺍﻩ ﭼـﺎﺭﻩ ﺭﺍ ﭘـﯿـﺪﺍ ﻛـﺮﺩ ﻭ ﺑـﺎ ﺧـﻮﺷـﺤـﺎﻟـﯽ ﺑـﻪ ﭘـﯿـﺶ فرشتهﺭﻓـﺖ ﻭ ﮔـﻔـﺖ: "ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻛـﻪ ﻣـﺎﺩﺭﻡ ﺑـﭽـﻪ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔـﻬـﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻃـﻼ ﺑـﺒـﯿـﻨـﺪ“!
ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ ﻣـﺎ ﻫـﻢ ﮐـﻤﯽ ﻓـﮑـﺮ ﮐـﻨـﯿـﻢ ﻭ ﻋـﺠـﻮﻻﻧـﻪ ﺗـﺼـﻤـﯿـﻢ ﻧـﮕـﯿـﺮﯾـﻢ💐..(ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ)



شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ | 18:54 | Iman Abbasi |
روز پنج شنبه ساعت 4:30

جنب اتاق مدیران گروه دانشکده بهشتی

جلسه توجیهی برای دانشجویان محترمی که با من درس کارموزی رو گرفتند برگزار میشود

 



سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ | 19:13 | Iman Abbasi |
مردی در یک باغ درخت خرما را با شدت ‌تکان می‌داد و بر زمین می‌ریخت. صاحب باغ آمد و گفت ای مرد احمق! چرا این کار را می‌کنی؟ دزد گفت: چه اشکالی دارد؟ بنده خدا از باغ خدا خرمایی را بخورد و ببرد که خدا به او روزی کرده است. چرا بر سفره گسترده نعمتهای خداوند حسادت می‌کنی؟ صاحب باغ به غلامش گفت: آهای غلام! آن طناب را بیاور تا جواب این مردک را بدهم.

آنگاه دزد را گرفتند و محکم بر درخت بستند و با چوب بر ساق پا و پشت او می‌زد. دزد فریاد برآورد، از خدا شرم کن. چرا می‌زنی؟ مرا می‌کشی. صاحب باغ گفت : این بنده خدا با چوب خدا در باغ خدا بر پشت خدا می‌زند. من اراده‌ای ندارم کار، کار خداست. دزد که به جبر اعتقاد داشت گفت: من اعتقاد به جبر را ترک کردم تو راست می‌گویی ای مرد بزرگوار نزن. برجهان جبر حاکم نیست بلکه اختیار است اختیار است اختیار.

منبع:‌ آکاایران



دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:30 | Iman Abbasi |
جغدی روی کنگره‌های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌کرد؛ رفتن و ردپای آن را و آدم‌‌هایی را می‌دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند.

 

اما جغد می‌دانست که سنگ‌ها ترک می‌خورند، ستون‌ها فرو می‌ریزند، در‌ها می‌شکنند و دیوار‌ها خراب می‌شوند.

او بار‌ها و بار‌ها تاج‌های شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابه‌لای خاکروبه‌های کاخ دنیا دیده بود.

 

او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری‌اش می‌خواند و فکر می‌کرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ها، با این آواز کمی بلرزد.

 

روزی کبوتری از آن حوالی رد می‌شد، آواز جغد را که شنید، گفت: «بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگین‌شان می‌کنی. دوستت ندارند. می‌گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.» قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند...

 سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: «آوازخوان کنگره‌های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.»

 

جغد گفت: «خدایا! آدم‌هایت مرا و آواز‌هایم را دوست ندارند.»

 

خدا گفت: «آوازهای تو بوی دل کندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌ هستند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای! و آنکه می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ‌چیز دل نمی‌بندد. دل نبستن سخت‌ترین و زیباترین کار دنیاست اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.»

 

جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره‌های دنیا می‌خواند و آن‌کس که می‌فهمد، می‌داند آواز او پیغام خداست.

 

منبع: آکاایران



دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:30 | Iman Abbasi |
مهر - ۷۱ سال پیش سازمان جاسوسی آمریکا برای شناسایی هیتلر توسط سربازانش اقدام بامزه ای انجام داد.

در سال ۱۹۴۴ سازمان جاسوسی آمریکا متوجه شد که آدولف هیتلر دیکتاتور آلمانی قصد فرار از کشورش را دارد. ترس از فرار هیتلر از این کشور باعث شد سازمان اطلاعاتی آمریکا یک هنرمند آرایشگر را برای بررسی تمام احتمالات در تغییر چهره هیتلر هنگام فرار استخدام کند. این آرایشگر نیز تمام تغییرات احتمالی روی چهره هیتلر را بررسی و تغییرات خود را در عکس ها اعمال کرد. آمریکایی ها قصد داشتند با این کار سربازانشان را با چهره های شبیه سازی شده آشنا کنند تا بتوانند رهبر نازی ها را در صورت مشاهده شناسایی کنند.

این عکس ها برای اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط مجله آلمانی اشپیگل به صورت عمومی چاپ شد.

فتوشاپ عکس هیتلر در 71 سال پیش (+عکس)


دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:28 | Iman Abbasi |
برترین ها - در این پست تصاویری از قلعه ای را مشاهده می کنید که در وسط بیابان یکه و تنها به حال خود رها شده است. آدم احساس می کند این عکس ها فراواقعی هستند، زیرا خیلی عجیب است در دل یک تپه چنین قلعه زیبایی تراشیده شده باشد. اما واقعی است.

مداین صالح یا حجر، نام این بنای سنگی تاریخی است و در شمال کشور عربستان سعودی و جنوب دومة الجندل واقع شده است. تاریخ سنگ نمای خارجی استفاده شده در مداین صالح به سده اول پیش از میلاد باز می‌گردد. این آثار دارای حدود ۵۰ سنگ‌نوشته ونقش‌های درونی است که متعلق به مرحله پیش از نبطیان و قوم ثمود است. این بنا، در برگیرنده ۱۱۱ گور و نیز سامانه آبیاری تاریخی است که نشان‌دهنده تخصص نبطیان در زمینه سازه‌های آبی بوده است.

خانه‌های حجر در کوه ساخته شده و این کوه‌ها «اثالث» نام دارد. این کوه‌ها چنان است که هرکس آن‌ها را از دور ببیند آن‌ها را به هم پیوسته می‌پندارد، ولی چون نزدیک شود هریک را جدا می‌بیند. گرداگرد این کوه‌ها را شنزار فراگرفته و به این خاطر بالا رفتن از این کوه‌ها بسیار دشوار است.

مداین صالح، در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۰۸، به عنوان اولین اثر ثبت شده در عربستان سعودی، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

در ادامه می توانید این شاهکار معماری باستانی را مشاهده کنید.  البته جا دارد اشاره کنیم نام این بنای ویژه در قرآن نیز آمده است. خداوند در سوره «حجر»  در آیه 82 گفته: « آنها خانه‌های امن در دل کوه‌ها می‌تراشیدند.».

 


دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:27 | Iman Abbasi |
مهر - یک بیمار کلیوی برای فرار از صف های طولانی مدت پیوند کلیه با خودروی شخصی اش اقدام به پیدا کردن کلیه کرد.

ایستادن در صف پیوند کلیه همیشه یکی از دردناکترین اتفاقات برای بیماران کلیوی است و بسیاری از بیماران کلیوی در این انتظار جان خود را از دست می دهند. «کریستین رویلس» ۲۴ ساله اوایل سال گذشته متوجه شد که هر دو کلیه هایش را از دست داده است و باید برای پیدا کردن یک کلیه جدید در صف ۱۰۰ هزارنفری انتظار بماند.

پیداکردن کلیه با روشی متفاوت! (+عکس)

او متوجه شد که سالانه حدود ۴هزارنفر جان خود را در این صف طولانی از دست می دهند. پس کریستین تصمیم گرفت خودش برای حل این مشکل اقدام کند. او شنیده بود پیرمردی در پورتلند جنوبی برای پیدا کردن کلیه برای همسرش پلاکاردی را در دست گرفته بود و به خیابان ها می رفت. کریستین نیز با الهام از این قصه ماشینش را تبدیل به یک بیلبورد تبلیغاتی کرد و جمله ساده ای روی آن نوشت: «من به دنبال کسی می گردم که کلیه اش را به من اهدا کند. فقط باید دارای گروه خونی O باشد.» او این جمله را همراه با اسم و شماره تلفنش نوشت و با نامزدش در خیابانها حرکت کرد.

چندروز بعد از این حرکت، یکی از زنان هم محله ای به نام «اشلی» با دیدن این پیام بسیار ناراحت شد. او در این باره می گوید: «در تمام عمرم جمله ای تا این اندازه غم انگیز ندیده بودم.» اشلی به خانه رفت و این موضوع را با همسرش «جاش» مطرح کرد و جاش نیز یک جمله گفت: «چطور است من را امتحان کنید!» جاش می گوید: «اگر این اتفاق برای همسر من هم رخ می داد من تمام تلاشم را برای پیدا کردن کلیه می کردم و دوست داشتم کسی بود که کلیه اش را به همسرم اهدا می کرد. ما سه فرزند داریم و من می توانم کلیه ام را به کریستین اهدا کنم.»

تست نهایی از جاش تا چند وقت دیگر انجام می شود و این دو باید برای عمل آماده شوند. جاش بابت این کار هیچ پولی از کریستین دریافت نخواهد کرد. او فقط قصد دارد با این کار به فرزندانش یاد بدهد وقتی کسی نیاز به کمک دارد باید به او کمک کرد و جاش با این کمک بزرگ زندگی کریستین را نجات داد.

احتمالا قصه جاش و فداکاری اش مدتها در ذهن مردم محله اش خواهد ماند و کریستین نیز به باقی بیماران کلیوی یاد داد که باید خودشان دنبال انگیزه های زندگی و درمان بیماری شان باشند. 

پیداکردن کلیه با روشی متفاوت! (+عکس)
 
 
 
 


دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:24 | Iman Abbasi |
بدون شرح!



دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 12:18 | Iman Abbasi |
استاد شهریار در پی یک شکست عشقی ترم آخر پزشکی دانشگاه را رها میکند و ترک تحصیل مینماید.یعنی حدود 6 ماه قبل از اخذ مدرک دکتری از دانشگاه به دلیل شکست عشقی انصراف میدهد.او که به خواستگاری دختری از آشنایان میرود چون وضع مالی مناسبی نداشته و در ابتدا مشهور هم نبوده جواب رد میشنود.استاد ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﺗﺎ 47  ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﺠﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ...ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﻓﺖ، به ﺍﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻩ بوﺩ !!!ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ در ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ به ﺩﺭ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ بچه ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﻭﺩ که واقعاً معرکه است :
ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ........ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ؛ ﭘﺴﺮﻡ
ﺗﻮ ﺟﮕﺮﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ.........ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ........ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ
ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ..........ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ
ﻋﺸﻖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻫﻨﺮ.........ﻋﺠﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺮﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﯿﻢ ﻭ ﺯﺭﻡ
ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ.........ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻡ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ.........ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ.
شهریار در یکی از سمینارها و شب شعری که در شیراز به مناسبت بزرگداشت سعدی و حافظ برگزار میگردد دعوت میشود.در آن سمینار شهریار غزل زیبایی میخواند که همه مبهوت میشوند.یک دختر دانشجوی رشته ادبیات از دانشگاه شیراز بلند میشود و مقاله ای در توصیف شهریار میخواند و او را شهریار مسلم غزل میخواند.دختر در پایان جلسه نزد شهریار میرود و خیلی زیاد از شهریار تعریف مینماید و میگوید که من عاشق و شیفته شما و این غزلتان شده ام.شهریار از دختر میپرسد نام شما چیست؟دختر میگوید غزالهشهریار فی البداهه این تک بیت را میگوید:((شهریار غزلم خواند غزالی وحشیچه خوش است با غزلی صید غزالی کردم))
استاد شهریار در اواخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان بستری میگردد و دکتر خانواده او را جواب میکند.دوستان و آشنایان شهریار برای بهبود روحیه او میروند و با اصرار آن خانم عشق قدیمی شهریار را راضی میکنند که به عیادت شهریار برود.عشق قدیمی شهریار که حالا یک پیرزن بود قبول میکند که به عیادت شهریار در بیمارستان برود.وقتی عشق قدیمی شهریار به بیمارستان میرود شهریار روی تخت بیمارستان خواب بوده است اما صدای قدمها و گام عشق قدیمی خود را میشناسد و از خواب بیدار میشود.وقتی عشق او در اتاق را باز میکند شهریار این شعر مشهور که از مفاخر ادبیات فارسی هست را برای عشق قدیمیش میسراید:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا.........بیوفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی...........سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست.......من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم...........دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته و بی اعتبار..........اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود........ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت.........اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند...........در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین...........خاموشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر.............زین سفر راه قیامت میرود تنها چرا.



پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ | 1:4 | Iman Abbasi |
بدون شرح!


سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 19:28 | Iman Abbasi |
😂😂😂😂😂مديرعامل جواني كه اعتماد به نفس پاييني داشت، ترفيع شغلي يافت؛ اما نمي توانست خود را با شغل و موقعيت جديدش وفق دهد. روزي كسي در اتاق او را زد و او براي آنكه نشان دهد آدم مهمي است و سرش هم شلوغ است، تلفن را برداشت و از ارباب رجوع خواست داخل شود. در همان حال كه مرد منتظر صحبت با مديرعامل بود، مديرعامل هم با تلفن صحبت مي كرد. سرش را تكان مي داد و مي گفت: «مهم نيست، من مي توانم از عهده اش برآيم.» بعد از لحظاتي گوشي را گذاشت و از ارباب رجوع پرسيد: «چه كاري مي توانم براي شما انجام دهم؟» مرد جواب داد: «آمده ام تلفن تان را وصل كنم!»چرا ما انسان ها گاهي به چيزي كه نيستيم تظاهر مي كنيم؟ قصد داريم چه چيز را ثابت كنيم؟ مي خواهيم چه كاري انجام دهيم؟ چه لزومي دارد دروغ بگوييم؟ چرا به دنبال كسب حس مهم بودن حتي به طور كاذب هستيم؟ بايد همواره به ياد داشته باشيم كه تمام اين نوع رفتارها، ناشي از ناامني و اعتماد به نفس پايين است.



سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 17:46 | Iman Abbasi |
ضرب‌ المثل‌ های مدیریتی عجیب از سراسر دنیا:1- جامایکا:قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.تفسیر: تا وقتی بکسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن ۲ – هاییتی:اگر ميخای جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند، خودت روی تخم‌مرغ ها بخواب.تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.۳ –لاتین:یک خرگوش احمق، برای لانه‌ی خود سه ورودی تعبیه می‌کند.تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل حکم می‌کند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آن‌ها ببندی۴ –آفریقا:هرسوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.معادل فارسی: اگر در دیده‌ی مجنون نشینی، به غیر از خوبی لیلی نبینی.۵ –روسی:بشکه‌ی خالی بلندترین صدا را ایجاد می‌کند.تفسیر: هیاهو و ادعای زياد نشان از تهی بودن دارد.6 –اسپانیا:برای پختن یک املت خوشمزه، حداقل باید یک تخم‌مرغ شکست.تفسیر:بدون صرف هزینه به نتیجه‌ مطلوب دست نخواهی یافتمعادل فارسی: بی‌مایه فطیر است.۷ –روسی:هرکه چاقوی بزرگی در دست دارد، لزومآ آشپز ماهری نیست.تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.



سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 2:18 | Iman Abbasi |
✨سواد   تعريف كلاسيك سواد توانايي خواندن و نوشتن است.اما امروزه در قرن بيست يكم توانايي خواندن و نوشتن تنها بخش كوچكي از تعريف سواد است و حتي داشتن مدارك و مدارج عاليه دانشگاهي نيز دال بر با سوادي افراد نيست.
     بر اساس تعريف يونسكو شخص با سواد فردي است ك تمام پارامتر هاي زير را در خود داراست:١- سواد عاطفي: توانايي برقراري روابط عاطفي با خانواده، همسر و دوستان به نحو احسن٢- سواد ارتباطي: توانايي برقراري ارتباط و تعامل با تمامي اعضاي جامعه (آداب معاشرت- روابط اجتماعي احسن)٣- سواد مالي: توانايي مديريت اقتصادي درآمد (چگونگي پس انداز، سرمايه گذاري و مديريت خرج)٤- سواد رسانه: اينكه بدانيم كدام رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است؛ توانايي تشخيص وثوق اخبار و ديگر پيام هاي رسانه اي٥- سواد آموزش و پرورش: توانايي تربيت فرزندان به نحو احسن٦- سواد رايانه: توانايي استفاده از مهارت هاي هفت گانه رايانه ICDL ( مفاهيم پايه فناوري اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه و مديريت فايل ها، واژه پرداز word، صفحه گستر Excel، استفاده از پايگاه داده ها Access ،ارايه مطالب PowerPoint و اينترنت...



سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 2:14 | Iman Abbasi |
🌹 شخصی می گفت: «من سی سال دارم.»
بزرگی به او خرده گرفت و گفت:«نباید بگویی سی سال دارم، باید بگویی آن سی سال را دیگر ندارم.»
راستی شما به جای سال هایی که دیگر ندارید، چه دارید؟
عمر شما فرصت و زمان شماست به بطالت هدرش ندهید.
              "فلورانس نایتینگل"



دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ | 17:59 | Iman Abbasi |
داستان مورچه.........
مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.
سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود.
شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت.
بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.
سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد.
سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند... ... سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد.
شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت  می گیرد، استفاده کند. تا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد.
سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد... ... سوسوک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد.
مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت دوست نداشت.
شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.
این پست به ملخ داده شد.
اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.
ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند...
محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند.
در این زمان بود که ملخ شیر را قانع کرد که نیاز زیادی به مطالعات هواشناسی دارند.
با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.
بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.
حدس می زنید شیر اولین کسی را که اخراج کرد که بود؟
البته مورچه ”
زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار کردن نداشت.“


به امید موفقیت برای کلیه مورچگان



دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ | 17:37 | Iman Abbasi |
دیدگاه گورخری در روانشناسی :از گورخری پرسیدم: تو سفیدی راه راه سیاه داری، یا اینکه سیاهی راه راه سفید داری؟ گورخر به جای جواب دادن پرسید: تو خوبی فقط عادت های بد داری، یا بدی و چندتا عادت خوب داری؟ ساکتی بعضی وقت ها شلوغ می کنی، یا شیطونی و بعضی وقتها ساکت می شی؟ ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی، یا ذاتا افسرده ای و بعضی روزها خوشحالی؟ لباس هات تمیزن فقط پیراهنت کثیفه، یا کثیفن و شلوارت تمیزه؟ و من دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره ی راه راهاشون چیزی نپرسیدم!داشتن دیدگاه گورخری در روانشناسی به این معنی است که آدم ها را مجموعه ای از ویژگی های خوب و بد بدانیم.زمانی که ما یک سری باید و نباید برای خودمان و دیگران تعریف می کنیم و معیار رفتار دیگران را باید و نبایدهای خودمان قرار می دهیم هیچ گاه شرایط مناسبی برای گفت و گو به وجود نمی آید چون معتقدیم که نگرش درست، نگرش من و راه درست، راه من است و در نتیجه می خواهیم به این نتیجه برسیم که ما برتر هستیم.پس برای ایجاد رابطه سالم نیاز است که با دیدگاه گورخری به زندگی و روابط نگاه کنیم بدین معنا که آدم ها نه بد هستند و نه خوب.



دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ | 17:2 | Iman Abbasi |
 

روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.

در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش می داد.

 

یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است. سطل را تمیز کرد، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد.

وقتی همسایه صدای در زدن او راشنید خوشحال شد وپیش خود فکر کرداین بار دیگر برای دعوا آمده است.

وقتی در را بازکرد مرد به او یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده داد و گفت :

 

" هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت میکند که از آن بیشتر دارد..."

منبع: آکاایران



یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 19:27 | Iman Abbasi |
 

جغدی روی کنگره‌های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌کرد؛ رفتن و ردپای آن را و آدم‌‌هایی را می‌دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند.

 

اما جغد می‌دانست که سنگ‌ها ترک می‌خورند، ستون‌ها فرو می‌ریزند، در‌ها می‌شکنند و دیوار‌ها خراب می‌شوند.

او بار‌ها و بار‌ها تاج‌های شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابه‌لای خاکروبه‌های کاخ دنیا دیده بود.

 

او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری‌اش می‌خواند و فکر می‌کرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ها، با این آواز کمی بلرزد.

 

روزی کبوتری از آن حوالی رد می‌شد، آواز جغد را که شنید، گفت: «بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگین‌شان می‌کنی. دوستت ندارند. می‌گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.» قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند...

 سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: «آوازخوان کنگره‌های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.»

 

جغد گفت: «خدایا! آدم‌هایت مرا و آواز‌هایم را دوست ندارند.»

 

خدا گفت: «آوازهای تو بوی دل کندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌ هستند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای! و آنکه می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ‌چیز دل نمی‌بندد. دل نبستن سخت‌ترین و زیباترین کار دنیاست اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.»

 

جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره‌های دنیا می‌خواند و آن‌کس که می‌فهمد، می‌داند آواز او پیغام خداست.

 

منبع: آکاایران



یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 19:24 | Iman Abbasi |
 

دیدنی های امروز



یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 19:10 | Iman Abbasi |
 

تیم کوک، مدیرعامل اپل به کارزاری که از متمولان می‌خواهد نیمی از ثروتشان را به خیریه‌ها بدهند، پیوست.

 
به کزارش عصرخبر، تیم کوک، مدیرعامل شرکت اَپل که در حال حاضر موفق‌ترین شرکت سودآور جهان محسوب می‌شود، اعلام کرده ثروت خود را برای مصرف در امور خیریه به انجمن‌های انساندوستانه خواهد بخشید.
مدیرعامل اپل، نصف ثروتش را می بخشد
ثروت کوک معادل ۸۰۰ میلیون دلار برآورد می‌شود.تیم کوک در گفتگو با نشریه فیوچر مگزین، گفته بنا دارد ثروت خود را صرف امور انساندوستانه کند اما ابتدا می‌خواهد خیالش از تامین هزینه‌های دانشگاه برادرزاده ۱۰ ساله‌اش راحت شود.این تصمیم مدیر عامل اپل (تولیدکننده آیفون و کامپیوترهای اپل) در ادامه پیوستن مدیران متمول جهان به کارزاری است که حدود پنج سال پیش توسط بیل گیتس، مدیرعامل سابق مایکروسافت و وارن بافت، میلیاردر آمریکایی به راه افتاد و طی آن از ثروتمندان خواسته شد دست کم نیمی از دارایی خود را صرف فعالیت‌های خیریه کنند.
مدیرعامل اپل، نصف ثروتش را می بخشد
از راست: وارن بافت - لیندا گیتس - بیل گیتس بنیانگذاران موسسه خیریه گیتس
بنیاد بیل و ملیندا گیتس بزرگ‌ترین انستیتو خیریه در جهان است. این بنیاد در سال ۲۰۰۰ میلادی به‌دست بیل و ملیندا گیتس بنیانگذاری شد و در سال ۲۰۰۶ میلادی به‌دست وارن بافت به دو برابر گسترش یافت.هدف‌های اصلی بنیانگذاری این بنیاد افزایش تندرستی و کاهش تهی‌دستی بسیار بالا در گستره جهان است و در آمریکا گسترش‌دادن شانس‌های آموزشی و دسترسی به تکنولوژی اطلاعات و داده‌ها می‌باشند. مرکز این بنیاد در شهر سیاتل در ایالت واشنگتن در آمریکا جای دارد و به‌دست سه تن از عضوهای هیات مدیره به نام‌های بیل گیتس و همسرش ملیندا گیتس و وارن بافت اداره می‌شود. دیگر مدیران بنیاد ویلیام اچ گیتس و پتی استونسیفر می‌باشند. حجم کمک‌های انجام‌شده این انستیتو نزدیک به ۳۳ میلیارد دلار است.از آن هنگام بسیاری از چهره‌های برجسته جهان به این درخواست پاسخ مثبت داده‌اند از جمله مارک زوکربرگ، بنیانگذار شبکه اجتماعی فیسبوک و بیش از ۱۰۰ ثروتمند سرشناس دیگر.
مدیرعامل اپل، نصف ثروتش را می بخشد
مدیرعامل فیس بوک
حقوق سالانه آقای کوک، از اوایل سال ۲۰۱۴ و پس از یک افزایش ۴۳ درصدی به ۹ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار رسیده است.
 
 


یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 19:8 | Iman Abbasi |
 

مصرف مواد و اعتیاد یکی از مهم‌ترین آسیب‌های روانی- اجتماعی است که گریبانگیر خانواده‌ها و جوانان در سراسر جهان است. ابتدایی‌ترین موضوع در زمینه پیشگیری از این آسیب مهلک دسترسی به اطلاعات صحیح در زمینه سوءمصرف مواد و اعتیاد است.

به گزارش ایسنا،مطالب و دانسته‌های زیادی در مورد این بیماری وجود دارد و بسیاری از جنبه‌های مختلف آن به صورت دقیق شناخته شده است، ولی هنوز عده‌ای از مردم همچنان باورهای اشتباهی در مورد اعتیاد، مواد و نحوه درمان دارند. اما آشنایی با این باورهای اشتباه در پیشگیری و مبارزه با اعتیاد بسیار موثر است.

«من معتاد نیستم» اولین طرز فکر معتادان است که باید عوض شود. انکار بیماری به معنای از دست دادن فرصت بهبود است. هیچکس در آغاز نمی‌پذیرد معتاد است؛ چراکه اگر بپذیرد باید مصرف را قطع کند که البته آن را دوست ندارد. معمولا چند سال طول می‌کشد تا یک معتاد قبول کند مشکل دارد و در این چند سال به مصرف ادامه می‌دهد.

خودم همه چیز را می‌دانم

بسیاری از معتادان چنین طرز فکری دارند؛ آنها واقعا معتقدند خودشان همه چیز را درباره اعتیاد می‌دانند و نیاز به کمک دیگران ندارند. همچنین بسیاری از معتادان بهترین راه خلاص شدن از ناراحتی‌ها را فکر نکردن به آنها می‌دانند و با مصرف مواد و الکل مغز خود را از کار می‌اندازند تا مجبور به فکر کردن راجع‌به مشکلات‌شان نشوند.

بسیاری از معتادان با این فکر شروع کرده‌اند که مصرف گاه به گاه و تدریجی مواد باعث اعتیاد نمی‌شود. این درحالیست که حتی یکبار مصرف مواد میل و کشش مصرف دوباره را ایجاد می‌کند. از دیگر باورهای غلط درباره اعتیاد می‌توان به این جمله اشاره کرد که با قدرت اراده‌ام می‌توانم هر وقت بخواهم مواد مصرف نکنم. باید گفت قدرت اراده ربطی به مصرف مواد ندارد. ترک مواد و ادامه آن جنبه جادویی ندارد و به کار و تلاش زیاد نیاز دارد و یکدفعه امکان پذیر نیست.

برخی تصور می‌کنند که مصرف تریاک باعث افزایش قوای جنسی می‌شود.هر چند در ابتدای مصرف ممکن است چنین حالتی ایجاد شود ولی پس از مدتی مصرف اختلال در قوای جنسی تشدید شده و فرد را دچار مشکل می‌کند. همچنین باوری وجود دارد که می‌گوید نشئگی و مستی آدم را سرحال می‌آورد اما اگر چه احساس خوب و خوشایند جزئی از مراحل اولیه اعتیاد است ولی این موضوع همیشگی نیست.

از طرفی برخی دیگر می‌گویند که مصرف مواد باعث خلاقیت می‌شود. در بعضی موارد و به خصوص در بعضی محافل هنری از مواد توهم‌زا مثل حشیش، گراس، ال اس دی و... برای ایجاد خلاقیت استفاده می‌کنند در حالی که این افراد به غلط توهم را نوعی خلاقیت می‌دانند. اما باید دانست که خلاقیت امری سالم و توهم ناشی از بیماری‌ست.

برخی هم بر این باورند که مصرف تریاک باعث جوان ماندن می‌شود؛ این نگرش مثبت نسبت به تریاک نسبتا رایج است، اما حقیقت آنست که مصرف تریاک نه تنها باعث جوانی و سلامتی نیست بلکه به شدت بدن را هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی تحلیل می‌برد. تریاک گیرنده‌های درد را از کار می‌اندازد و لذا فرد احساس درد و ناراحتی نمی‌کند و به نظرش می‌رسد که سالم است و تریاک به سلامت او کمک کرده است؛ در حالیکه اینچنین نیست.

بنابر اعلام معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی؛ یکی دیگر از باورهای غلط درباره اعتیاد این است که مصرف تریاک، حشیش و موادی که از گیاهان تولید می‌شوند چون جنبه شیمیایی ندارند، بی ضررند؛ عده‌ای به طب سنتی پایبندند و از داروهای گیاهی استفاده می‌کنند و معتقدند چون مواد شیمیایی نیستند و جنبه گیاهی دارند، پس مضر نیستند؛ حال آنکه مصرف برخی مواد صرف نظر از اینکه جنبه گیاهی داشته باشند یا صناعی، مضر و مهلک است و تریاک و حشیش و... از جمله این مواد مضر هستند.

عده‌ای می‌گویند حشیش اعتیادآور نیست؛ برخلاف تصور مردم حشیش هم وابستگی روانی و هم جسمانی ایجاد می‌کند و از ویژگی‌های مهم آن توهم‌زایی است. تنها تفاوت آن با مواد افیونی مانند تریاک، هرویین و... در آن است که در مصرف‌کنندگان حشیش ایجاد وابستگی روانی و جسمی کندتر است. به همین دلیل این باور غلط وجود دارد که حشیش اعتیاد آور نیست.

برخی نیز فکر می‌کنند مصرف مواد مخدر برای درمان بیماری‌ها مناسب است، حال آنکه هیچ تحقیقی نشان نداده که مصرف مواد و به خصوص تریاک جنبه درمانی داشته است.

برخی بر این باورند که نیکوتین از چاقی پیشگیری می‌کند. در این باره نیز باید گفت که آثار موقت نیکوتین در کاهش انسولین باعث کاهش اشتها می‌شود. از طرفی بیکاری دست و دهان در موقع ترک سیگار ممکن است به ریزه‌خواری و چاقی منجر شود و لذا این موضوع ربطی به اثرات نیکوتین در لاغری ندارد.

معتادان بر این باورند که بدون مواد نمی‌توانند از پس زندگی برآیند. واقعیت این است که مواد به طور موقت از افکار منفی جلوگیری و آرامش کاذب ایجاد می‌کند. حال آنکه اعتماد به نفسی که با مصرف مواد حاصل شود، توهمی بیش نیست.



یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 18:59 | Iman Abbasi |
 



یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 18:54 | Iman Abbasi |
مطالب قدیمی تر